رحمت بدون مرز؛ حضرت محمد(ص) و جست وجوی انسان برای صلح
وقتی پیامبر آمد تا انسان، دوباره انسان شود
از رحمت و عدالت تا صلح و حکمرانی؛ بازخوانی میراث نبوی در آینه حقوق انسان معاصر
نویسنده : سید کیهان اسدی
پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه
S.kayhanasadi@gmail.com

مقدمه: اگر حضرت محمد(ص) امروز در میان ما بود، جامعه را با چه چیزی می سنجید؟
سالروز میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص)، برای مسلمانان تنها یادآوری تولد یک شخصیت بزرگ تاریخی نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به پرسشی بنیادین:
حضرت محمد(ص) برای چه آمد؟
اگر پاسخ را تنها در گسترش یک دین، تاسیس یک جامعه یا پیروزی های تاریخی خلاصه کنیم، بخش بزرگی از پیام او را از دست داده ایم.
پیامبر اسلام(ص) در جامعه ای ظهور کرد که روابط انسانی در آن عمیقا با معیارهای قبیله، قدرت، ثروت، نسب و موقعیت اجتماعی تنظیم می شد. در چنین محیطی، دعوت او فقط دعوت به عبادت نبود؛ بلکه دعوت به تغییر انسان و در نتیجه تغییر جامعه بود.
قرآن، هدف رسالت را با مفاهیمی چون هدایت، تزکیه، عدالت، رحمت و کرامت انسانی پیوند می دهد و پیامبر(ص) را «رحمه للعالمین» معرفی می کند.
از این منظر، میلاد پیامبر را می توان فرصتی برای بازاندیشی در یک پرسش امروزی دانست:
اگر اخلاق محمدی معیار حکمرانی، روابط اجتماعی و رفتار عمومی ما باشد، جامعه ما چه تفاوتی با امروز خواهد داشت؟
این پرسش، پرسشی صرفا دینی نیست؛ پرسشی حقوقی، سیاسی، اجتماعی و حتی بین المللی است.
زیرا جامعه ای که در آن کرامت انسان، عدالت، وفای به عهد، منع ظلم، رعایت حقوق دیگران، حمایت از ضعیفان و حل مسالمت آمیز اختلافات ارزش تلقی شود، به بسیاری از دغدغه های حقوق عمومی و حقوق بشر معاصر نزدیک می شود؛ هرچند مبانی نظری و منابع حقوق اسلامی و حقوق بین الملل الزاما یکسان نیستند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز کرامت ذاتی انسان، برابری، حق حیات، آزادی عقیده و مذهب، منع تبعیض و حاکمیت قانون را در شمار اصول بنیادین خود قرار داده است.
بنابراین می توان پرسید:
آیا اخلاق محمدی می تواند در جهان امروز همچنان یک نظریه زنده برای ساختن جامعه ای اخلاقی و صلح آمیز باشد؟
پاسخ این مقاله مثبت است؛ اما با یک شرط:
حضرت محمد(ص) را نباید فقط در مراسم ها ستود؛ باید در نظام اخلاقی، اجتماعی و حقوقی زندگی کرد.

۱. حضرت محمد(ص)؛ پیامبری برای انسان، نه فقط برای تاریخ
یکی از ویژگی های مهم پیامبر اسلام(ص) این است که مخاطب پیام او در قرآن، صرفا یک گروه قومی یا جغرافیایی نیست.
قرآن از «یا ایها الناس» سخن می گوید؛ یعنی انسان.
این مسئله در فهم جهانی پیام اسلام اهمیت فراوان دارد.
محمد(ص) در یک جامعه مشخص تاریخی ظهور کرد، اما پیام او در ادبیات قرآنی محدود به یک قوم معرفی نمی شود.
از این منظر، ارزش هایی مانند:
عدالت، رحمت، صداقت، وفای به عهد، منع ظلم، کمک به نیازمند، احترام به انسان و مسئولیت اخلاقی قدرت
را می توان به عنوان مولفه هایی فراتر از مرزهای تاریخی مطالعه کرد.
این همان نقطه ای است که یک پژوهشگر حقوق بین الملل می تواند وارد گفت وگو شود.
حقوق بین الملل معاصر نیز، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، تلاش کرده است برخی ارزش های بنیادین را از سطح روابط داخلی کشورها فراتر ببرد و به زبان مشترک جامعه بین المللی تبدیل کند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ اعلام کرد که همه انسان ها آزاد و از حیث کرامت و حقوق برابر به دنیا می آیند و حق حیات، آزادی و امنیت دارند.
