نجات تولید از مسیر بانکداری تخصصی

4 شهریور 1405 - خواندن 14 دقیقه - 21 بازدید

سید رضاراستی الحسینی، کارشناس برجسته حوزه بانکی درگفت و کوی اختصاصی با عصراقتصاد تاکید کرد:
نجات تولید و تبدیل رشد اقتصادی از یک وعده آماری به واقعیتی پایدار، از مسیر افزایش بی هدف تسهیلات یا تزریق نقدینگی عبور نمی کند، بلکه به تخصصی شدن بانک ها گره می خورد. هنگامی که همه بانک ها با یک الگوی مشابه برای جذب سپرده، پرداخت اعتبار و حضور در بازار دارایی ها رقابت می کنند، منابع به جای حرکت به سمت کارخانه، مزرعه، صادرات و کسب و کارهای مولد، در مسیرهای کوتاه مدت و سوداگرانه قرار می گیرد.
بانک تخصصی می تواند منطق تامین مالی را تغییر دهد، زیرا صنعت را با ترازنامه نمی سنجد، بلکه چرخه تولید، جریان نقدی، قرارداد فروش، ریسک بخشی و ظرفیت بازپرداخت بنگاه را ارزیابی می کند. تولیدکننده نیز به جای گرفتار شدن در وثیقه های سنگین و فرایندهای فرساینده، با بانکی مواجه می شود که زبان فعالیت اقتصادی وی را می فهمد.
بانک تجاری باید تامین سرمایه در گردش را دنبال کند، بانک توسعه ای باید زیرساخت و طرح های بلندمدت را پشتیبانی کند و بانک قرض الحسنه باید نیازهای خرد خانوار و بنگاه های کوچک را پاسخ دهد. این تفکیک، رقابت مخرب بر سر نرخ سود را به رقابت بر سر کیفیت اعتبار، سرعت خدمت و شناخت مشتری تبدیل می کند.
با این حال، تخصصی شدن بدون حاکمیت شرکتی، نظارت مستقل، کنترل بنگاه داری و اعتبارسنجی دقیق، تنها تغییر تابلوها خواهد بود. رشد تولید زمانی آغاز می شود که بانک در برابر سرنوشت منابعی که تخصیص می دهد پاسخ گو باشد.


مهم ترین گام اصلاح ساختار تامین مالی کشور
روزنامه «عصر اقتصاد» برای واکاوی ابعاد گوناگون این رویکرد ساختاری، سنجش پیامدهای آن بر مهار تورم و بررسی چگونگی اجرای تفکیک ماموریت شبکه پولی در مسیر نجات تولید ملی، با سید رضاراستی الحسینی، کارشناس برجسته حوزه بانکی و دانش آموخته مدیریت مالی، به گفت وگو نشسته است که مشروح این تحلیل جامع و کاربردی از نظر خوانندگان فرهیخته می گذرد.
تجربه نظام های بانکی موفق نشان می دهد رقابت بانکی زمانی به رشد اقتصادی کمک می کند که بر پایه کیفیت خدمت، مدیریت ریسک، سرعت پاسخ گویی و تناسب محصولات مالی با نیاز مشتری شکل بگیرد.
سید رضاراستی الحسینی کارشناس حوزه بانکی در گفت وگو با روزنامه عصراقتصاد دررابطه با همین موضوع گفت: حرکت نظام بانکی به سمت تفکیک بانک ها بر اساس ماموریت و حوزه فعالیت، می تواند یکی از مهم ترین گام ها برای اصلاح ساختار تامین مالی کشور باشد؛ اقدامی که در صورت همراهی با حاکمیت شرکتی، کنترل بنگاه داری و توسعه ابزارهای اعتباری، رقابت پرهزینه بانک ها برای جذب سپرده را کاهش می دهد و منابع بانکی را به سمت تولید، اشتغال و سرمایه گذاری مولد هدایت می کند.
لازم به ذکر است در سال های گذشته، بیشتر بانک ها در عمل با الگوی مشابهی فعالیت کرده اند.درنتیجه جذب سپرده، پرداخت تسهیلات، سرمایه گذاری در دارایی ها، ورود به بازارهای مختلف و رقابت برای افزایش سهم از منابع، بخش مهمی از رفتار شبکه بانکی را شکل داده است. تفاوت میان بانک ها در بسیاری از موارد بیشتر به اندازه، تعداد شعب و ترکیب سهامداران مربوط بوده و نه به ماموریت تخصصی و مدل کسب وکار.
بنابراین نتیجه چنین ساختاری، شکل گیری رقابتی بوده است که الزاما به بهبود خدمات بانکی منجر نشده است. بانک ها برای جذب منابع، گاه به افزایش نرخ سود سپرده یا ارائه پیشنهادهای مالی خارج از توان واقعی خود روی آورده اند. این رقابت، هزینه تجهیز منابع را بالا برده و فشار آن در نهایت به افزایش هزینه تسهیلات، رشد ناترازی و کاهش قدرت تامین مالی تولید منتقل شده است.
این کارشناس حوزه بانکی در ادامه خاطرنشان کرد: بررسی تجربه نظام های بانکی موفق نشان می دهد رقابت بانکی زمانی به رشد اقتصادی کمک می کند که بر پایه کیفیت خدمت، مدیریت ریسک، سرعت پاسخ گویی و تناسب محصولات مالی با نیاز مشتری شکل بگیرد؛ نه آنکه بانک ها صرفا برای جذب منابع بیشتر، وارد رقابت بر سر نرخ سود شوند. تخصصی سازی بانک ها می تواند مسیر این رقابت را تغییر دهد.

