اتاق آرام | The Quiet Room
اتاق آرام | The Quiet Room
مهدی شجری
پژوهشگر معماری عصب محور | بنیان گذار رویکرد Recovery Architecture
من باور دارم هر انسان به یک اتاق آرام در محل زیست خود نیاز دارد؛ فضایی خصوصی، شخصی سازی شده و امن که در قلب خانه قرار می گیرد و مانند اعماق اقیانوس، از آشفتگی های سطح زندگی فاصله دارد.
مهم نیست امواج بیرون چقدر خشن باشند؛ این اتاق باید جایی باشد که اختلالات جهان برای مدتی به آن راه پیدا نکنند.
The Quiet Room می تواند به عنوان یک فضای فشارزدایی ذهنی و عاطفی عمل کند؛ جایی برای فاصله گرفتن از تنش، نگرانی، فشار، استرس و محرک های مداوم روزمره.
جایی که ذهن برای چند لحظه مجبور نیست چیزی را دنبال کند، پاسخ بدهد، تصمیم بگیرد یا تحت تاثیر جهان قرار بگیرد.
فقط مکث کند.
من این فضا را شبیه نقطه ای ثابت در مرکز یک چرخ می بینم.
هرچه چرخ سریع تر حرکت کند، محیط پیرامون آن متلاطم تر می شود؛ اما مرکز همچنان آرام باقی می ماند.
شاید زندگی مدرن بیش از هر چیز به چنین مرکزی نیاز دارد.
نه فضای بیشتر.
بلکه آرامش بیشتر در فضای موجود.
خانه می تواند چیزی فراتر از محل خوابیدن، غذا خوردن و زندگی روزمره باشد.
می تواند تبدیل شود به سیستمی که کیفیت حضور ما در جهان را تنظیم می کند.
یک فضای آرام برای صبح.
یک فضای تمرکز برای کار.
یک فضای اجتماعی برای ارتباط.
و یک فضای عمیق و خصوصی برای بازگشت به خود.
این نگاه، خانه را از یک «ملک» به یک محیط برای زیستن بهتر تبدیل می کند.
اتاق شما، قوانین شما
این اتاق لازم نیست شبیه یک اتاق درمانی باشد و قرار نیست یک فرمول ثابت برای آرامش وجود داشته باشد.
آن را با چیزهایی بسازید که برای شما معنا دارند.
ممکن است یک منظره باشد.
یک اثر هنری.
یک نقاشی.
چند صفحه از شعری که دوست دارید.
کتابی که بارها به آن بازمی گردید.
یا حتی یک صندلی ساده که نشستن روی آن برایتان حس خاصی دارد.
رنگ ها می توانند آرام و کم تحریک باشند؛ آبی، سبز، زرد بسیار روشن یا طلایی ملایم، البته نه به عنوان یک نسخه عمومی، بلکه بر اساس تجربه و ترجیحات شخصی شما.
مبلمان باید ساده و ضروری باشد.
فضا تمیز باشد.
منظم باشد.
چیز اضافه ای برای جلب توجه وجود نداشته باشد.
سادگی و سکوت، خود طراحی هستند.
یک صندلی مورد علاقه در جایی قرار می گیرد که بتوانید ساعت ها روی آن بنشینید؛ بخوانید، فکر کنید، بنویسید یا هیچ کاری نکنید.
از پنجره می توانید به ساحل نگاه کنید.
حرکت خورشید را دنبال کنید.
تغییر نور را ببینید.
حرکت آب را تماشا کنید.
اما صدای جهان نباید الزاما وارد اینجا شود.
اینجا قرار نیست جهان را شکست بدهید.
قرار است برای مدتی از پاسخ دادن به جهان دست بکشید.
و شاید این یکی از چیزهایی باشد که در آینده، خانه های سطح بالاتر را از خانه های صرفا گران قیمت جدا خواهد کرد.
ما سال ها درباره متراژ، ارتفاع سقف، سنگ، برند مبلمان، منظره و تکنولوژی صحبت کرده ایم.
اما شاید سوال مهم تر این باشد:
این خانه با سیستم عصبی من چه می کند؟
آیا وقتی وارد آن می شوم، آرام تر می شوم؟
آیا نور آن به من اجازه می دهد بفهمم چه زمانی باید بیدار باشم و چه زمانی باید آرام شوم؟
آیا آکوستیک آن اجازه می دهد ذهنم سکوت را تجربه کند؟
آیا فضاهایی دارد که بتوانم بدون احساس گناه از دیگران فاصله بگیرم؟
آیا خانه به من فرصت می دهد که دوباره خودم را پیدا کنم؟
این شاید تعریف تازه ای از Luxury باشد.
لوکس بودن دیگر فقط داشتن چیزهای بیشتر نیست.
گاهی لوکس ترین چیزی که یک خانه می تواند به شما بدهد، چیزی است که در جهان بیرون تقریبا وجود ندارد:
زمان، سکوت، حریم شخصی و توانایی خاموش کردن محرک ها.
در چنین نگاهی، اتاق آرام دیگر یک فضای فرعی نیست.
بخشی از معماری زندگی است.
فضایی برای تخلیه.
برای مکث.
برای بازیابی.
و برای بازگشت.
چون هدف نهایی این نیست که همیشه از جهان دور بمانیم.
هدف این است که آن قدر خوب از خودمان مراقبت کنیم که بتوانیم با کیفیت بالاتری در جهان حضور داشته باشیم.
شاید در آینده، خانه های واقعا سطح بالا خانه هایی نباشند که بیشترین امکانات را دارند.
بلکه خانه هایی باشند که بهترین شرایط را برای انسان درون خود فراهم می کنند.
و شاید تعریف جدیدی از زندگی لوکس از همین جا شروع شود:
کمتر نمایش بدهی، بیشتر زندگی کنی.
کمتر محرک دریافت کنی، بیشتر احساس کنی.
کمتر فرار کنی، بهتر بازیابی شوی.
این همان جایی است که معماری از طراحی فضا عبور می کند و به طراحی کیفیت زندگی می رسد.
مهدی شجری پژوهشگر معماری عصب محور | توسعه دهنده چارچوب Recovery Architecture
بر روی آدرس پیج لینک دین کلیک کنید .www.linkedin.com/in/mehdi-shajari-vip