این به معنای یکی بودن نظام حقوقی اسلام و حقوق بشر معاصر نیست؛ اما نشان می دهد که گفت وگو میان دو سنت حقوقی و اخلاقی کاملا امکان پذیر است.
۲. معجزه حضرت محمد(ص) و مسئله قانون؛ قرآن به مثابه متن هدایت و اخلاق
برای مسلمانان، مهم ترین معجزه پیامبر اسلام(ص) قرآن است.
اما اگر قرآن را فقط از منظر اعجاز ادبی یا دینی نگاه کنیم، یکی از ابعاد مهم آن را از دست می دهیم.
قرآن در طول تاریخ، برای جامعه مسلمانان یک متن صرفا عبادی نبوده است؛ بلکه در شکل گیری اخلاق، اندیشه سیاسی، فقه، حقوق، روابط اجتماعی و تصور مسلمانان از عدالت نیز نقشی بنیادین داشته است.
قرآن درباره عدالت فرمان می دهد، درباره وفای به عهد سخن می گوید، ظلم را محکوم می کند، از فقیر و یتیم حمایت می کند، بر امانت تاکید می گذارد و انسان را به مسئولیت اخلاقی فرا می خواند.
این ویژگی باعث شد که پیامبر(ص) تنها یک واعظ نباشد.
او:
معلم بود، قاضی بود، رهبر جامعه بود، میانجی اختلافات بود، فرمانده بود و در عین حال الگوی اخلاقی جامعه بود.
همین ترکیب، یکی از مهم ترین موضوعات برای مطالعه حقوقی شخصیت پیامبر است.
۳. اخلاق محمدی؛ اخلاق خصوصی یا نظام اجتماعی؟
یکی از اشتباهات رایج این است که اخلاق را موضوعی کاملا شخصی بدانیم.
مثلا بگوییم:
«خوب باش.»
اما مسئله مهم تر این است:
اگر اخلاق نیکو در جامعه نهادینه شود، ساختارهای اجتماعی و حکومتی چه تغییری می کنند؟
وقتی پیامبر(ص) بر راستگویی تاکید می کند، مسئله فقط اخلاق فردی نیست.
راستگویی، اعتماد اجتماعی ایجاد می کند.
وقتی بر امانت تاکید می شود، مسئله فقط عبادت نیست.
امانتداری، بنیان اعتماد عمومی به حکومت، بازار و روابط اقتصادی است.
وقتی ظلم محکوم می شود، مسئله فقط فضیلت فردی نیست.
منع ظلم، اساس عدالت اجتماعی است.
بنابراین اخلاق محمدی را می توان در سه سطح مطالعه کرد:
اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی و اخلاق حکمرانی.
و سطح سوم برای زمان ما شاید از همه مهم تر باشد.
۴. پیامبر و حکومت؛ قدرت برای خدمت یا قدرت برای سلطه؟
یکی از مهم ترین پرسش های فلسفه سیاسی این است:
قدرت سیاسی برای چیست؟
در تاریخ، حکومت ها گاه قدرت را هدف خود قرار داده اند.
اما در سنت اسلامی، حکومت در نگاه آرمانی باید وسیله ای برای تحقق عدالت و نظم عمومی باشد.
در سیره پیامبر(ص)، رهبری سیاسی با مسئولیت اخلاقی همراه است.
این مسئله را می توان با یک اصل مهم حقوق عمومی معاصر مقایسه کرد:
قدرت عمومی، امانت عمومی است.
در حقوق عمومی مدرن نیز دولت صاحب مطلق قدرت تلقی نمی شود؛ قدرت عمومی باید در چارچوب قانون اعمال شود و حقوق افراد را رعایت کند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر حاکمیت قانون، برابری در برابر قانون و حق برخورداری از دادرسی عادلانه تاکید دارد.
در اینجا یک هم پوشانی مهم دیده می شود:
قدرت بدون اخلاق خطرناک است؛ قدرت بدون قانون نیز خطرناک است.
۵. مدینه؛ آزمایشگاه تاریخی یک جامعه چند دینی
اگر بخواهیم یک نمونه مهم از تجربه سیاسی پیامبر(ص) را بررسی کنیم، باید به مدینه برویم.
مدینه جامعه ای یکدست نبود.