رقابت بر سرسپرده؛ مسئله ای فراتر از نرخ سود؛

وی در تشریح نقش افزایش نرخ سود سپرده یادآور شد: در ظاهر، پرداخت سود بیشتر به سپرده گذار ممکن است ابزار جذابی برای جذب منابع باشد، اما این ابزار زمانی خطرناک می شود که با توان درآمدزایی بانک و بازده واقعی فعالیت های اقتصادی تناسب نداشته باشد. بانکی که منابع را با هزینه بالا جذب می کند، برای جبران این هزینه ناچار است تسهیلات را با نرخ بالاتر پرداخت کند یا به فعالیت هایی روی آورد که بازدهی سریع تری دارند.در چنین شرایطی، منابع به جای آنکه به طرح های تولیدی با دوره بازگشت منطقی اختصاص یابد، ممکن است به سمت خرید دارایی، معاملات کوتاه مدت یا فعالیت های غیرمولد حرکت کند. این روند، هم هزینه تولید را بالا می برد و هم زمینه افزایش قیمت دارایی ها و تشدید تورم را فراهم می کند.
راستی الحسینی تصریح کرد: رقابت بانکی زمانی سالم است که هر بانک بر اساس ماموریت و توان تخصصی خود، خدمات متمایز ارائه کند. اگر همه بانک ها به دنبال یک مشتری، یک نوع سپرده و یک الگوی سوددهی باشند، رقابت از مسیر افزایش بهره وری خارج می شود و به رقابت پرهزینه برای جذب منابع تبدیل خواهد شد.

تخصصی سازی تنها راه نجات؛
وی افزود: در چنین شرایطی تخصصی سازی می تواند این معادله را تغییر دهد. بانک تجاری باید ماموریت خود را در ارائه خدمات عمومی، تامین مالی کوتاه مدت و سرمایه در گردش بنگاه ها دنبال کند. بانک تخصصی باید شناخت عمیق تری از یک بخش مانند صنعت، کشاورزی، مسکن، صادرات یا بنگاه های کوچک و متوسط داشته باشد.
بانک توسعه ای نیز باید تامین مالی طرح های بزرگ، زیرساختی و بلندمدت را دنبال کند. بانک قرض الحسنه هم باید با تمرکز بر تامین مالی خرد و نیازهای ضروری خانوارها و تامین مالی بنگاه های کوچک و متوسط را در قالب تسهیلات قرض الحسنه را دنبال کند.در این صورت، مشتری فقط بر اساس نرخ سود و کارمزد، بانک خود را انتخاب نمی کند؛ بلکه کیفیت خدمات، سرعت بررسی درخواست، شناخت بانک از حوزه فعالیت و تناسب ابزار مالی با نیاز او نیز اهمیت پیدا می کند.

