سلامت هیجانی پرستاران و فرسودگی شغلی

23 مرداد 1405 - خواندن 10 دقیقه - 41 بازدید

سلامت هیجانی پرستاران و فرسودگی شغلی


لیلا محسنی 

شماره نظام روانشناسی 4478



سلامت هیجانی پرستاران یکی از پایه های مهم سلامت حرفه ای، کیفیت مراقبت و پایداری نظام درمان است. پرستاری حرفه ای است که در آن دانش تخصصی، مهارت بالینی، ارتباط انسانی و توانایی مدیریت هیجان ها به صورت هم زمان مورد نیاز است. پرستار در طول یک شیفت کاری با بیماران دارای درد، اضطراب، ترس و نگرانی روبه رو می شود و در بسیاری از موقعیت ها باید احساسات شخصی خود را مدیریت کند تا بتواند با آرامش و دقت به بیمار و خانواده او خدمت کند. استمرار این شرایط، در صورت نبود حمایت کافی، می تواند زمینه ساز فشار روانی و فرسودگی شغلی شود.






سلامت هیجانی به معنای توانایی شناخت، تجربه، تنظیم و بیان مناسب هیجان هاست. فرد دارای سلامت هیجانی می تواند احساسات خود را بشناسد، در شرایط دشوار واکنش های خود را مدیریت کند، از دیگران کمک بگیرد و پس از تجربه های پراسترس به وضعیت متعادل تری بازگردد. سلامت هیجانی به معنای نداشتن احساسات ناخوشایند نیست. ترس، خشم، غم، نگرانی و خستگی بخشی از تجربه طبیعی انسان هستند. مسئله مهم، نحوه مواجهه با این هیجان ها و توانایی بازگشت به تعادل است.


در حرفه پرستاری، سلامت هیجانی اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا کیفیت رابطه پرستار با بیمار تا حد زیادی تحت تاثیر وضعیت روانی و هیجانی پرستار قرار می گیرد. پرستاری که از نظر هیجانی در وضعیت مناسبی قرار دارد، معمولا توان بیشتری برای گوش دادن، همدلی، تصمیم گیری، ارتباط موثر و مدیریت موقعیت های بحرانی دارد. چنین شرایطی می تواند کیفیت مراقبت را افزایش دهد و تجربه بهتری برای بیمار و خانواده او ایجاد کند.


فرسودگی شغلی یکی از پیامدهای مهم فشار روانی مزمن در محیط کار است. فرسودگی شغلی معمولا با خستگی عاطفی، فاصله گرفتن ذهنی از کار و کاهش احساس کارآمدی حرفه ای شناخته می شود. در پرستاری، ساعات کاری طولانی، شیفت های شب، کمبود نیروی انسانی، حجم بالای بیماران، مسئولیت سنگین، مواجهه مداوم با درد و مرگ، تعارض های محیط کار و فشار ناشی از تصمیم های حساس می توانند احتمال فرسودگی را افزایش دهند.


خستگی جسمانی با فرسودگی شغلی یکسان نیست. یک پرستار ممکن است پس از یک شیفت سنگین احساس خستگی کند و پس از استراحت دوباره انرژی خود را به دست آورد. در فرسودگی شغلی، خستگی عمیق تر و پایدارتر است و می تواند نگرش فرد نسبت به کار، همکاران و حتی بیماران را تغییر دهد. احساس بی انگیزگی، کاهش علاقه به فعالیت حرفه ای، تحریک پذیری، کاهش تمرکز و احساس بی اثر بودن از تجربه هایی هستند که ممکن است در این وضعیت پدیدار شوند.


رابطه سلامت هیجانی و فرسودگی شغلی دوطرفه است. سلامت هیجانی مناسب می تواند ظرفیت فرد برای مقابله با فشارهای حرفه ای را افزایش دهد. در مقابل، فرسودگی شغلی می تواند سلامت هیجانی را تضعیف کند. پرستاری که برای مدت طولانی تحت فشار قرار دارد، ممکن است به تدریج تحمل هیجانی کمتری پیدا کند و در برابر موقعیت هایی که پیش تر برای او قابل مدیریت بودند، واکنش شدیدتری نشان دهد.