گروه های مختلف مذهبی و قبیله ای در آن زندگی می کردند و پیامبر(ص) پس از هجرت، با جامعه ای مواجه شد که نیازمند ایجاد نظم سیاسی و اجتماعی بود.
«صحیفه مدینه» یا «قانون اساسی مدینه» در پژوهش معاصر بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
سعید امیرارجمند در مقاله ای در International Journal of Middle East Studies آن را مجموعه ای از اسناد مرتبط با تاسیس امت و تنظیم روابط میان گروه های مختلف مدینه تحلیل کرده و به تضمین هایی برای آزادی دینی یهودیان متحد و سازوکارهای مسئولیت و دفاع جمعی اشاره می کند.
پژوهش های جدیدتر نیز از آن به عنوان نمونه ای از نظم سیاسی مبتنی بر پیمان، مسئولیت مشترک، همزیستی و حل اختلاف یاد کرده اند؛ هرچند تاکید می کنند که نباید آن را بدون توجه به زمینه تاریخی، مستقیما برابر با دولت مدرن یا دموکراسی لیبرال دانست.
این احتیاط علمی بسیار مهم است.
مدینه را نباید به زور تبدیل به «قانون اساسی مدرن» کرد.
اما می توان از آن پرسید:
چگونه پیامبر توانست گروه های متفاوت را در یک نظم سیاسی مشترک کنار هم قرار دهد؟
۶. شهروندی پیش از ملیت؛ یک تجربه قابل تامل
در جهان امروز، مفهوم شهروندی یکی از ستون های حقوق عمومی است.
اما در مدینه، نوعی عضویت سیاسی و تعهد متقابل میان گروه های مختلف شکل گرفت.
پژوهش های معاصر درباره صحیفه مدینه بر مفاهیمی مانند عضویت سیاسی، مسئولیت مشترک، امنیت جمعی و همزیستی گروه های دینی تاکید کرده اند.
اهمیت این موضوع در عصر حاضر بسیار زیاد است.
جهان امروز با:
• مهاجرت،
• چندفرهنگی،
• اقلیت های دینی،
• اختلافات قومی،
• و بحران های هویتی مواجه است.
در چنین جهانی، سوال اصلی این نیست که «همه چگونه شبیه هم شوند؟»
بلکه سوال این است:
چگونه انسان های متفاوت می توانند بدون حذف تفاوت هایشان در یک نظم حقوقی مشترک زندگی کنند؟
مدینه، دست کم به عنوان یک تجربه تاریخی، برای این پرسش حرف هایی دارد.
۷. آزادی دینی؛ ایمان با اجبار سازگار نیست
یکی از مباحث بسیار مهم در رابطه اسلام و حقوق بین الملل، مسئله آزادی دین و عقیده است.
قرآن در آیه مشهور «لا اکراه فی الدین» اصل عدم اجبار در دین را مطرح می کند.
همین مسئله در حقوق بشر معاصر نیز جایگاهی بنیادی دارد.
ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر، آزادی اندیشه، وجدان و دین را به رسمیت می شناسد و حق فرد برای اظهار دین یا باور خود را نیز مورد حمایت قرار می دهد.
البته میان تفسیرهای اسلامی درباره حدود و آثار حقوقی این اصل بحث های فقهی و تاریخی فراوانی وجود دارد.
بنابراین مقاله علمی نباید ادعا کند:
«اسلام دقیقا همان آزادی دینی اعلامیه جهانی حقوق بشر را پذیرفته است.»
این ادعا بیش از اندازه ساده کننده است.
تحلیل علمی تر آن است که بگوییم:
در منابع اسلامی، اصول و مفاهیمی وجود دارد که امکان گفت وگوی جدی با مفهوم آزادی وجدان و دین در حقوق بشر معاصر را فراهم می کند؛ اما نحوه تفسیر و اجرای آنها محل بحث فقهی و حقوقی است.
۸. حضرت محمد(ص) و حقوق اقلیت ها
یکی از معیارهای مهم اخلاق سیاسی یک جامعه، نحوه رفتار آن با اکثریت نیست؛ بلکه نحوه رفتار آن با اقلیت و فرد ضعیف است.
قدرت اکثریت معمولا نیازی به اثبات ندارد.
اما حقوق اقلیت نیازمند تضمین است.
در تجربه مدینه، روابط میان مسلمانان و گروه های یهودی در چارچوب پیمان های سیاسی تنظیم شد. پژوهش های تاریخی و حقوقی، همین مسئله را از جنبه همزیستی دینی و مسئولیت مشترک مورد مطالعه قرار داده اند.
