تاثیر افزایش قیمت کتاب بر تغییر الگوی مصرف فرهنگی

افزایش قیمت کتاب در سال های اخیر فقط یک اتفاق اقتصادی نیست بلکه یک تغییر عمیق در رفتار فرهنگی جامعه ایجاد کرده است. کتاب که زمانی در دسترس ترین کالای فرهنگی بود، امروز به کالایی تبدیل شده که خریدنش نیازمند تصمیم گیری است، نه میل و رغبت شخصی . وقتی قیمت یک کتاب معمولی به اندازه چند درصد از درآمد ماهانه یک خانواده می شود، کتاب از «نیاز فرهنگی» به «انتخاب لوکس» تبدیل می شود و همین تغییر جایگاه، الگوی مصرف فرهنگی مردم را دگرگون می کند؛ خانواده ای که با هزینه های متعدد درگیر است، کتاب را نه به عنوان یک ضرورت، بلکه به عنوان یک هزینه اضافی می بیند و این نگاه، سرانه خرید کتاب را به شدت کاهش می دهد.گرانی کتاب، مردم را به سمت نسخه های رایگان در فضای مجازی سوق داده و این مهاجرت فرهنگی، پیامدهای عمیقی بر کیفیت مطالعه و سواد جامعه گذاشته است. در شرایطی که قیمت کاغذ، هزینه چاپ، مالیات، توزیع و تیراژ پایین، قیمت نهایی کتاب را هر روز بالاتر می برد، مردم به طور طبیعی به سمت جایگزین های ارزان تر یا رایگان حرکت می کنند؛ فایل های PDF، کانال های تلگرامی، سایت های دانلود غیرقانونی و نسخه های اسکن شده، تبدیل به کتابخانه جدید شخصی بخش بزرگی از جامعه شده اند. این تغییر نه به خاطر تغییر ذائقه، بلکه به خاطر فشار اقتصادی است؛ مردم همچنان میل به دانستن دارند، اما توان خرید ندارند؛ همین شکاف میان میل و توان، مطالعه را از شکل عمیق و منظم به شکل پراکنده، سطحی و موبایلی تبدیل کرده است. مطالعه ای که در موبایل انجام می شود، معمولا تکه تکه، بدون تمرکز و همراه با نوتیفیکیشن های مزاحم است. این نوع مطالعه، ذهن را به سمت تحلیل های سطحی و شکل گیری کلیشه های شناختی سوق می دهد.مردم جامعه ای که کتاب چاپی نمی خرد، بیشتر در معرض محتواهای کوتاه، هیجانی و کم عمق قرار می گیرد و این یعنی گرانی کتاب، کیفیت شناختی جامعه را هم تغییر می دهد. افزایش قیمت کتاب، رابطه مردم با کتابفروشی ها را نیز تغییر داده است. کتابفروشی که زمانی محل گردش فرهنگی بود، امروز بیشتر شبیه ویترینی است که مردم از آن عبور می کنند، قیمت ها را نگاه می کنند و بی صدا خارج می شوند. خرید کتاب جای خود را به «دانلود کتاب» داده و این تغییر، ناشران را در وضعیت بحرانی قرار داده است. تیراژ پایین تر، هزینه بالاتر، فروش کمتر و وابستگی بیشتر به نسخه های دیجیتال، چرخه تولید محتوای باکیفیت را مختل کرده است. وقتی ناشر نمی تواند هزینه تولید را از فروش جبران کند، کیفیت آثار کاهش می یابد، نویسندگان کمتر می نویسند و بازار کتاب از لحاظ فقیرتر می شود. این فقر فرهنگی، نتیجه مستقیم گرانی کتاب است؛ گرانی کتاب فقط مردم را از خرید دور نکرده، تولیدکنندگان را هم از تولید محتوای جدی دور کرده است.
در کنار این روند، نسخه های رایگان یک توهم دسترسی ایجاد کرده اند؛ مردم فکر می کنند چون فایل PDF در دسترس است، پس مطالعه همچنان ادامه دارد.اما مطالعه PDF در موبایل، جایگزین مطالعه عمیق کتاب چاپی نیست؛ فایل های رایگان معمولا ناقص اند، غلط های تایپی فراوان دارند و تجربه خواندن را به تجربه مرور تبدیل می کنند. این مرورکردن، ذهن را به سمت مصرف سریع اطلاعات می برد، نه فهم عمیق؛ جامعه ای که بیشتر «مرور» می کند تا «می خواند»، جامعه ای است که تحلیل هایش کوتاه تر، قضاوت هایش سریع تر و سواد رسانه ای اش ضعیف تر می شود.
افزایش قیمت کتاب، الگوی مصرف فرهنگی جامعه را از مطالعه عمیق به مصرف سریع تغییر داده است؛ مردم کتاب نمی خرند، چون توان خرید ندارند؛ مردم فایل رایگان دانلود می کنند، چون تنها راه دسترسی است. مردم در موبایل می خوانند، چون ارزان و در دسترس است؛ اما این تغییر، کیفیت مطالعه را کاهش داده و جامعه را به سمت سطحی خوانی سوق داده است.
اگر اقتصاد خانوار ترمیم نشود، کتابخوانی به جای یک رفتار فرهنگی، به یک خاطره فرهنگی تبدیل خواهد شد.