یکی از عوامل مهم در سلامت هیجانی پرستاران، خودآگاهی است. پرستار باید بتواند نشانه های خستگی، اضطراب، خشم و فشار روانی را در خود تشخیص دهد. شناخت این نشانه ها امکان مداخله زودهنگام را فراهم می کند. تغییر در خواب، کاهش انرژی، بی حوصلگی، کاهش تمرکز، حساس شدن نسبت به رفتار دیگران و کاهش علاقه به فعالیت های معمول می توانند زنگ خطرهایی برای افزایش فشار روانی باشند.


تنظیم هیجان نیز مهارتی اساسی در این حرفه است. تنظیم هیجان به معنای سرکوب احساسات نیست. سرکوب مداوم خشم، غم یا ترس می تواند فشار روانی را افزایش دهد. فرد باید یاد بگیرد احساس خود را بشناسد، دلیل آن را بررسی کند و واکنش مناسب تری انتخاب کند. تنفس آرام، مکث کوتاه پیش از واکنش، گفت وگوی حرفه ای، نوشتن تجربه های دشوار و استفاده از حمایت همکاران می تواند در تنظیم هیجان نقش داشته باشد.


یکی دیگر از عوامل مهم، حمایت اجتماعی در محیط کار است. پرستاری که احساس می کند در محیط کار شنیده می شود و در شرایط دشوار می تواند روی همکاران و مدیران خود حساب کند، ظرفیت بیشتری برای تحمل فشارهای شغلی دارد. حمایت همکارانه می تواند احساس تعلق، امنیت روانی و اعتماد را افزایش دهد. در مقابل، محیط کاری سرشار از تعارض، سرزنش و بی اعتمادی می تواند فشار روانی را تشدید کند.


مدیریت سازمانی نیز در سلامت هیجانی پرستاران نقش اساسی دارد. فرسودگی شغلی را نمی توان تنها به ویژگی های فردی پرستار نسبت داد. شرایط سازمانی، حجم کار، برنامه شیفت ها، فرصت استراحت، دسترسی به امکانات حمایتی، عدالت سازمانی، سبک مدیریت و کیفیت ارتباط میان اعضای تیم درمان اهمیت زیادی دارند. هنگامی که ساختار سازمانی فشار مزمن ایجاد می کند، توصیه های فردی برای آرام سازی یا مدیریت استرس به تنهایی کافی نخواهد بود.


یکی از راه های تقویت سلامت هیجانی، ایجاد فرهنگ مراقبت از مراقبان است. پرستاران وظیفه مراقبت از دیگران را بر عهده دارند و خود آنان نیز نیازمند مراقبت حرفه ای هستند. برنامه های حمایت روان شناختی، جلسات گفت وگوی گروهی، آموزش مهارت های ارتباطی، آموزش مدیریت هیجان، دسترسی به مشاوره و ایجاد فرصت های واقعی برای استراحت می تواند بخشی از این فرهنگ باشد.


تاب آوری نیز با سلامت هیجانی پرستاران ارتباط نزدیکی دارد. تاب آوری یا resiliency به معنای تحمل بی پایان فشار نیست. تاب آوری یعنی توانایی سازگاری با شرایط دشوار، استفاده از منابع فردی و اجتماعی، یادگیری از تجربه و بازیابی تعادل پس از فشار. پرستاری که تاب آوری بیشتری دارد، در برابر مشکلات حرفه ای انعطاف بیشتری نشان می دهد و می تواند از منابع حمایتی موجود استفاده کند.


تاب آوری حرفه ای زمانی تقویت می شود که فرد احساس کند کار او معنا دارد. معنای کار می تواند یکی از منابع مهم انرژی روانی باشد. پرستاری که ارزش خدمت خود را در زندگی بیماران و خانواده ها می بیند، ممکن است در مواجهه با دشواری های حرفه ای انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشد. البته معنای کار نمی تواند جایگزین شرایط کاری مناسب شود. معنا زمانی اثر بیشتری دارد که با حمایت سازمانی و فرصت بازیابی همراه باشد.


خودمراقبتی نیز بخش مهمی از سلامت هیجانی پرستاران است. خواب کافی، تغذیه مناسب، فعالیت بدنی، ارتباط با خانواده و دوستان، تفریح، فاصله گرفتن موقت از فضای کاری و داشتن زمان شخصی می تواند به بازیابی انرژی کمک کند. برای پرستارانی که شیفت های متغیر دارند، تنظیم خواب و ایجاد الگوی منظم استراحت اهمیت بیشتری پیدا می کند.