حاکمیت شرکتی؛ شرط واقعی تخصصی شدن؛

این دانش آموخته مدیریت مالی تغییردر ادامه اذعان کرد: عنوان بانک ها یا تفکیک آن ها در مقررات، به تنهایی به معنای تخصصی شدن نیست. اگر ساختار مدیریتی، نظام تصمیم گیری، شیوه ارزیابی اعتبار و سازوکار نظارت بانک تغییر نکند، تخصصی سازی فقط روی کاغذ باقی می ماند.
وی در تعرف حاکمیت شرکتی توضیح داد: حاکمیت شرکتی، مجموعه ای از قواعد و سازوکارهایی است که رابطه میان سهامداران، هیات مدیره، مدیران، حسابرسان و نهاد ناظر را روشن می کند. در یک بانک تخصصی، این ساختار باید به گونه ای باشد که تصمیم های اعتباری بر اساس ماموریت بانک، ارزیابی ریسک و منافع بلندمدت اقتصاد اتخاذ شود؛ نه بر مبنای فشارهای کوتاه مدت، روابط غیرشفاف یا منافع گروهی.
راستی الحسینی افزود: بانک تخصصی صنعت و معدن باید توان تحلیل طرح های صنعتی را داشته باشد و بداند یک پروژه تولیدی با چه ریسک هایی روبه روست. بانک کشاورزی باید بتواند تفاوت میان ریسک خشکسالی، نوسان قیمت محصولات، مشکلات بیمه ای و دوره برداشت را در ارزیابی تسهیلات لحاظ کند. بانک مسکن نیز باید ساختار تامین مالی خود را با دوره طولانی ساخت و بازپرداخت پروژه های مسکونی هماهنگ کند. علاوه برموارد ذکرشده، بدون نیروی انسانی متخصص، داده های معتبر، نظام اعتبارسنجی و مدیریت ریسک بخشی، این ماموریت ها قابل اجرا نیست. از این رو، تخصصی شدن بانک ها باید هم زمان با اصلاح ترکیب هیات مدیره، تقویت حسابرسی داخلی، شفافیت صورت های مالی و تعیین مسئولیت روشن مدیران همراه باشد.

وی افزود: حاکمیت شرکتی برای بانک تخصصی یک الزام تشریفاتی نیست، بلکه ابزار جلوگیری از انحراف ماموریت است. بانکی که ماموریت تخصصی دارد، باید بتواند توضیح دهد منابع خود را به کدام بخش اختصاص داده، چه میزان از تسهیلات به تولید واقعی رسیده و بازده و کیفیت این تسهیلات چگونه ارزیابی شده است.

بانک های قرض الحسنه؛ نمونه ای از ماموریت روشن؛
این دانش آموخته دکتری مدیریت مالی خاطرنشان کرد: در میان الگوهای مختلف بانکی، بانک های قرض الحسنه از جمله نمونه هایی هستند که ماموریت خود را روشن تر تعریف کرده اند. این بانک ها بر اساس اساسنامه و ماهیت فعالیت خود، بر تجهیز منابع قرض الحسنه و پرداخت تسهیلات بدون سود در چارچوب مقررات تمرکز دارند. همین تمرکز باعث شده است که مدل فعالیت آن ها با بانک های تجاری و جامع تفاوت داشته باشد.
وی ادامه داد: بانک قرض الحسنه قرار نیست در همه بازارها حضور داشته باشد یا برای تامین مالی پروژه های بزرگ صنعتی و تجاری رقابت کند. ماموریت اصلی این بانک ها، پاسخ گویی به نیازهای خرد و ضروری خانوارها، حمایت از اشتغال کوچک و متوسط و تامین مالی نیازهای فوری و اجتماعی است.
شایان ذکراست که موفقیت این بانک ها به معنای نبود چالش نیست. منابع قرض الحسنه محدود است و هرگونه افزایش تکالیف بدون توجه به ظرفیت واقعی منابع، می تواند توان پرداخت تسهیلات را کاهش دهد. بنابراین، لازم است میان ماموریت اجتماعی این بانک ها و حجم تکالیف تعیین شده تعادل وجود داشته باشد.
همچنین تجربه بانک های قرض الحسنه نشان می دهد هر اندازه ماموریت بانک روشن تر باشد، طراحی محصولات مالی، انتخاب مشتریان و نظارت بر عملکرد نیز آسان تر خواهد بود. این تجربه می تواند برای سایر بانک ها نیز قابل استفاده باشد؛ به این معنا که هر بانک باید بداند برای چه هدفی تاسیس شده، به کدام گروه از مشتریان خدمت می کند و چه شاخص هایی برای سنجش موفقیت آن وجود دارد.

تامین مالی تولید؛ از تسهیلات عمومی تا اعتبار تخصصی ؛
راستی الحسینی دربیان مشکلات اظهار کرد: یکی از مشکلات اصلی تولیدکنندگان، دسترسی دشوار به منابع مالی است. در الگوی سنتی، بنگاه برای دریافت تسهیلات باید وثیقه های سنگین ارائه کند، مراحل اداری طولانی را پشت سر بگذارد و در بسیاری از موارد با بانک هایی مواجه شود که شناخت کافی از صنعت و زنجیره فعالیت او ندارند. در نتیجه تنها بانک تخصصی می تواند این روند را اصلاح کند. چنین بانکی باید علاوه بر وثیقه، جریان نقدی، قراردادهای فروش، سابقه فعالیت، اعتبار مشتریان و جایگاه بنگاه در زنجیره تولید را نیز بررسی کند. برای یک بنگاه کوچک، ممکن است دارایی فیزیکی محدودی وجود داشته باشد، اما قراردادهای معتبر و فروش مستمر آن می تواند نشانه توان بازپرداخت باشد.
وی افزود: در این مسیر، تامین مالی زنجیره ای اهمیت زیادی پیدا می کند. اعتبار نباید صرفا در اختیار یک بنگاه قرار گیرد و پس از آن، نظارت بر محل مصرف منابع از بین برود. منابع باید در امتداد زنجیره تولید، از تامین مواد اولیه تا فروش محصول، حرکت کند. این روش ضمن کاهش انحراف منابع، نیاز به نقدینگی اضافی را کاهش می دهد و امکان نظارت بانک بر فعالیت واقعی اقتصادی را افزایش می دهد.
این دانش آموخته دکتری مدیریت مالی در ادامه گفت: ابزارهایی مانند گواهی سپرده ویژه، اوراق تامین مالی اسلامی، ضمانت نامه، اعتبار اسنادی داخلی و ابزارهای تعهدی نیز می توانند در کنار تسهیلات مستقیم، فشار تامین مالی را کاهش دهند. استفاده از این ابزارها به بانک ها اجازه می دهد به جای افزایش بی ضابطه حجم پول، اعتبار را به شکل هدفمند در اختیار بخش تولید قرار دهند.

