Alireza Shahjavan
دانشجو کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان)
21 یادداشت منتشر شدهرفتاردرمانی عقلانی-هیجانیREBT
به دنیای صریح، منطقی و بیدارکننده رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی (REBT) خوش آمدید. این رویکرد که توسط آلبرت الیس (Albert Ellis) در سال ۱۹۵۵ پایه گذاری شد، در واقع «پدربزرگ» تمام درمان های شناختی-رفتاری (CBT) محسوب می شود. الیس که از روند طولانی و منفعلانه روانکاوی خسته شده بود، رویکردی را ابداع کرد که بسیار فعال، هدایت گر و چالش برانگیز بود.
این رویکرد به ما نشان می دهد که بزرگترین دشمن ما، اتفاقات بیرون نیستند، بلکه زمزمه های غیرمنطقی درون سر خودمان هستند.
در ادامه، تحلیل جامع و علمی رویکرد REBT را بر اساس ده سرفصل توافق شده تقدیم می کنم:
---
۱. تعریف و چیستی رویکرد
رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی (Rational Emotive Behavior Therapy) یک رویکرد جامع، فعال-هدایت گر (Active-Directive) و مبتنی بر حل مسئله است. هسته مرکزی این رویکرد بر این اصل استوار است که تفکر، هیجان و رفتار انسان ها به طور جدایی ناپذیری در هم تنیده اند.
چیستی این رویکرد در یک جمله خلاصه می شود: «این رویدادهای بیرونی نیستند که باعث آشفتگی روانی ما می شوند، بلکه باورها و طرز تفکر ما درباره آن رویدادهاست که ما را مضطرب، افسرده یا خشمگین می کند.» در REBT، هدف صرفا کاهش علائم بیماری نیست، بلکه تغییر بنیادین فلسفه زندگی مراجع است تا بتواند با وجود تمام سختی ها، زندگی شاد و سازنده ای داشته باشد.
۲. پایه های نظری و فلسفی
الیس رویکرد خود را بر شانه فلاسفه بزرگ، به ویژه فیلسوفان مکتب رواقی گری (Stoicism) بنا کرد. معروف ترین نقل قولی که شالوده REBTرا می سازد از اپیکتتوس (فیلسوف یونانی قرن اول میلادی) است:
> «انسان ها از اشیاء و رویدادها آشفته نمی شوند، بلکه از دیدگاهی که نسبت به آن ها دارند آشفته می گردند.»
همچنین، این رویکرد تحت تاثیر پدیدارشناسی است و باور دارد که واقعیت برای هر فرد، همان چیزی است که او ادراک می کند. از نظر علمی نیز، REBT رویکردی آموزشی (Psychoeducational) است؛ یعنی مراجع در طول درمان یاد می گیرد که چگونه تراپیست خودش باشد.
۳. نگاه به انسان (انسان شناسی الیس)
الیس نگاهی بسیار واقع بینانه، زیستی-روانی-اجتماعی (Biopsychosocial) و دوگانه به انسان دارد:
ظرفیت دوگانه ذاتی: انسان ها از یک سو گرایش ذاتی به رشد، تفکر منطقی، عشق ورزی و خودشکوفایی دارند، اما از سوی دیگر، به شدت مستعد تفکر غیرمنطقی، خودتخریبی، بی تحملی، خرافه پرستی و فاجعه سازی هستند.
انسان به عنوان موجودی خطاکار: الیس معتقد است که ما انسان ها ذاتا نقص داریم و هرگز کامل نخواهیم شد. سلامت روان زمانی اتفاق می افتد که این خطاکار بودن خود و دیگران را به عنوان یک واقعیت بپذیریم.
انسان در REBT، قربانی بی دفاع گذشته یا ژنتیک نیست. درست است که ما استعداد زیستی برای غیرمنطقی بودن داریم، اما این قابلیت را هم داریم که با تمرین و تلاش، ذهن خود را بازسازی کنیم.
۴. آسیب شناسی روانی (Psychopathology)
از نظر الیس، رنج های روانی نتیجه مستقیم باورهای نامعقول (Irrational Beliefs) هستند. هسته اصلی این آسیب شناسی، مفهومی است که الیس به آن «بایداندیشی» (Musturbatory Thinking) می گوید. زمانی که ما ترجیحات و خواسته های خود را به «بایدهای» مطلق و خشک تبدیل می کنیم، بیمار می شویم.
آسیب شناسی در REBTشامل چهار خطای شناختی بنیادین است:
1. بایدهای مطلق (Demandingness): «من باید همیشه موفق شوم»، «تو باید با من منصفانه رفتار کنی».