این تجربه یک پیام معاصر دارد:
وفاداری به جامعه سیاسی الزاما به معنای یکسان بودن دین و فرهنگ شهروندان نیست.
۹. صلح در اندیشه حضرت محمد(ص)؛ صلح به معنای تسلیم نیست
گاهی صلح با ضعف اشتباه گرفته می شود.
در حالی که صلح در اندیشه سیاسی، نتیجه ایجاد نظمی است که اختلافات بتوانند در آن بدون نابودی طرف مقابل حل شوند.
سیره پیامبر(ص) شامل نمونه های متعددی از پیمان ها و توافقات سیاسی است.
از این منظر، صلح یک ابزار منفعل نیست؛ یک انتخاب سیاسی و اخلاقی فعال است.
جامعه ای که هر اختلاف را به دشمنی تبدیل کند، دیر یا زود خشونت تولید خواهد کرد.
اما جامعه ای که گفت وگو، پیمان و وفای به عهد را ارزش بداند، ظرفیت بیشتری برای صلح دارد.
این مسئله با اصول منشور ملل متحد نیز قابل گفت وگو است؛ منشور، حفظ صلح و امنیت بین المللی و حل مسالمت آمیز اختلافات را در مرکز نظام ملل متحد قرار داده است.
۱۰. وفای به عهد؛ نقطه اتصال سیره نبوی و حقوق بین الملل
حقوق بین الملل بدون «اعتماد» نمی تواند وجود داشته باشد.
دولت ها باید به معاهدات خود احترام بگذارند.
اگر کشوری هرگاه منافعش تغییر کرد، تعهدات خود را نادیده بگیرد، نظام بین المللی فرو می ریزد.
در سنت اسلامی نیز وفای به عهد جایگاهی بسیار جدی دارد.
بنابراین میان مفهوم pacta sunt servanda در حقوق معاهدات و اصل اخلاقی وفای به عهد، می توان یک گفت وگوی تطبیقی ارزشمند ایجاد کرد؛ هرچند مبانی حقوقی این دو دقیقا یکسان نیست.
این همان جایی است که سیره پیامبر می تواند از یک خاطره تاریخی به یک منبع تامل حقوقی تبدیل شود.
۱۱. عدالت؛ حتی وقتی به ضرر ماست
یکی از مهم ترین آموزه های قرآنی، عدالت است.
اما عدالت زمانی معنا دارد که فقط در مورد دوستان اجرا نشود.
اگر عدالت فقط زمانی مطلوب باشد که به نفع ماست، دیگر عدالت نیست؛ مصلحت گرایی است.
این اصل برای حکومت اهمیت فوق العاده دارد.
حکومت اسلامی در معنای آرمانی آن نمی تواند خود را از عدالت مستثنی بداند.
قاضی، حاکم، ثروتمند و فقیر، همه باید در برابر معیار عدالت قرار گیرند.
اینجا دوباره می توان یک نقطه تماس با حقوق عمومی معاصر پیدا کرد:
هیچ مقام عمومی نباید فراتر از قانون قرار گیرد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر برابری در برابر قانون و برخورداری برابر از حمایت قانونی تاکید می کند.
۱۲. حضرت محمد(ص) و کرامت انسان
کرامت انسان شاید یکی از زیباترین نقاط اتصال اخلاق نبوی و ادبیات حقوق بشر معاصر باشد.
قرآن در آیه ۷۰ سوره اسراء از تکریم بنی آدم سخن می گوید.
در حقوق بشر معاصر نیز کرامت ذاتی انسان یکی از مبانی بنیادی نظام حقوق بشر محسوب می شود.
اعلامیه جهانی حقوق بشر در همان نخستین ماده، آزادی و برابری انسان ها در کرامت و حقوق را اعلام می کند.
این دو سنت البته از مبانی فلسفی متفاوتی سخن می گویند، اما هر دو امکان گفت وگویی جدی درباره این اصل فراهم می کنند که:
انسان نباید صرفا ابزار قدرت، اقتصاد یا سیاست باشد.
۱۳. حضرت محمد(ص) و حقوق اجتماعی؛ جامعه فقط از قدرتمندان تشکیل نشده است
یکی از جنبه های مهم سیره پیامبر، توجه جدی به گروه های آسیب پذیر است.
یتیمان، فقرا، نیازمندان و کسانی که از حمایت اجتماعی کمتری برخوردار بودند، در تعالیم اسلامی مورد توجه قرار گرفتند.
این مسئله در جهان امروز با مفهوم حقوق اقتصادی و اجتماعی قابل مقایسه است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر علاوه بر حقوق مدنی و سیاسی، حق برخورداری از تامین اجتماعی، کار و شرایط عادلانه کار و زندگی شایسته را نیز مطرح می کند.
بنابراین اسلام را نمی توان فقط در حوزه عبادات مطالعه کرد.
یکی از ابعاد مهم آن، اخلاق اجتماعی است.
۱۴. دولت اسلامی؛ حکومت بر مردم یا مسئولیت در برابر مردم؟
در نگاه اخلاقی به حکومت، مقام عمومی نباید خود را مالک جامعه بداند.
او مسئول جامعه است.
این نگاه، مفهوم «امانت» را در سیاست برجسته می کند.
اگر قدرت امانت باشد، سه نتیجه دارد:
نخست، صاحب قدرت باید پاسخگو باشد.
دوم، تصمیم سیاسی باید با عدالت محدود شود.
سوم، حقوق مردم نباید قربانی خواست شخصی حاکم شود.
این منطق، با مفهوم حکمرانی خوب در ادبیات معاصر نیز قابلیت گفت وگو دارد.
حکمرانی خوب یعنی قدرت عمومی باید:
• پاسخگو،
• قانونمند،
• عادلانه،
• شفاف،
• و متوجه منافع عمومی باشد.
۱۵. حقوق داخلی؛ از ارزش دینی تا قاعده حقوقی
در ایران، نسبت میان اسلام و حقوق داخلی مسئله ای بنیادی است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اسلام را در ساختار حقوقی کشور جایگاهی بنیادین داده و در عین حال فصل حقوق ملت را نیز در ساختار قانون اساسی قرار داده است.
بنابراین سوال مهم این است:
چگونه می توان اخلاق نبوی را از سطح شعار به سطح اجرای حقوق شهروندی منتقل کرد؟
پاسخ را باید در مفاهیمی مانند:
عدالت قضایی، منع تبعیض ناروا، کرامت انسان، حمایت اجتماعی، حقوق اقلیت ها، رعایت قانون و پاسخگویی قدرت
جست وجو کرد.
اگر این مفاهیم در عمل تحقق پیدا کنند، جامعه فقط درباره پیامبر سخن نمی گوید؛ بلکه بخشی از اخلاق او را در ساختار اجتماعی خود بازتاب می دهد.
۱۶. حقوق بین الملل؛ آیا می توان با جهان امروز گفت وگو کرد؟
یکی از مهم ترین اشتباهات در بحث اسلام و حقوق بین الملل، انتخاب یکی از دو موضع افراطی است.
موضع اول:
«اسلام با حقوق بشر هیچ ارتباطی ندارد.»
موضع دوم:
«تمام حقوق بشر مدرن قبلا عینا در اسلام وجود داشته است.»
هر دو موضع علمی نیستند.
واقعیت پیچیده تر است.
اسلام یک سنت دینی حقوقی مستقل با مبانی خاص خود است.
حقوق بین الملل حقوق بشر نیز محصول یک روند تاریخی، فلسفی و سیاسی مدرن است.
اما میان آنها حوزه های مهمی از اشتراک وجود دارد:
کرامت انسان، عدالت، منع ظلم، حمایت از ضعیفان، صلح، مسئولیت اجتماعی، وفای به عهد و ضرورت محدود شدن رفتار قدرت به معیارهای اخلاقی و حقوقی.
همین نقاط اشتراک، امکان گفت وگو را ایجاد می کنند.
۱۷. سازمان ملل متحد و میراث اخلاقی ادیان
نظام بین المللی معاصر نمی تواند نسبت به سنت های دینی بی اعتنا باشد.
بخش بزرگی از جمعیت جهان زندگی خود را بر اساس باورهای دینی تنظیم می کنند.
از این رو، گفت وگوی میان ادیان و حقوق بشر برای صلح جهانی اهمیت دارد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز خود محصول گفت وگویی میان فرهنگ ها و نظام های فکری گوناگون بود و سازمان ملل آن را یک معیار مشترک برای همه ملت ها معرفی کرده است.
بنابراین میراث پیامبر اسلام می تواند در گفت وگوی جهانی درباره:
صلح، کرامت، عدالت و همزیستی
حضور داشته باشد.
نه به عنوان ابزار تحمیل یک دین بر جهان، بلکه به عنوان یکی از منابع بزرگ تمدنی برای گفت وگوی اخلاقی بشر.
۱۸. یونسکو و جهانی که باید یاد بگیرد با تفاوت ها زندگی کند
اگر صلح را فقط با قراردادهای سیاسی بسازیم، صلح پایدار نخواهد بود.
صلح باید در ذهن انسان ها نیز ساخته شود.
اینجاست که آموزش اهمیت پیدا می کند.
یونسکو در برنامه های مرتبط با آموزش صلح و حقوق بشر، بر نقش آموزش در ایجاد فرهنگ صلح، احترام متقابل، حقوق بشر و همزیستی تاکید می کند.
از این زاویه، سیره پیامبر(ص) نیز یک عنصر آموزشی مهم دارد.
پیامبر فقط قانون صادر نمی کرد؛ انسان تربیت می کرد.
او جامعه را با آموزش، گفت وگو، موعظه، رفتار شخصی و ایجاد هنجارهای جدید تغییر داد.
این شاید یکی از بزرگ ترین درس های امروز باشد:
جامعه اخلاقی با قانون تنها ساخته نمی شود؛ با انسان اخلاقی ساخته می شود.
۱۹. اگر حضرت محمد(ص) الگوی اخلاق است، دولت چه وظیفه ای دارد؟
دولت ها نمی توانند مردم را صرفا با دستور به اخلاقی بودن وادار کنند.
اما می توانند محیطی ایجاد کنند که در آن اخلاق امکان رشد پیدا کند.
دولت باید:
قانون عادلانه وضع کند؛
قانون را بدون تبعیض اجرا کند؛
از حقوق انسان ها حمایت کند؛
فساد را کاهش دهد؛
دسترسی به عدالت را تضمین کند؛
از اقشار ضعیف حمایت کند؛
و زمینه آموزش اخلاق شهروندی را فراهم آورد.
در چنین شرایطی، اخلاق نبوی از یک فضیلت شخصی به یک فرهنگ حکمرانی تبدیل می شود.
۲۰. بزرگ ترین سوءتفاهم؛ حضرت محمد(ص) را فقط برای مسلمانان مسجدی دیدن
حضرت محمد(ص) فقط متعلق به مراسم مذهبی نیست.
اگر پیام او را صرفا در مسجد، منبر و مناسبت های مذهبی محدود کنیم، بخش بزرگی از ظرفیت اجتماعی آن را نادیده گرفته ایم.
حضرت محمد(ص) در بازار حضور داشت.
در خانواده زندگی کرد.
با مخالفان پیمان بست.
قضاوت کرد.
با مردم گفت وگو کرد.
جامعه سیاسی تشکیل داد.
با گروه های مختلف تعامل کرد.
و در برابر قدرت، مسئولیت اخلاقی تعریف کرد.
پس «محمدشناسی» اگر فقط به سیره فردی محدود شود، ناقص است.
باید از خود بپرسیم:
حضرت محمد(ص) چگونه جامعه ساخت؟
۲۱. اخلاق نبوی و مبارزه با خشونت
در جهانی که جنگ، افراط گرایی و نفرت مذهبی هنوز قربانی می گیرد، بازخوانی اخلاق نبوی اهمیت ویژه دارد.
یکی از خطرناک ترین پدیده ها، استفاده ابزاری از دین برای توجیه خشونت است.
در اینجا باید میان دین و استفاده سیاسی از دین تمایز گذاشت.
هیچ جامعه ای نباید اجازه دهد نام مقدس پیامبر به ابزاری برای نفرت پراکنی علیه انسان های دیگر تبدیل شود.
اگر پیامبر «رحمه للعالمین» است، رفتار پیروان او نیز باید در جهت رحمت و اصلاح باشد.
این مسئله برای مسلمانان امروز یک مسئولیت اخلاقی جدی ایجاد می کند.
۲۲. حضرت محمد(ص) و گفت وگو با دیگری
جامعه سالم جامعه ای نیست که در آن هیچ اختلافی وجود نداشته باشد.
جامعه سالم جامعه ای است که اختلاف را بدون نابودی دیگری مدیریت کند.
قرآن در آیه ۱۳ سوره حجرات، تفاوت ملت ها و قبایل را مطرح می کند و شناخت متقابل را در برابر تفاخر قرار می دهد.
این مفهوم در جهان امروز، که با تنوع فرهنگی و مذهبی گسترده مواجه است، اهمیت فوق العاده ای دارد.
تفاوت، الزاما تهدید نیست.
گاهی تفاوت می تواند زمینه گفت وگو، شناخت و همکاری باشد.
۲۳. از «امت» تا «جامعه جهانی»
یکی از مفاهیم مهم در اندیشه اسلامی، امت است.
اما امت را نباید صرفا به معنای یک ساختار سیاسی واحد در جهان امروز تلقی کرد.
می توان آن را در سطح اخلاقی و تمدنی نیز مطالعه کرد؛ یعنی جامعه ای که اعضای آن در برابر رنج انسان های دیگر بی تفاوت نیستند.
حقوق بین الملل معاصر نیز به شکل دیگری تلاش می کند مفهوم جامعه بین المللی را تقویت کند.
از این منظر، یکی از پرسش های جذاب تطبیقی این است:
آیا می توان میان ایده همبستگی انسانی در اخلاق اسلامی و ایده جامعه بین المللی در حقوق معاصر گفت وگو ایجاد کرد؟
پاسخ می تواند مثبت باشد، مشروط بر اینکه تفاوت مبانی دو نظام را حفظ کنیم.
۲۴. حضرت محمد(ص) و آینده حقوق بشر
اگر بخواهیم میراث پیامبر را برای نسل آینده زنده نگه داریم، شاید نباید تنها درباره گذشته سخن بگوییم.
باید از خود بپرسیم:
اگر امروز درباره کرامت انسان سخن می گوییم، آیا فقیر کرامت دارد؟
اگر از عدالت سخن می گوییم، آیا عدالت در دسترسی به فرصت ها وجود دارد؟
اگر از رحمت سخن می گوییم، آیا جامعه با کودکان، سالمندان، بیماران و افراد آسیب پذیر با رحمت رفتار می کند؟
اگر از پیامبر رحمت سخن می گوییم، آیا در فضای عمومی به یکدیگر احترام می گذاریم؟
و اگر از اخلاق محمدی سخن می گوییم، آیا اخلاق در سیاست و اقتصاد نیز حضور دارد؟
این پرسش ها شاید مهم تر از صدها مراسم باشند.
۲۵.حضرت محمد(ص) و جنگ؛ اخلاق در سخت ترین لحظه های انسان
در جهان امروز که جنگ همچنان میلیون ها انسان را قربانی می کند، بازخوانی نگاه پیامبر اسلام(ص) به جنگ اهمیتی دوچندان دارد. در سیره نبوی، جنگ نه یک ارزش مستقل، بلکه پدیده ای استثنایی و تابع محدودیت های اخلاقی و حقوقی تلقی می شود. قرآن کریم در کنار تاکید بر دفاع، از تجاوز نهی می کند و می فرماید: «ولا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین»؛ یعنی از حد تجاوز نکنید که خداوند تجاوزگران را دوست ندارد. از سوی دیگر، رفتار پیامبر(ص) با مسئله صلح، پیمان، اسیران و غیرنظامیان نشان می دهد که حتی در شرایط خصومت نیز جنگ نمی تواند مجوزی برای کنار گذاشتن اخلاق باشد. این رویکرد را می توان در گفت وگویی تطبیقی با حقوق بشردوستانه معاصر، به ویژه اصول تمایز میان رزمندگان و غیرنظامیان، تناسب و محدودیت در شیوه های جنگ مشاهده کرد؛ اصولی که امروزه در حقوق بین الملل بشردوستانه جایگاهی بنیادین دارند. بنابراین، یکی از پیام های مهم میراث نبوی برای جهان گرفتار جنگ امروز این است که حتی در جنگ نیز انسانیت نباید قربانی شود و صلح نباید آخرین انتخاب باشد؛ بلکه باید نخستین افق مطلوب سیاست و اخلاق باشد.
۲۶.حضرت محمد(ص) و صلح پس از جنگ؛ پایان دشمنی، آغاز مسئولیت
در منطق نبوی، پایان جنگ را نمی توان صرفا به معنای خاموش شدن سلاح ها دانست؛ صلح واقعی زمانی آغاز می شود که جامعه بتواند از چرخه انتقام، نفرت و خشونت عبور کند. قرآن کریم حتی در شرایط مخاصمه، هنگامی که طرف مقابل به صلح گرایش پیدا کند، پیامبر(ص) را به پذیرش صلح و توکل بر خداوند فرا می خواند: «وان جنحوا للسلم فاجنح لها»؛ یعنی اگر آنان به صلح گرایش یافتند، تو نیز به آن گرایش پیدا کن. اهمیت این نگاه در جهان معاصر بسیار آشکار است؛ زیرا پایان یک جنگ، به تنهایی به معنای پایان رنج نیست. بازماندگان، آوارگان، خانواده های داغدار، کودکان آسیب دیده و جوامعی که اعتماد خود را از دست داده اند، پس از خاموشی جنگ همچنان با پیامدهای آن زندگی می کنند. از این منظر، صلح نبوی را می توان نه فقط «نبود جنگ»، بلکه فرآیندی برای بازگرداندن امنیت، کرامت، اعتماد و امکان همزیستی به جامعه دانست. این برداشت با رویکردهای معاصر به صلح پایدار و عدالت پس از منازعه نیز قابل گفت وگو است؛ رویکردهایی که بر بازسازی نهادها، حمایت از قربانیان، آشتی اجتماعی، پاسخگویی و تضمین عدم تکرار خشونت تاکید دارند. بنابراین، پیام حضرت محمد(ص) برای جهان پس از جنگ فقط این نیست که «سلاح ها را زمین بگذارید»؛ بلکه این است که پس از زمین گذاشتن سلاح ها، باید انسان ها را دوباره کنار یکدیگر نشاند.
نتیجه گیری؛ حضرت محمد(ص) را باید از قاب ها بیرون آورد
میلاد پیامبر اکرم(ص) می تواند صرفا یک مناسبت تقویمی باشد؛
یا می تواند تبدیل شود به یک فرصت تمدنی برای بازسازی اخلاق عمومی.
حضرت محمد(ص) به جهانی آمد که در آن قدرت، ثروت و نسب می توانستند انسان را از انسان دیگر برتر کنند.
پیام او، دست کم در سطح آرمانی، انسان را به عدالت، رحمت، مسئولیت، امانت، وفای به عهد و کرامت فراخواند.
او جامعه ای ساخت که در آن پیمان، قانون، مسئولیت جمعی و همزیستی گروه های متفاوت اهمیت پیدا کرد؛ تجربه ای که پژوهشگران معاصر آن را از زوایای مختلف از جمله حقوقی، اجتماعی و سیاسی مطالعه کرده اند.
حقوق بین الملل مدرن، قرن ها بعد و در بستری تاریخی کاملا متفاوت، زبان دیگری برای بسیاری از مسائل مشابه ایجاد کرد:
کرامت، آزادی، برابری، حق حیات، منع تبعیض، صلح و حاکمیت قانون.
این دو سنت را نباید یکی دانست؛ اما می توان میان آنها گفت وگو برقرار کرد.
و شاید بزرگ ترین پیام این گفت وگو این باشد:
دین اگر از اخلاق جدا شود، به پوسته تبدیل می شود؛ قانون اگر از عدالت جدا شود، به قدرت تبدیل می شود؛ و حکومت اگر از انسان جدا شود، هدف خود را از دست می دهد.
حضرت محمد(ص) برای مسلمانان پیامبر است؛ اما میراث اخلاقی او می تواند در سطحی وسیع تر، موضوع گفت وگوی انسانی درباره رحمت، عدالت و صلح باشد.
بنابراین در سالروز میلاد او، شاید شایسته ترین پرسش این نباشد که:
«چقدر درباره حضرت محمد(ص) سخن گفتیم؟»
بلکه این باشد:
«چقدر از اخلاق حضرت محمد(ص) در رفتار ما، در قانون ما، در حکومت ما، در خانواده ما و در رابطه ما با انسان متفاوت از خودمان دیده می شود؟»
اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، آن گاه میلاد پیامبر فقط یک جشن نیست؛ بازگشت یک جامعه به وجدان اخلاقی خویش است.
و شاید زیباترین ادای احترام به پیامبر رحمت و صلح ، نه فقط برگزاری جشن میلاد او، بلکه ساختن جامعه ای باشد که اگر خود او امروز در میان ما بود، بتواند در آن عدالت را ببیند، کرامت انسان را لمس کند، صلح را احساس کند و رحمت را در رفتار مردم مشاهده کند.
حضرت محمد(ص) را بیش از آنکه در کلمات ستایش کنیم، باید در زندگی اجتماعی خویش معنا کنیم.
این شاید بزرگ ترین درس میلاد او برای جهان امروز باشد.
پس از قرن ها، مسئله هنوز همان است: انسان