zahra soleymanpour
14 یادداشت منتشر شدهجنگ پولی و حاکمیت دیجیتال: ابزارهای نوین برای شکستن محاصره مالی
در نظام مالی بین المللی، سامانه ای به نام سوئیفت (SWIFT) وظیفه ی تبادل پیام های استاندارد میان بانک ها را بر عهده دارد. این سامانه اگرچه خود پولی جابه جا نمی کند، اما مجرای ضروری برای تایید و هدایت حواله های ارزی است. از سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷)، دولت آمریکا با اعمال فشار بر سوئیفت، عملا دسترسی بانک های ایرانی به این شبکه را قطع کرده است. نتیجه آنکه بخش عمده ای از مبادلات تجاری و مالی ایران با جهان با اختلال یا توقف روبه رو شده است. این وضعیت در ادبیات تخصصی «محاصره مالی» نامیده می شود.
در پاسخ به این محاصره، اغلب کشورهای هدف تلاش کرده اند از طریق مذاکره یا ایجاد کانال های پرداخت دوجانبه (مانند اینستکس) مشکل را حل کنند. اما تجربه نشان داده که این راهکارها شکننده، کند و ناکارآمد هستند. سوال اصلی این یادداشت آن است که آیا فناوری های نوین دیجیتال می توانند راه حل ساختاری و پایدار ارائه دهند؟ استدلال این است که «حاکمیت دیجیتال» - یعنی توانایی یک کشور در طراحی و بهره برداری از زیرساخت مستقل پول و پرداخت بر پایه فناوری های رمزنگاری شده - امکان عبور از انسداد سوئیفت را فراهم می کند. سه ابزار کلیدی در این زمینه عبارتند از: رمزارزهای بانک مرکزی (CBDC)، شبکه های بلاکچینی مجاز و قراردادهای هوشمند. این یادداشت در پی آن است تا نشان دهد که چگونه این ابزارها می توانند «اقتصاد علیه انسداد» را در عرصه جنگ پولی ممکن سازند؛ بدون آنکه نیاز به زبان عامیانه یا اغراق های تبلیغاتی باشد.
۱. جنگ پولی سنتی در برابر جنگ پولی دیجیتال
برای درک ابعاد این گذار، نخست باید دو نوع جنگ پولی را از هم جدا کنیم. جنگ پولی سنتی شامل کاهش ارزش پول ملی، وضع تعرفه های سنگین، محدودیت انتقال سرمایه و ذخیره سازی طلا و دلار است. نمونه کلاسیک آن رقابت ارزی چین و آمریکا در دهه ۲۰۱۰ بود. در این نوع، کشورها همچنان از زیرساخت های مشترک (مانند سوئیفت) استفاده می کنند، فقط نرخ ارز را دستکاری می کنند. اما جنگ پولی دیجیتال هدفی متفاوت دارد: قطع کامل دسترسی یک کشور به شبکه های پیام رسان مالی و سیستم های تسویه. دیگر خبری از رقابت بر سر نرخ ارز نیست؛ بحث اخراج از باشگاه است. آمریکا از سال ۲۰۱۸ عملا ایران را از ورود به سوئیفت منع کرد. روسیه هم در ۲۰۲۲ همین سرنوشت را تجربه کرد. در این نوع جنگ، برنده کشوری است که بتواند یک «سوئیفت موازی» - یعنی شبکه ای از ارتباطات مالی که مستقل از آمریکا کار کند - بسازد یا به آن بپیوندد. بر اساس نظریه «قدرت ساختاری» در روابط بین الملل، کشوری که زیرساخت مالی جهانی را در اختیار دارد، نه تنها بر جریان پول، بلکه بر قواعد بازی مسلط است. شکستن این قدرت ساختاری، نیازمند نوآوری در معماری خود زیرساخت است، نه فقط چانه زنی سیاسی. اینجاست که فناوری بلاکچین و رمزارزهای ملی وارد میدان می شوند.
۲. رمزارز ملی (CBDC)؛ قلب تپنده ی حاکمیت دیجیتال
مهم ترین ابزار در این میدان، رمزارز بانک مرکزی یا به اختصار CBDC است. CBDC معادل دیجیتال اسکناس و سکه است، اما با سه تفاوت بنیادی با پول های دیجیتال موجود مثل کارت های بانکی؛ اول، مستقل از کارتخوان و سوئیفت است؛ تراکنش های CBDC مستقیما از کیف پول به کیف پول دیگر، حتی بدون اینترنت دائمی (با تکنولوژی NFC یا کدهای QR) انجام می شود. دوم، قابل برنامه ریزی است؛ بانک مرکزی می تواند در خود پول شرط بگذارد مثلا «این مبلغ فقط برای خرید کالای اساسی قابل استفاده است» - که فساد و قاچاق را کاهش می دهد. سوم، برای تسویه های فرامرزی بدون دلار طراحی می شود. اگر بانک مرکزی ایران و روسیه توافق کنند که «ریال دیجیتال» و «روبل دیجیتال» را مستقیما با یکدیگر مبادله کنند، دیگر نیازی به تبدیل به دلار و عبور از بانک های آمریکایی نیست. این کار از طریق یک بلاکچین مجاز انجام می شود؛ شبکه ای که فقط اعضای مجاز (مثلا بانک های مرکزی ایران، روسیه، چین، ترکیه) می توانند در آن تراکنش ببینند و تایید کنند. شواهد عملی این مدعا، پروژه mBridge است که بانک تسویه های بین المللی به همراه بانک های مرکزی چین، تایلند، امارات و هنگ کنگ راه انداخته است. این پروژه نشان داده که تسویه های فرامرزی با توکن های دیجیتال در کمتر از ۱۰ ثانیه و با کارمزد نزدیک به صفر انجام می شود، در حالی که هزینه و زمان تسویه سنتی از طریق سوئیفت و بانک های کارگزار معمولا ۲ تا ۵ روز و ۳ تا ۵ درصد است. ایران می تواند با پیوستن به چنین شبکه هایی - یا ایجاد یک نسخه مشابه با کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا و بریکس - تکانه اصلی به محاصره وارد کند.