2. فاجعه سازی (Awfulizing): اغراق شدید در پیامد یک رویداد منفی. «اگر در امتحان رد شوم، پایان دنیاست و وحشتناک است.»
3. تحمل ناکامی پایین (Low Frustration Tolerance - LFT): فرد معتقد است که نباید هیچ سختی ای در زندگی باشد. «نمی توانم این شرایط را تحمل کنم!» (الیس به شوخی به آن سندروم «نمی تونم تحملش کنم اتیس» می گفت).
4. ارزش گذاری کلی (Global Evaluation/Self-Downing): قضاوت کردن کل ارزش یک انسان (خود یا دیگران) بر اساس یک رفتار خاص. «چون در این مصاحبه رد شدم، پس من کلا آدم بی ارزشی هستم.»
۵. سبب شناسی (ریشه مشکلات از کجا می آید؟)
ریشه مشکلات در REBTاز طریق مدل معروف A-B-Cتبیین می شود:
A (Activating Event - رویداد فعال ساز): یک اتفاق بیرونی یا درونی رخ می دهد (مثلا: طرد شدن در یک رابطه عاطفی).
B (Beliefs- باورها): ارزیابی ها و باورهای فرد درباره آن رویداد (مثلا: "من نباید طرد می شدم، این نشان می دهد من دوست داشتنی نیستم").
C (Consequences- پیامدها): واکنش های هیجانی و رفتاری که به دنبال می آیند (مثلا: افسردگی شدید و انزوا).
الیس می گوید مردم فکر می کنند A مستقیما باعث C می شود (A \rightarrow C)، در حالی که در واقع این B (باورها) است که C را خلق می کند. ریشه مشکل در این نیست که در کودکی چه اتفاقی افتاده، بلکه در این است که فرد همین امروز چگونه با تکرار مداوم این باورهای نامعقول در ذهنش، آن مشکلات را زنده نگه می دارد.
۶. اهداف درمانی
هدف REBTصرفا این نیست که حال مراجع موقتا خوب شود، بلکه ایجاد یک تغییر فلسفی عمیق است. اهداف اصلی عبارتند از:
آموزش مدل A-B-C: مراجع باید درک کند که خودش خالق احساسات منفی اش است.
جایگزینی باورها: تبدیل «بایدهای» مطلق به «ترجیحات» انعطاف پذیر (مثلا: "دوست دارم موفق شوم، اما اگر نشدم فاجعه نیست").
کسب سه پذیرش بی قید و شرط:
1. USA (Unconditional Self-Acceptance): پذیرش نامشروط خود. من ارزشمندم چون زنده ام، نه به خاطر دستاوردها یا تایید دیگران.
2. UOA (Unconditional Other Acceptance): پذیرش نامشروط دیگران. انسان ها حق الاشتباهند و اگر کار بدی می کنند، انسان های بدی نیستند، بلکه انسان های خطاکاری هستند.
3. ULA (Unconditional Life Acceptance): پذیرش نامشروط زندگی. زندگی همیشه منصفانه و راحت نیست و من توان تحمل سختی های آن را دارم.
۷. ویژگی های رابطه درمانی (مراجع و درمانگر)
رابطه درمانی در REBTبا رویکردهای مراجع محور (راجرز) بسیار متفاوت است:
نقش درمانگر: یک معلم مقتدر، هدایت گر، فعال و بسیار منطقی است. او با مراجع بحث می کند، استدلال می آورد و او را به چالش می کشد.
همدلی شناختی به جای همدلی عاطفی: درمانگر REBTبه جای اینکه با مراجع گریه کند یا بیش از حد گرم و پذیرا باشد (که الیس معتقد بود باعث وابستگی مراجع و تقویت نیاز او به تایید می شود)، همدلی فلسفی دارد؛ یعنی درک می کند که چرا مراجع رنج می کشد (به خاطر باورهایش) و به او کمک می کند تا از این دام خلاص شود.
فضای جلسه: جلسات پویا، پر از دیالوگ های سقراطی، شوخ طبعی درمانی و بدون تعارف هستند. درمانگر مستقیما باورهای غیرمنطقی را زیر سوال می برد (البته همیشه به خود مراجع احترام می گذارد و فقط افکار او را نقد می کند).
۸. معرفی فنون، مداخلات و تکنیک های عملیاتی
REBTرویکردی چندوجهی است و از تکنیک های متنوعی استفاده می کند که به سه دسته تقسیم می شوند:
الف) تکنیک های شناختی:
مناقشه و زیر سوال بردن (D - Disputing): مرحله بعدی مدل A-B-Cاست. درمانگر با سوالات منطقی، علمی و کاربردی، باورهای Bرا بمباران می کند (مثلا: "کجای کائنات نوشته شده که تو همیشه باید موفق شوی؟"). هدف رسیدن به E (یک فلسفه جدید و موثر) است.
