تحلیل تطبیقی نهاد حضانت و سرپرستی کودکان در حقوق ایران

2 شهریور 1405 - خواندن 5 دقیقه - 9 بازدید

#حضانت و سرپرستی از مهم ترین نهادهای حمایتی در حقوق خانواده و حقوق کودک به شمار می روند؛ با این حال، از حیث مبنا، ماهیت، شرایط ایجاد، آثار حقوقی و مرجع تصمیم گیر، تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند. شناخت دقیق مرز میان این دو نهاد، برای تبیین حقوق والدین، حمایت از کودکان و پیشگیری از برداشت های نادرست در حوزه خانواده ضروری است.

#حضانت در حقوق ایران، ناظر بر نگهداری، مراقبت و تربیت طفل است و در زمره حقوق و تکالیف والدین قرار می گیرد. مطابق ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی، حضانت طفل هم حق و هم تکلیف ابوین است. همچنین بر اساس ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی، مادر تا سن هفت سالگی در امر حضانت اولویت دارد و پس از آن، در صورت بروز اختلاف، دادگاه با رعایت مصلحت کودک تصمیم گیری می کند. بنابراین، اولویت مقرر برای مادر، حقی مطلق و غیرقابل تغییر نیست؛ بلکه در تمام مراحل، مصلحت و غبطه طفل معیار نهایی تصمیم قضایی محسوب می شود.

#در همین راستا، ماده ۴۵ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱، رعایت غبطه و مصلحت کودکان و نوجوانان را در کلیه تصمیمات دادگاه ها و مقامات اجرایی الزامی دانسته است. بر این اساس، عواملی مانند وضعیت اخلاقی و روانی والدین، توانایی آنان در نگهداری و تربیت کودک، محیط زندگی، رابطه عاطفی طفل با هر یک از والدین و احتمال ورود آسیب جسمی یا روحی، می تواند در تصمیم دادگاه درباره حضانت موثر باشد. همچنین، در صورت ممانعت از اجرای حکم حضانت یا ملاقات، ماده ۴۰ قانون حمایت خانواده ضمانت اجرای قانونی پیش بینی کرده است.

#در مقابل، سرپرستی موضوع قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست مصوب ۱۳۹۲، نهادی حمایتی و قضایی است که با هدف تامین محیط مناسب خانوادگی برای کودکانی ایجاد شده است که از سرپرست موثر برخوردار نیستند. مطابق این قانون، امور مربوط به سرپرستی با سازمان بهزیستی کشور است و واگذاری سرپرستی با حکم دادگاه صالح انجام می شود. بنابراین، سرپرستی برخلاف حضانت، بر پایه رابطه طبیعی والد و فرزند ایجاد نمی شود، بلکه رابطه ای حقوقی و اعطایی است که تحقق آن منوط به احراز شرایط قانونی متقاضیان و رعایت مصلحت کودک است.

#بر اساس مواد ۵ و ۶ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، متقاضیان سرپرستی باید واجد شرایطی از قبیل حداقل سن مقرر، صلاحیت اخلاقی، تمکن مالی، سلامت جسمی و روانی، نداشتن محکومیت کیفری موثر، نداشتن اعتیاد و توانایی عملی برای نگهداری و تربیت کودک باشند. همچنین، مطابق ماده ۷ قانون مذکور، پذیرش بیش از دو کودک یا نوجوان اصولا امکان پذیر نیست؛ مگر در موارد استثنایی، از جمله زمانی که کودکان اعضای یک خانواده باشند.

#از حیث آثار حقوقی نیز سرپرستی با نسب طبیعی یکسان نیست. ایجاد حکم سرپرستی، به خودی خود موجب تحقق نسب واقعی میان سرپرست و کودک نمی شود و آثار کامل رابطه نسبی را ایجاد نمی کند. با این حال، قانون گذار برای حمایت از کودک، آثاری مانند تکلیف به نگهداری و تربیت، حمایت مالی و ضرورت تامین مصالح مادی و معنوی وی را برای سرپرستان مقرر کرده است. افزون بر این، حکم سرپرستی در موارد پیش بینی شده قانونی قابلیت فسخ دارد. مطابق ماده ۲۵ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست، در صورت زوال شرایط قانونی، سوءرفتار یا احراز صلاحیت والدین یا سایر اشخاص ذی حق، امکان بررسی فسخ حکم سرپرستی وجود دارد.

#بر این اساس، می توان گفت حضانت عمدتا برای تنظیم رابطه کودک با والدین طبیعی، به ویژه در شرایط جدایی یا اختلاف آنان، پیش بینی شده است؛ در حالی که سرپرستی، پاسخی حمایتی به فقدان یا ناکارآمدی سرپرست طبیعی کودک است. وجه اشتراک هر دو نهاد، حمایت از کودک و تقدم مصلحت وی است؛ اما تفاوت در منشا ایجاد رابطه، ماهیت حقوقی، شرایط اعمال و آثار قانونی، موجب می شود که حضانت و سرپرستی از نظر حقوقی قابل جایگزینی یا یکسان انگاری نباشند.

#در نهایت، رویکرد حقوق کودک محور ایجاب می کند که تصمیم گیری درباره حضانت یا سرپرستی، صرفا بر مبنای ادعاهای والدین یا متقاضیان انجام نشود؛ بلکه وضعیت واقعی کودک، نیازهای عاطفی و تربیتی او، امنیت جسمی و روانی و امکان رشد مطلوب وی مورد ارزیابی قرار گیرد. از این منظر، مصلحت طفل نه تنها یک معیار قضایی، بلکه مبنای اساسی سیاست حمایتی قانون گذار در هر دو نهاد محسوب می شود.