اما چرا هنوز ریال دیجیتال ایران عملیاتی نشده؟ در داخل، دو مانع جدی وجود دارد: نخست، مقاومت شبکه بانکی سنتی که از شفافیت و ردپای دیجیتال می ترسد (زیرا CBDC امکان ردیابی جریان پول را برای دولت افزایش می دهد). دوم، کمبود زیرساخت امنیت سایبری؛ کیف پول های دیجیتال ملی باید در برابر حملات سایبری سطح بالا مقاومت کنند. اما با سرمایه گذاری مناسب، این مشکلات قابل حل است.
۳. بلاکچین، قراردادهای هوشمند و موانع پیش رو
در کنار رمزارز ملی، شبکه های پیام رسان مبتنی بر بلاکچین و قراردادهای هوشمند نیز نقش کلیدی ایفا می کنند. سوئیفت در اصل فقط پیام رسان است؛ یعنی به بانک A می گوید: «از طرف بانک B مبلغ X به حساب C واریز کن». اما خود پول جابه جا نمی شود؛ تسویه بعدا انجام می شود. بلاکچین هر دو کار را یکجا انجام می دهد: هم پیام، هم تسویه. به همین دلیل، اگر کشورها یک بلاکچین مشترک فرامرزی راه اندازی کنند، دیگر نیازی به سوئیفت نیست. قرارداد هوشمند قطعه کدی است که روی بلاکچین ذخیره می شود و خودش اجرا می شود.
یک مثال ساده: فرض کنید یک قرارداد هوشمند برای خرید گندم از روسیه می نویسیم: «به محض اینکه مدارک بارگیری در بندر نووروسیسک در سیستم ثبت شد، ۱۰۰ میلیون ریال دیجیتال از حساب بانک مرکزی ایران به حساب بانک مرکزی روسیه منتقل شود». هیچ بانک واسطی، هیچ انسانی، و هیچ دولت سومی نمی تواند جلوی این انتقال را بگیرد، مگر اینکه کل شبکه بلاکچین از کار بیفتد (که با صدها گره در کشورهای مختلف عملا غیرممکن است). روسیه در حال توسعه سیستمی به نام SPFS (معادل سوئیفت روسی) و اتصال آن به بلاکچین است. چین هم یوان دیجیتال خود را در شهرهایی مثل شنژن و سانگهای آزمایش کرده و به زودی در کریدور تجاری با روسیه به کار خواهد گرفت. ایران می تواند با تکرار این تجربه و تطبیق آن با شرایط خود، ضمن کاهش وابستگی به دلار، هزینه مبادلات خارجی را تا ۹۰ درصد کاهش دهد. البته هیچ راه حل فنی به تنهایی جادویی نیست.
برای موفقیت حاکمیت دیجیتال، باید سه مانع بزرگ را از سر راه برداشت: نخست، انسداد نهادی داخلی (قوانین ناهماهنگ با بلاکچین و ترس از شفافیت). دوم، وابستگی به شرکای بین المللی (نیاز به پیمان با حداقل ۵ تا ۱۰ کشور). سوم، امنیت سایبری (پیشگیری از حمله ۵۱ درصدی و نفوذ به کیف پول ها). این موانع شدنی اما نیازمند اراده ی جدی هستند.
نتیجه گیری
محاصره مالی ایران پایانی ندارد مگر اینکه خودمان زیرساخت موازی و مستقل آن را بسازیم. ابزارها در دسترس هستند: رمزارز ملی، شبکه های پیام رسان بلاکچینی و قراردادهای هوشمند، معماری نوینی برای «اقتصاد علیه انسداد» فراهم کرده اند. اما فناوری به تنهایی کافی نیست؛ نیاز به اراده سیاسی برای اصلاح قوانین، دیپلماسی فعال برای جذب شرکا و سرمایه گذاری در امنیت سایبری داریم.
سه پیشنهاد مشخص را می توان در افق های زمانی مختلف دنبال کرد: در کوتاه مدت، راه اندازی پایلوت عملیاتی ریال دیجیتال برای تسویه های داخلی و سپس الحاق به کریدورهای آزمایشی با روسیه و چین. در میان مدت، ایجاد «شبکه پیام رسان مالی مقاومت» بر پایه بلاکچین مجاز با مشارکت حداقل سه کشور دیگر از بریکس. در بلندمدت ، تصویب لایحه «پول دیجیتال ملی و تجارت رمزارز-پایه» در مجلس که استفاده از CBDC را در تجارت خارجی تسهیل کند.
جنگ پولی دیگر میدان توپ و تانک نیست؛ میدان پروتکل ها، الگوریتم ها و کیف پول های هوشمند است. کشوری که امروز در ساخت حاکمیت دیجیتال خود تعلل کند، فردا در حلقه محاصره ای سخت تر خفه خواهد شد. اما کشوری که جرات کند و سرمایه گذاری کند، می تواند برای اولین بار در تاریخ معاصر خود، قفل سوئیفت را از پای اقتصادش باز کند – نه با التماس، بلکه با یک کلید جدید که خودش طراحی کرده است. اقتصاد علیه انسداد یعنی عبور از ترس و ساختن زیرساخت های پولی که هیچ ابرقدرتی نتواند یک شبه قطعشان کند. نوبت آن رسیده که به جای انتظار برای باز شدن قفل سوئیفت، خودمان قفل جدیدی بزنیم که کلیدش دست خودمان باشد..