تجربه جهانی؛ تخصص بدون نظارت می تواند شکست بخورد؛
این دانش آموخته دکتری مدیریت مالی در رابطه با تجربه کشورهای موفق و ناموفق در این زمینه گفت: یک نکته مشترک درتمام بررسی ها وجود دارد؛ بانک تخصصی زمانی موفق است که ماموریت آن دقیق، منابع آن پایدار و نظارت بر عملکرد آن مستقل باشد. بطور مثال در آلمان، بانک توسعه ای این کشور بیشتر نقش پشتیبان و تامین کننده منابع بلندمدت را ایفا می کند و در بسیاری از موارد، منابع خود را از مسیر بانک های تجاری به متقاضیان می رساند. این روش، هم از موازی کاری جلوگیری می کند و هم شبکه بانکی موجود را درگیر تامین مالی توسعه می سازد.
همچنین در کره جنوبی و ژاپن نیز تجربه بانک های تخصصی بنگاه های کوچک و متوسط نشان می دهد شناخت محلی، اعتبارسنجی دقیق و ارتباط مستمر با واحدهای اقتصادی می تواند دسترسی بنگاه های کوچک به منابع را افزایش دهد. با این حال، حتی در این کشورها نیز تخلف، ضعف نظارت و اعطای تسهیلات خارج از ضوابط، آسیب هایی ایجاد کرده است.
در مقابل، تجربه برزیل هشدار می دهد که بانک توسعه ای اگر بیش از اندازه بزرگ شود، اعتبار یارانه ای را بدون ارزیابی دقیق توزیع کند و تحت تاثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد، می تواند به فشار بودجه ای، اختلال در انتقال سیاست پولی و تخصیص ناکارآمد منابع منجر شود.
تخصصی سازی بانک ها، اگر با اصلاح حاکمیت شرکتی، کاهش بنگاه داری، کنترل رقابت سودی و توسعه تامین مالی زنجیره ای همراه شود، می تواند مسیر اصلاح نظام بانکی را از یک تغییر اداری به یک تحول اقتصادی تبدیل کند
وی افزود، درس تجربه جهانی این نیست که دولت باید از تامین مالی کنار برود یا همه منابع را به بانک های تخصصی بسپارد؛ درس اصلی آن است که مداخله بانکی باید محدود، شفاف، ماموریت محور و قابل ارزیابی باشد.

سه شرط برای موفقیت طرح؛
راستی الحسینی گفت: نخست، باید مرز فعالیت بانک ها به صورت شفاف تعیین شود. بانک تخصصی نباید هم زمان در تمام بازارها حضور داشته باشد و از ماموریت اصلی خود فاصله بگیرد.
دوم، اینکه حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک باید پیش از گسترش فعالیت بانک ها تقویت شود. بانک تخصصی بدون مدیران حرفه ای و نظام اعتبارسنجی دقیق، ممکن است به محل تمرکز ریسک تبدیل شود.
سوم، نیزعملکرد بانک ها باید با شاخص های مشخص سنجیده شود و نیز کنترل و اصلاح مقداری ترازنامه بانک ها توسط بانک مرکزی نسبت به هر بانکی باید اصلاح و تغییر پیدا کند. در واقع صرف افزایش حجم منابع و تسهیلات نمی تواند نشانه موفقیت باشد.

جمع بندی
از منظر کارشناسی تخصصی سازی بانک ها، اگر با اصلاح حاکمیت شرکتی، کاهش بنگاه داری، کنترل رقابت سودی و توسعه تامین مالی زنجیره ای همراه شود، می تواند مسیر اصلاح نظام بانکی را از یک تغییر اداری به یک تحول اقتصادی تبدیل کند. در چنین الگویی، بانک ها به جای آنکه برای جذب سپرده به هر قیمت رقابت کنند، بر ماموریت، کیفیت اعتبار و خدمت رسانی تخصصی متمرکز می شوند.

نجات تامین مالی تولید، از افزایش بی هدف منابع بانکی نمی گذرد؛ راه حل اصلی؛ تخصیص درست منابع، دوری از رانت خواری بعضی از افراد سودجو و انتقال منابع به سایر بخش های غیر مولد، شناخت دقیق نیازهای بخش واقعی اقتصاد و پاسخ گو کردن بانک ها در برابر نتیجه تصمیم های اعتباری است.
گفت و گو خبری با روزنامه عصر اقتصاد
۴ ۶ ۱۴۰۵
https://asre-eghtesad.com/?p=251539