Milad hossein hashemi
36 یادداشت منتشر شدهتیم ورزشی حرفه ای در بحران؛ مدیریت باید قبل از بحران آغاز شود
در ورزش حرفه ای، بحران معمولا از جایی آغاز نمی شود که همه متوجه آن می شوند. زمانی که بازیکن کلیدی مصدوم می شود، سرمربی استعفا می دهد، منابع مالی کاهش پیدا می کند، چند شکست متوالی رقم می خورد یا یک حاشیه رسانه ای باشگاه را درگیر می کند، بحران در واقع وارد مرحله آشکار خود شده است؛ اما ریشه های آن ممکن است ماه ها قبل شکل گرفته باشند.
مسئله اصلی بسیاری از تیم های ورزشی این نیست که در زمان بحران چه واکنشی نشان می دهند؛ مسئله این است که پیش از وقوع بحران چقدر برای آن آماده بوده اند.
یک تیم حرفه ای نمی تواند مصدومیت بازیکنان، تغییر شرایط اقتصادی، رفتار رقبا، تصمیم های داوری، فشار رسانه ها یا حتی افت ناگهانی عملکرد را به طور کامل کنترل کند. اما می تواند برای پیامدهای آنها آماده باشد. این دقیقا همان نقطه ای است که مدیریت راهبردی از یک برنامه روی کاغذ به یک ابزار واقعی برای بقای تیم تبدیل می شود.
بحران را نباید با حادثه اشتباه گرفت
یکی از خطاهای رایج در مدیریت ورزش، یکسان دانستن «حادثه» و «بحران» است. مصدومیت یک بازیکن به خودی خود ممکن است یک حادثه ورزشی باشد؛ اما اگر تیم هیچ بازیکن جایگزینی نداشته باشد، برنامه فنی مناسبی برای جایگزینی او وجود نداشته باشد و مدیران نیز در واکنش به این اتفاق دچار سردرگمی شوند، همان حادثه می تواند به بحران عملکردی تبدیل شود.
همین منطق درباره مسائل مالی، مدیریتی و رسانه ای نیز صدق می کند.
بحران الزاما زمانی شکل نمی گیرد که اتفاق بزرگی رخ می دهد؛ گاهی بحران زمانی ایجاد می شود که یک سازمان کوچک ترین شوک را دریافت می کند اما ظرفیت جذب آن را ندارد.
تیم حرفه ای باید «سناریو» داشته باشد
مدیریت حرفه ای یعنی قبل از آنکه اتفاقی رخ دهد، از خود بپرسیم:
اگر بازیکن کلیدی ما مصدوم شد چه؟
اگر سرمربی ناگهان کنار رفت چه؟
اگر منابع مالی کاهش پیدا کرد چه؟
اگر سه شکست متوالی رخ داد چه؟
اگر یک حاشیه رسانه ای گسترده شکل گرفت چه؟
اگر یکی از ستاره های تیم در آستانه یک مسابقه مهم در دسترس نبود چه؟
پاسخ این پرسش ها نباید در لحظه بحران پیدا شود.
تیمی که برای سناریوهای مختلف برنامه جایگزین دارد، در زمان بحران تصمیم می گیرد؛ تیمی که برنامه ندارد، در زمان بحران واکنش نشان می دهد.
این تفاوت بسیار مهم است.
مدیریت ریسک؛ حلقه فراموش شده ورزش حرفه ای
بسیاری از باشگاه ها ریسک را زمانی جدی می گیرند که خسارت اتفاق افتاده است. در حالی که مدیریت ریسک اساسا برای پیش از بحران است.
مدیریت تیم باید بداند مهم ترین ریسک هایش کدام اند، احتمال وقوع آنها چقدر است، پیامدشان چیست و در صورت وقوع چه اقدامی باید انجام شود.
ریسک یک تیم حرفه ای فقط مصدومیت نیست. وابستگی شدید به یک بازیکن، قراردادهای نامتوازن، ضعف مالی، نبود بازیکن جایگزین، وابستگی بیش از حد به یک مربی، ضعف ارتباطات رسانه ای، تعارضات داخلی و حتی نبود جانشین برای برخی مدیران می توانند ریسک های جدی باشند.
بنابراین، باشگاه حرفه ای باید به جای پرسش «چه اتفاقی افتاد؟» مرتبا بپرسد:
«چه اتفاقی ممکن است بیفتد و اگر افتاد، آیا آماده ایم؟»
تصمیم گیری در بحران؛ سرعت بدون هیجان
بحران معمولا هم زمان با افزایش فشار و کاهش زمان تصمیم گیری رخ می دهد. مدیران اطلاعات کاملی ندارند، رسانه ها پاسخ می خواهند، هواداران ناراضی هستند و اعضای تیم نیز منتظر تصمیم هستند.
در چنین شرایطی، تصمیم گیری احساسی می تواند بحران را عمیق تر کند.
