آیا حقوق کودک باید به شاخص حکمرانی خوب تبدیل شود؟

4 شهریور 1405 - خواندن 5 دقیقه - 20 بازدید



 


آیا حقوق کودک باید به شاخص حکمرانی خوب تبدیل شود؟

در دهه های اخیر، مفهوم «حکمرانی خوب» به یکی از مهم ترین معیارهای ارزیابی دولت ها تبدیل شده است. شاخص هایی مانند حاکمیت قانون، شفافیت، پاسخ گویی، کارآمدی، مشارکت عمومی و کنترل فساد، معمولا برای سنجش کیفیت حکمرانی به کار می روند. این شاخص ها بی تردید اهمیت فراوانی دارند، اما پرسشی اساسی همچنان باقی است؛ آیا می توان حکمرانی را «خوب» دانست، اگر نتواند حقوق کودکان را به طور موثر تضمین کند؟

کودکان نزدیک به یک سوم جمعیت بسیاری از کشورها را تشکیل می دهند، اما برخلاف بزرگسالان، نه حق رای دارند، نه قدرت اقتصادی و نه امکان تاثیرگذاری مستقیم بر فرآیندهای سیاسی. به همین دلیل، کیفیت حکمرانی درباره آنان را نمی توان از میزان مشارکت یا مطالبه گری خودشان سنجید. اتفاقا یکی از مهم ترین آزمون های هر نظام حکمرانی، نحوه حمایت از کسانی است که کمترین قدرت را برای دفاع از حقوق خود دارند.

با وجود این، در اغلب شاخص های جهانی حکمرانی، حقوق کودک جایگاه مستقلی ندارد. ممکن است کشوری از نظر برخی شاخص های اقتصادی یا اداری عملکرد مطلوبی داشته باشد، اما همچنان با نرخ بالای ترک تحصیل، خشونت علیه کودکان، فقر کودکان، نابرابری در دسترسی به خدمات یا ضعف در حمایت از کودکان در فضای دیجیتال مواجه باشد. آیا در چنین شرایطی می توان از حکمرانی خوب سخن گفت؟

واقعیت آن است که حقوق کودک، صرفا یکی از حوزه های سیاست اجتماعی نیست، بلکه بازتاب کیفیت کل نظام حکمرانی است. اگر نظام آموزش ناکارآمد باشد، نخستین قربانیان آن کودکان هستند. اگر محیط زیست تخریب شود، آثار آن بیش از همه آینده کودکان را تهدید می کند. اگر عدالت اقتصادی تضعیف شود، فقر کودکان افزایش می یابد و اگر حکمرانی دیجیتال ضعیف باشد، امنیت و حریم خصوصی آنان در معرض خطر قرار می گیرد. به همین دلیل، وضعیت حقوق کودک را می توان حاصل عملکرد هم زمان نهادهای مختلف حکمرانی دانست.

از این منظر، حقوق کودک می تواند به یک شاخص ترکیبی حکمرانی تبدیل شود؛ شاخصی که نشان می دهد تصمیم های عمومی تا چه اندازه آینده نگر، عادلانه و مسئولانه بوده اند. هر اندازه حقوق کودکان بهتر تضمین شود، می توان نتیجه گرفت که نظام حکمرانی توانسته است در حوزه هایی مانند سلامت، آموزش، عدالت، محیط زیست، رفاه، امنیت و قانون مداری نیز عملکرد مطلوب تری داشته باشد.

پیوند میان حقوق کودک و توسعه پایدار نیز این ایده را تقویت می کند. توسعه پایدار تنها به رشد اقتصادی یا حفاظت از منابع طبیعی محدود نیست، بلکه بر مسئولیت دولت ها در قبال نسل های آینده تاکید دارد. کودکان، ملموس ترین نمایندگان نسل آینده اند. بنابراین، کشوری که در سیاست گذاری های خود منافع کودکان را نادیده می گیرد، در واقع یکی از مهم ترین معیارهای توسعه پایدار را نیز نادیده گرفته است.

البته تبدیل حقوق کودک به شاخص حکمرانی خوب، صرفا یک تغییر مفهومی نیست؛ بلکه نیازمند طراحی ابزارهای سنجش نیز هست. برای نمونه، می توان شاخص هایی مانند میزان دسترسی برابر کودکان به آموزش و خدمات سلامت، کیفیت حمایت در برابر خشونت، وضعیت کودکان دارای معلولیت، امنیت دیجیتال، ارزیابی اثر قوانین بر کودکان، بودجه ریزی کودک محور و میزان مشارکت کودکان در تصمیم های عمومی را در ارزیابی کیفیت حکمرانی لحاظ کرد. چنین شاخص هایی تصویری دقیق تر از عملکرد واقعی دولت ها ارائه می دهد.

از سوی دیگر، این رویکرد می تواند به تغییر نگرش سیاست گذاران نیز کمک کند. تا زمانی که حقوق کودک صرفا موضوعی مربوط به وزارت آموزش، بهداشت یا رفاه تلقی شود، بسیاری از تصمیم های کلان اقتصادی، شهری، فناورانه یا زیست محیطی بدون توجه به آثار آن ها بر کودکان اتخاذ خواهد شد. اما اگر وضعیت کودکان به یکی از معیارهای اصلی ارزیابی حکمرانی تبدیل شود، همه نهادهای عمومی خود را در برابر حقوق کودک مسئول خواهند دانست.

تحولات فناوری نیز اهمیت این موضوع را دوچندان کرده است. امروز کیفیت حکمرانی تنها با اداره امور سنتی سنجیده نمی شود؛ بلکه نحوه مدیریت داده های کودکان، تنظیم گری هوش مصنوعی، حمایت از هویت دیجیتال و تضمین امنیت کودکان در فضای مجازی نیز بخشی از مسئولیت دولت هاست. در نتیجه، شاخص های حکمرانی خوب نیز باید متناسب با این تحولات بازنگری شوند.

در نهایت، شاید مهم ترین معیار یک حکومت کارآمد، نه تعداد قوانین یا حجم پروژه های عمرانی، بلکه کیفیت آینده ای باشد که برای کودکان خود می سازد. کودکان، کم صداترین شهروندان امروز و اصلی ترین ذی نفعان فردای هر جامعه اند. اگر حکمرانی نتواند از حقوق آنان پاسداری کند، دشوار است بتوان آن را واقعا «خوب» نامید.

از این رو، به نظر می رسد زمان آن فرارسیده است که حقوق کودک، از یک حوزه تخصصی حقوق بشر فراتر رود و به یکی از شاخص های بنیادین حکمرانی خوب تبدیل شود؛ زیرا هیچ معیاری بهتر از وضعیت کودکان نمی تواند نشان دهد که یک جامعه تا چه اندازه به عدالت، توسعه پایدار و آینده خود متعهد است.


 

محمدمهدی سیدناصری

پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال