عقد ازدواج آریایی؛ در کشاکش سنت، مذهب و قانون

23 مرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 81 بازدید


عقد ازدواج آریایی، به سبب فارسی بودن واژگان یا نامتعارف بودن مراسم و تشریفات آن، باطل نیست؛ بلکه هرگاه الفاظ آن، به صراحت، متضمن ایجاب و قبول و انشای زوجیت، با شرایط قانونی و شرعی باشد، صحیح است و در غیر این صورت، موجب تحقق نکاح نخواهد بود.

گفتنی است اگر چه عقاید، باورها و حساسیت بخشی از جامعه مذهبی ایران و برخی حقوق دانان، نسبت به عقد آریایی، محترم و قابل درک است؛ اما گرایش شماری از شهروندان و به ویژه نسل جدید به برپایی این شیوه از تشریفات ازدواج، که برخاسته از دگرگونی نگاه و دیدگاه فرهنگی آنان می باشد نیز همان قدر شایسته ی احترام است؛ و تفاوت در نگرش یا میزان پای بندی به دین یا ذائقه فرهنگی نسل ها، به خودی خود، نه ناسازگاری عقد آریایی با فرهنگ متمدن ایرانی اسلامی است؛ و نه موجبی برای مخالف قلمداد نمودن آن با مبانی حقوقی و در نهایت، بی اعتبار دانستن آن. چراکه میان آنچه با باور یا سلیقه ای شخصی، ناسازگار جلوه می نماید با آنچه به حکم شرع و قانون، بی اعتبار است، فاصله ای است که نباید نادیده گرفته شود. افزون بر این، هویداست که اگر در فضای اجتماعی و فرهنگی ایران، گروهی، بنا به عواملی از جمله غلبه سنت فقهی در آیین ازدواج، پیوند خوردن زبان عربی با شرع، و بار تاریخی، معنایی و هویتی عنوان آریایی، تشریفات عقد آریایی را نامتعارف یا نامعتبر می پندارند، تلقی آنان را نباید دیدگاه قانون و شرع دانست زیرا عنوان «عقد آریایی» نه موجب بطلان عقد ازدواج است نه دلیل صحت عقد، آن چه تعیین کننده و اثرگذار است ماهیت الفاظ و واژگانی است که در آن گفته می شود.

از منظر قانون مدنی، ماده ۱۰۶۲ می گوید نکاح واقع می شود به «ایجاب و قبول» به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید. بنابراین، قانون، به صراحت، عربی بودن الفاظ را شرط نکرده است. در فقه امامیه نیز، اصل بر تحقق نکاح با ایجاب و قبول است و در برخی فتاوا، در صورت ناتوانی از اجرای صیغه عربی، عبارات فارسی گویای معنای ایجاب و قبول، کافی دانسته شده است، مانند اینکه زن بگوید: «خودم را به همسری تو درآوردم» (ایجاب زن) و مرد بگوید: «پذیرفتم» (قبول مرد) یا زن بیان کند «تو را به همسری خود پذیرفتم و همسر تو شدم» و مرد بیان کند «پذیرفتم» یا در یک بیان بسیار روشن و صریح، این عبارات میان زن و مرد گفته شود: «با این مهر، خود را به عقد دائم تو درآوردم» «این ازدواج را قبول کردم»

بر این اساس، اگر متن «عقد آریایی» فقط سوگند، بیان سخنان تعهدآور یا اشعار عاشقانه و مانند این باشد؛ و به صورت شفاف و بدون ابهام، انشای نکاح و قبول آن را نرساند، به تنهایی، عقد نکاح را مطابق قانون، محقق نمی نماید؛ اما اگر در کنار آن، ایجاب و قبول صحیح ازدواج با الفاظ معتبر انجام شود، خود مراسم آریایی، هیچ اشکال و تردیدی در صحت ازدواج ایجاد نمی کند زیرا در این عقد، ایجاب و قبول، شرط است، نه وابستگی به واژه های شرعی و عربی. چه آنکه الفاظ فقهی و عربی، نقش مستقل در ایجاد اعتبار حقوقی عقد ازدواج ندارند. در نتیجه، برپایی عقد ازدواج با واژگان درست فارسی و به روشی که قانون مدنی تبیین کرده، معتبر است، چه عنوان و شیوه ی اجرای آن را «عقد آریایی» بدانیم یا تحت هر نام و تشریفات دیگر برپا شود. به بیان دیگر، صرف استفاده از عنوان «عقد آریایی» نه موجب اعتبار یک ازدواج است و نه به خودی خود، موجب بی اعتباری آن می شود. ملاک، تحقق شرایط قانونی نکاح، قصد و اراده باطنی مشترک زن و مرد، و ایجاب و قبول است.

پس آنچه در تحقق ازدواج، اهمیت اساسی دارد، وجود قصد مشترک و رضایت واقعی طرفین و اعلام صریح اراده آنان برای ایجاد رابطه زوجیت است، و قانون، استفاده از عبارات عربی یا اصطلاحات مذهبی مشخصی را شرط صحت عقد نکاح قرار نداده است. آن چه که این نکته را تایید و تقویت می نماید، حکم ماده ۱۰۶۶ قانون مدنی است که در مواردی که زن یا مرد یا هر دو، توانا به صحبت کردن نباشند، اشاره ای را که به گونه ای آشکار، بیان گر قصد ازدواج باشد برای تحقق عقد نکاح کافی می داند.

بی راه نیست اگر گفته شود قانون برای یکسان کردن سلیقه ها نیست و تا آنجا که انتخاب شهروندان از مرز قانون نگذشته است، تفاوت در سبک زندگی و شیوه پیمان زناشویی، نه تخلف از نظم اجتماعی، که جلوه ای از حق انتخاب است؛ هرچند برای برخی، ناپسند یا ناخوشایند بنماید.

در نهایت، باید افزود: در جامعه ای که گاه، شکل و زبان عقد را با اعتبار آن یکی می داند و حتی در ادبیات حقوقی نیز واژگان فقهی و عربی را نشانه استحکام سخن می پندارد، عقد آریایی بیش از آنکه صرفا مسئله ای حقوقی باشد، فرصتی است برای سنجش نسبت سنت، مذهب و قانون.