مهارت نه گفتن حرفه ای نیز می تواند از فشار بیش از حد جلوگیری کند. در محیط های کاری، گاهی فرد به دلیل احساس مسئولیت بالا، ترس از قضاوت دیگران یا تمایل به کمک بیشتر، مسئولیت های زیادی را می پذیرد. استمرار چنین وضعیتی می تواند ظرفیت جسمی و روانی فرد را کاهش دهد. تعیین مرزهای حرفه ای و بیان محترمانه محدودیت ها بخشی از سلامت شغلی است.


ارتباط موثر با بیمار و خانواده نیز می تواند فشار هیجانی پرستار را کاهش دهد. بسیاری از تعارض ها زمانی شدت می گیرند که بیمار یا خانواده او احساس می کنند اطلاعات کافی دریافت نکرده اند یا کسی وضعیت آنان را درک نمی کند. گوش دادن فعال، توضیح روشن، همدلی و حفظ مرزهای حرفه ای می تواند کیفیت ارتباط را افزایش دهد. پرستار نباید مسئول تمام احساسات بیمار یا خانواده او تلقی شود؛ وظیفه حرفه ای او ارائه مراقبت مناسب و ارتباط انسانی در چارچوب نقش شغلی است.


مدیریت تجربه های دشوار نیز اهمیت دارد. مواجهه مکرر با مرگ، رنج شدید، حوادث ناگوار و بیماران بدحال می تواند آثار هیجانی عمیقی ایجاد کند. گفت وگوی حرفه ای پس از رویدادهای دشوار، حمایت همکاران و امکان دریافت خدمات روان شناختی می تواند به پردازش سالم تجربه کمک کند. بی توجهی به این تجربه ها ممکن است فشار روانی را در طول زمان افزایش دهد.


برای کاهش فرسودگی شغلی، لازم است سازمان های درمانی از رویکرد پیشگیرانه استفاده کنند. پایش دوره ای وضعیت روانی کارکنان، شناسایی بخش های پرتنش، اصلاح برنامه شیفت ها، افزایش حمایت مدیریتی، تقویت کار تیمی و فراهم کردن فرصت استراحت از اقداماتی هستند که می توانند شرایط کاری را بهبود دهند. مدیران پرستاری نیز نقش مهمی در ایجاد محیطی دارند که در آن درخواست کمک یک رفتار حرفه ای تلقی شود.


سلامت هیجانی پرستاران با کیفیت مراقبت از بیمار، رضایت شغلی، ارتباط حرفه ای و پایداری نیروی انسانی پیوند دارد. هنگامی که پرستار از نظر روانی و هیجانی وضعیت مناسبی داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای تصمیم گیری، همدلی و حضور حرفه ای در کنار بیمار خواهد داشت. زمانی که فشار شغلی برای مدت طولانی بدون حمایت مناسب ادامه پیدا کند، فرسودگی می تواند بر فرد، تیم درمان و کیفیت خدمات اثر بگذارد.


در نهایت، سلامت هیجانی پرستاران یک مسئولیت فردی و سازمانی است. پرستار باید مهارت خودآگاهی، تنظیم هیجان، خودمراقبتی، ارتباط موثر و استفاده از حمایت اجتماعی را توسعه دهد. سازمان درمانی نیز باید شرایطی ایجاد کند که مراقبت از کارکنان بخشی از نظام سلامت حرفه ای باشد. پیشگیری از فرسودگی شغلی زمانی اثربخش تر خواهد بود که سلامت روان و هیجان کارکنان در کنار کیفیت خدمات درمانی دیده شود.


پرستاری حرفه ای بر پایه مراقبت از انسان شکل گرفته است.

 مراقبت پایدار از بیمار زمانی امکان بیشتری پیدا می کند که مراقب نیز از حمایت، احترام، فرصت بازیابی و امنیت روانی برخوردار باشد. سلامت هیجانی پرستاران از این منظر یک موضوع فردی محدود نیست؛ یکی از پایه های مهم تاب آوری نظام سلامت و پایداری خدمات درمانی است.