مدیریت حرفه ای باید بتواند میان سرعت و دقت تعادل ایجاد کند. نه آن قدر کند عمل کند که فرصت از دست برود و نه آن قدر شتاب زده تصمیم بگیرد که یک مشکل کوتاه مدت را به بحران بلندمدت تبدیل کند.
در اینجا داده نیز اهمیت پیدا می کند. اطلاعات عملکرد بازیکنان، وضعیت آمادگی، داده های پزشکی، وضعیت مالی، تحلیل رقبا و حتی داده های رسانه ای می توانند کیفیت تصمیم گیری را افزایش دهند.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
داده جای مدیر را نمی گیرد؛ داده باید تصمیم مدیر را بهتر کند.
رهبر واقعی در زمان بحران شناخته می شود
در شرایط عادی، مدیریت بسیاری از تیم ها ساده به نظر می رسد. اما بحران است که کیفیت رهبری را آشکار می کند.
مربی و مدیر تیم در شرایط بحرانی باید بتواند اعتماد ایجاد کند، مسئولیت ها را مشخص کند، تعارض ها را کنترل کند و اجازه ندهد فشار بیرونی به درون تیم منتقل شود.
یک تیم ممکن است از نظر فنی بسیار قدرتمند باشد اما به دلیل ضعف رهبری در بحران فروبپاشد.
در مقابل، تیمی که از انسجام، اعتماد و ارتباطات سالم برخوردار است، حتی در صورت مواجهه با یک بحران جدی می تواند عملکرد خود را حفظ کند.
بنابراین، تاب آوری تیمی تصادفی ایجاد نمی شود؛ تاب آوری محصول مدیریت صحیح است.
بحران رسانه ای را دست کم نگیریم
در ورزش امروز، بحران فقط در زمین مسابقه رخ نمی دهد.
یک جمله مربی، رفتار یک بازیکن، یک تصمیم مدیریتی یا حتی یک شایعه می تواند در چند ساعت به یک بحران رسانه ای تبدیل شود.
باشگاه هایی که برای مدیریت این شرایط پروتکل مشخص ندارند، معمولا با انتشار پیام های متناقض، سکوت های طولانی یا واکنش های هیجانی، بحران را بزرگ تر می کنند.
وجود یک نظام ارتباطات بحران، مشخص بودن سخنگو، هماهنگی پیام ها و اطلاع رسانی شفاف می تواند از تبدیل یک مسئله محدود به بحران اعتبار جلوگیری کند.
بعد از بحران تازه کار مدیریت شروع می شود
یک اشتباه دیگر این است که تصور کنیم با پایان یافتن بحران، کار مدیریت نیز تمام شده است.
اتفاقا مهم ترین سوال بعد از بحران این است:
چه چیزی از این بحران یاد گرفتیم؟
اگر باشگاه پس از هر بحران فقط به دنبال بازگشت به شرایط قبل باشد، احتمال تکرار همان بحران یا بحران مشابه همچنان وجود دارد.
اما اگر اتفاقات را تحلیل کند، خطاها را ثبت کند، فرایندها را اصلاح کند و تجربه را به دانش سازمانی تبدیل کند، هر بحران می تواند تیم را قوی تر کند.
این همان نقطه ای است که «بحران» می تواند از یک تهدید به یک منبع یادگیری سازمانی تبدیل شود.
مدل مدیریتی مطلوب چیست؟
اگر بخواهیم مدیریت راهبردی تیم حرفه ای را در یک چرخه ساده خلاصه کنیم، می توان گفت:
پایش محیط ← شناسایی ریسک ← آمادگی و سناریونویسی ← تصمیم گیری راهبردی ← رهبری و مدیریت بحران ← حفظ انسجام و عملکرد ← بازیابی ← یادگیری و اصلاح
و سپس این چرخه دوباره از ابتدا آغاز می شود.
یعنی مدیریت بحران نباید یک اتاق اضطراری باشد که فقط هنگام وقوع حادثه فعال شود؛ بلکه باید بخشی از DNA مدیریتی باشگاه باشد.
سخن پایانی
ورزش حرفه ای ذاتا با عدم قطعیت همراه است. هیچ مدیری نمی تواند نتیجه تمام مسابقات، وضعیت تمام بازیکنان یا رفتار تمام رقبا را پیش بینی کند.
اما مدیر حرفه ای کسی نیست که ادعا کند بحران را حذف می کند؛ مدیر حرفه ای کسی است که سازمان را برای مواجهه با بحران آماده می کند.
تفاوت میان یک تیم معمولی و یک تیم واقعا حرفه ای شاید در روزهای موفقیت چندان دیده نشود؛ اما زمانی که فشار آغاز می شود، مشخص خواهد شد کدام تیم فقط برای پیروزی برنامه داشته و کدام تیم برای بقا، سازگاری، بازگشت و پیروزی در شرایط سخت نیز آماده بوده است.
در نهایت، مدیریت راهبردی در ورزش حرفه ای یعنی یک اصل ساده اما حیاتی:
بحران را نمی توان همیشه پیش بینی کرد؛ اما می توان برای آن آماده بود.