shiva sharifzadeh
4 یادداشت منتشر شدهزنان، خانواده و تداوم فرهنگی در جنوب خوزستان
موضوع
زنان، خانواده و تداوم فرهنگی در جنوب خوزستان،
ایران عاملیت جنسیتی، انتقال بین نسلی و دگرگونی روابط خانوادگی
چکیده
خانواده یکی از اصلی ترین نهادهای اجتماعی برای انتقال فرهنگ، شکل گیری هویت و بازتولید انتظارات اجتماعی است.
در جنوب خوزستان، این فرایند پیوند نزدیکی با نقش های روزمره زنان در خانواده و شبکه های خویشاوندی دارد. زنان نه تنها در انتقال زبان، آیین ها، داستان ها، خاطرات و ارزش های خانوادگی نقش دارند، بلکه در فرایند بازتعریف و مذاکره درباره این عناصر نیز مشارکت می کنند. از این منظر، تداوم فرهنگی را نمی توان صرفا حفظ منفعلانه سنت های گذشته دانست؛ بلکه باید آن را فرایندی پویا دانست که در آن اعضای خانواده، به ویژه زنان، میان سنت، تغییرات اجتماعی و انتظارات جدید مذاکره می کنند. این مقاله با تمرکز بر نقش زنان در خانواده های عرب، لر و بختیاری جنوب خوزستان، به بررسی شیوه هایی می پردازد که زنان از طریق آنها به انتقال و بازتولید فرهنگ کمک می کنند.
مقاله بر مبنای یک مطالعه کیفی موجود شکل گرفته است که در آن از مصاحبه های کیفی، مشاهده مشارکتی و تحلیل مواد فرهنگی استفاده شده است.
داده های مطالعه مبنا شامل روایت ها و تجربه های ۱۵ زن از زمینه های عرب، لر و بختیاری است. تحلیل نشان می دهد که انتقال فرهنگی در خانواده عمدتا از طریق چهار حوزه به هم پیوسته صورت می گیرد: انتقال زبان و دانش بین نسلی، مشارکت در آیین ها و مناسبت های خانوادگی، داستان گویی و حفظ حافظه جمعی، و میانجی گری زنان میان نسل های مختلف. یافته ها همچنین نشان می دهند که نقش فرهنگی زنان دارای ماهیتی دوگانه است. از یک سو، این نقش می تواند به زنان نوعی اعتبار فرهنگی و عاملیت اجتماعی بدهد؛ از سوی دیگر، مسئولیت حفظ فرهنگ اغلب با حجم قابل توجهی از کار خانگی و عاطفی بدون دستمزد همراه است. بنابراین، مقاله استدلال می کند که مطالعه نقش زنان در تداوم فرهنگی باید هم زمان به عاملیت زنان و نابرابری های جنسیتی موجود در خانواده توجه کند. در این چارچوب، خانواده نه فضایی کاملا سنتی و ثابت و نه نهادی کاملا مدرن و دگرگون شده، بلکه عرصه ای برای مذاکره مداوم میان فرهنگ، جنسیت، هویت و تغییر اجتماعی است. واژگان کلیدی: زنان، خانواده، تداوم فرهنگی، عاملیت جنسیتی، انتقال بین نسلی، جنوب خوزستان، هویت فرهنگی، کار فرهنگی ۱. مقدمه خانواده یکی از مهم ترین فضاهایی است که در آن فرهنگ آموخته، تکرار، تفسیر و بازتعریف می شود. بسیاری از عناصر فرهنگی نه از طریق آموزش رسمی، بلکه در جریان زندگی روزمره خانوادگی منتقل می شوند. زبان، شیوه های خطاب کردن اعضای خانواده، داستان های مربوط به گذشته، آیین های ازدواج و سوگواری، شیوه مهمان نوازی، دستورهای غذایی، روابط خویشاوندی و حتی برداشت افراد از نقش های زنانه و مردانه، همگی در بستر خانواده شکل می گیرند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. در این فرایند، زنان جایگاه ویژه ای دارند. این جایگاه صرفا ناشی از حضور زنان در خانه نیست؛ بلکه به مشارکت آنان در شبکه گسترده ای از روابط خویشاوندی و عاطفی مربوط می شود. مادران، مادربزرگ ها، خواهران، خاله ها و دیگر زنان خانواده در بسیاری از موقعیت ها نقش واسطه میان نسل ها را ایفا می کنند. آنان ممکن است به کودکان زبان یا اصطلاحات محلی بیاموزند، داستان های خانوادگی را بازگو کنند، در آماده سازی آیین ها مشارکت داشته باشند یا درباره شیوه رفتار با بزرگ ترها و خویشاوندان به نسل جوان آموزش دهند. با این حال، محدود کردن نقش زنان به «حافظان فرهنگ» می تواند تصویری ساده شده از واقعیت ارائه دهد. زنان فقط فرهنگ موجود را حفظ نمی کنند؛ آنها در بسیاری از موارد درباره اینکه چه چیزی باید حفظ شود، چه چیزی باید تغییر کند و چه چیزی دیگر با زندگی امروز سازگار نیست، تصمیم می گیرند. بنابراین، نقش زنان را می توان شکلی از عاملیت فرهنگی دانست. این موضوع در جنوب خوزستان اهمیت ویژه ای دارد. این منطقه از نظر قومی و فرهنگی متنوع است و گروه های عرب، لر و بختیاری در آن حضور دارند. چنین تنوعی باعث می شود که مفهوم «فرهنگ محلی» یک مفهوم یکدست نباشد. شیوه های انتقال زبان، آیین ها، روابط خویشاوندی و انتظارات جنسیتی می توانند میان خانواده ها و گروه های مختلف متفاوت باشند.
هم زمان، خانواده های این منطقه در معرض تغییرات اجتماعی گسترده ای قرار دارند. افزایش دسترسی به آموزش، گسترش رسانه های دیجیتال، تغییر الگوهای اشتغال، مهاجرت و افزایش ارتباط میان جوامع محلی و محیط های شهری، شیوه زندگی نسل های جدید را تغییر داده است. در چنین شرایطی، انتقال فرهنگ دیگر فرایندی ساده و خطی نیست. نسل جوان ممکن است برخی عناصر فرهنگی را بپذیرد، برخی را کنار بگذارد و برخی دیگر را به شکل جدیدی بازتعریف کند. زنان در این میان اغلب در موقعیتی قرار می گیرند که باید میان انتظارات نسل های قدیمی تر و خواسته های نسل جوان میانجی گری کنند. بر این اساس، پرسش اصلی مقاله این است که زنان در خانواده های جنوب خوزستان چگونه در تداوم، انتقال و بازتعریف فرهنگ نقش ایفا می کنند؟ مقاله همچنین می پرسد که آیا نقش فرهنگی زنان صرفا نشان دهنده بازتولید سنت است یا می توان آن را شکلی از عاملیت دانست؛ و اینکه تغییرات اقتصادی، آموزشی و فناورانه چگونه این نقش را دگرگون کرده اند. استدلال اصلی مقاله این است که زنان را نباید صرفا به عنوان انتقال دهندگان منفعل فرهنگ در نظر گرفت. آنان در فرایند انتقال فرهنگی انتخاب می کنند، مذاکره می کنند و گاهی عناصر سنتی را با شرایط جدید زندگی سازگار می کنند. در نتیجه، تداوم فرهنگی در خانواده های جنوب خوزستان بیشتر از آنکه به معنای حفظ بدون تغییر گذشته باشد، نوعی بازسازی مداوم فرهنگ در شرایط اجتماعی جدید است.
. پرسش ها و اهداف پژوهش این مقاله بر چند پرسش اصلی تمرکز دارد:
زنان در خانواده های جنوب خوزستان چگونه در انتقال فرهنگ از یک نسل به نسل دیگر مشارکت می کنند؟
زبان، آیین ها، داستان ها و خاطرات خانوادگی چه نقشی در این انتقال دارند؟
زنان چگونه میان سنت های خانوادگی و تغییرات اجتماعی جدید مذاکره می کنند؟
نقش فرهنگی زنان چه ارتباطی با عاملیت جنسیتی آنان دارد؟ تغییرات آموزشی، اقتصادی و فناوری چه تاثیری بر روابط خانوادگی و انتقال فرهنگی گذاشته است؟
هدف اصلی پژوهش، تحلیل نقش زنان در تداوم فرهنگی از طریق بررسی تجربه های روزمره آنان در خانواده و شبکه های خویشاوندی است. در کنار این هدف، مقاله تلاش می کند نشان دهد که تداوم فرهنگی را نباید از روابط قدرت و جنسیت جدا کرد.
۳. پیشینه پژوهش ۳.۱. زنان و خانواده ایرانی مطالعات مربوط به خانواده ایرانی نشان می دهند که خانواده همواره یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی برای سازمان دهی روابط جنسیتی و انتقال ارزش های اجتماعی بوده است. با این حال، خانواده ایرانی نهادی ثابت و بدون تغییر نیست. تغییرات اجتماعی و اقتصادی، گسترش آموزش و حضور زنان در عرصه عمومی، مهاجرت و شهرنشینی، شکل روابط خانوادگی را دگرگون کرده اند. در چنین شرایطی، نقش زنان نیز پیچیده تر شده است. زنان ممکن است هم زمان مسئولیت های سنتی خانواده را بر عهده داشته باشند و در حوزه های آموزشی، اقتصادی و اجتماعی نیز مشارکت کنند. ازاین رو، بررسی نقش زنان در خانواده بدون توجه به تغییرات اجتماعی گسترده تر نمی تواند تصویر کاملی ارائه دهد. پژوهش های مربوط به روابط جنسیتی در ایران همچنین نشان می دهند که تجربه زنان یکسان نیست. قومیت، طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، محل زندگی و شرایط اقتصادی می توانند تجربه زنان از خانواده و جنسیت را تغییر دهند. این نکته برای مطالعه جنوب خوزستان اهمیت زیادی دارد، زیرا نمی توان تجربه زنان عرب، لر و بختیاری را بدون توجه به زمینه اجتماعی و فرهنگی آنان یکسان فرض کرد. ۳.۲. زنان به عنوان تولیدکنندگان سرمایه فرهنگی مفهوم سرمایه فرهنگی بوردیو برای فهم نقش زنان در انتقال دانش و ارزش های خانوادگی مفید است. سرمایه فرهنگی فقط شامل تحصیلات رسمی نیست؛ بلکه دانش، مهارت ها، زبان، شیوه سخن گفتن، آداب اجتماعی و شناخت قواعد فرهنگی را نیز دربرمی گیرد