استفاده از زبان جدید: تغییر جملات مراجع از "نمی توانم تحمل کنم" به "دوست ندارم اما می توانم تحملش کنم".
ب) تکنیک های هیجانی:
تصویرسازی عقلانی-هیجانی (REI): مراجع تصور می کند در بدترین موقعیت ممکن قرار دارد و بدترین احساس (مثل اضطراب شدید) را تجربه می کند. سپس درمانگر از او می خواهد با تغییر افکارش در همان لحظه، احساسش را به یک احساس منفی سالم (مثل نگرانی منطقی) تبدیل کند.
تمرین های شرم کوبی (Shame-Attacking Exercises): الیس معتقد بود شرم ریشه بسیاری از مشکلات روانی است. درمانگر از مراجع می خواهد در دنیای واقعی کارهای عجیب اما بی خطری انجام دهد (مثلا در یک فروشگاه با صدای بلند ساعت را بپرسد یا موز را با پوست در خیابان گاز بزند!) تا متوجه شود که حتی اگر مردم او را قضاوت کنند، هیچ فاجعه ای رخ نمی دهد و او از بین نمی رود.
ج) تکنیک های رفتاری:
تکالیف خانگی (Homework): REBTبه شدت بر انجام تکالیف خارج از جلسه تاکید دارد. مراجع باید برگه های خودآموزی (ثبت A-B-C-D-E) را روزانه پر کند.
حساسیت زدایی واقعی (In-vivo Desensitization): مواجهه مستقیم مراجع با ترس هایش (مثلا اگر از آسانسور می ترسد، تکلیف او سوار شدن روزانه در آسانسور است).
۹. این رویکرد مناسب چه کسانی و چه ویژگی های شخصیتی است؟
چه کسانی سود می برند؟ افراد منطقی، کسانی که به دنبال راه حل های سریع و ساختاریافته هستند، افرادی که می توانند مفاهیم شناختی را درک کنند، و کسانی که از افسردگی، اضطراب و به ویژه خشم رنج می برند.
چه کسانی کمتر سود می برند؟
افرادی که به دنبال درددل کردن محض، تخلیه هیجانی طولانی مدت یا هم دردی عمیق عاطفی هستند (این افراد در REBT احساس می کنند درمانگر سرد یا خشن است).
افراد مبتلا به اختلالات روان پریشی شدید (سایکوز)، زوال عقل یا اختلالات یادگیری شدید که ظرفیت پردازش انتزاعی باورها را ندارند.
کسانی که به شدت در برابر پذیرش مسئولیت افکار خود مقاومت می کنند و دائما دیگران را مقصر می دانند.
۱۰. کاربرد رویکرد در درمان اختلالات خاص
REBTبا سابقه بیش از شش دهه پژوهش، در حوزه های زیر کارایی بسیار بالایی نشان داده است:
مدیریت خشم: REBT یکی از قدرتمندترین رویکردها برای کنترل خشم است، زیرا خشم را نتیجه مستقیم «بایدهای» تحمیل شده به دیگران می داند ("او نباید این طور رانندگی می کرد!").
اضطراب و فوبیاها: با هدف قرار دادن «فاجعه سازی» و آموزش تحمل ناکامی، ترس های مرضی را درمان می کند.
افسردگی: با تغییر چرخه خودسرزنشی و ارزش گذاری کلی نفس (من بی ارزشم).
تعلل ورزی (Procrastination) و اهمال کاری: الیس معتقد بود ریشه اهمال کاری، تحمل ناکامی پایین (LFT) است (فرد می گوید: "انجام این کار خیلی سخت است، من طاقت سختی ندارم، پس بعدا انجامش می دهم"). REBT با این باور مستقیما مقابله می کند.
زوج درمانی: کمک به زوجین برای دست برداشتن از بایدهای غیرواقع بینانه نسبت به شریک عاطفی و پذیرش خطاکار بودن انسان ها.
سخن پایانی
رویکرد آلبرت الیس، یک بیدارباش صریح است. REBT به ما یادآوری می کند که ما خالق جهنم و بهشت درون ذهن خود هستیم. هیچ قانون کیهانی ای وجود ندارد که بگوید زندگی باید همیشه راحت، عادلانه و بی نقص باشد. وقتی دست از تقاضاها و بایدهای متکبرانه خود از دنیا، خودمان و دیگران برداریم، تازه می توانیم طعم آرامش و آزادی روانی را بچشیم.
این تحلیل جامع از رویکرد عقلانی-هیجانی الیس تقدیم شما. برای ادامه این مسیر هیجان انگیز، رویکرد بعدی مورد نظرتان را بفرمایید.