Dariush Amini nahad
34 یادداشت منتشر شدهانحصار بازار جهانی نیمه هادی ها در صنعت الکترونیک
انحصار بازار جهانی نیمه هادی ها در صنعت الکترونیک
بازار جهانی نیمه هادی ها را نمی توان یک بازار کاملا رقابتی دانست. بخش های مختلف این صنعت در اختیار تعداد محدودی از شرکت ها و مناطق جغرافیایی قرار دارند و در برخی نقاط، عملا یک یا چند گلوگاه فناورانه تعیین کننده مسیر کل زنجیره هستند. نکته مهم این است که انحصار در صنعت نیمه هادی لزوما به معنای انحصار فروش تراشه نیست. ممکن است یک کشور در طراحی تراشه، کشور دیگری در ساخت، کشور دیگری در تجهیزات ساخت و منطقه ای دیگر در مواد فوق خالص یا بسته بندی پیشرفته موقعیت مسلط داشته باشد. بنابراین ساختار واقعی بازار، یک شبکه چندلایه از وابستگی ها است. طبق گزارش انجمن صنعت نیمه هادی و بررسی های زنجیره تامین، در بیش از ۵۰ نقطه از زنجیره ارزش، سهم یک منطقه جغرافیایی از بازار جهانی از ۶۵٪ فراتر می رود.
✓ ساختار واقعی زنجیره جهانی نیمه هادی
زنجیره نیمه هادی را می توان به چند لایه اصلی تقسیم کرد:
• طراحی معماری و مدار
• طراحی فیزیکی و ابزارهای طراحی الکترونیکی
• تولید ویفر
• ساخت تراشه و فرایندهای ساخت
• تجهیزات لیتوگرافی، لایه نشانی، حکاکی و اندازه گیری
• مواد اولیه و مواد فوق خالص
• بسته بندی و اتصال تراشه
• آزمون و ارزیابی
• توزیع و یکپارچه سازی در محصولات نهایی
تمرکز اصلی در هر لایه متفاوت است. بنابراین پرسش درست این نیست که «چه کسی بازار نیمه هادی را در اختیار دارد؟» بلکه باید پرسید چه کسی هر یک از گلوگاه های زنجیره نیمه هادی را کنترل می کند؟
این تفاوت برای تحلیل قدرت واقعی صنعت بسیار مهم است.
✓ چرا ساخت تراشه به شدت متمرکز شده است؟
ساخت تراشه پیشرفته برخلاف بسیاری از صنایع تولیدی، صرفا به خرید تجهیزات و راه اندازی کارخانه وابسته نیست. بخش مهمی از مزیت رقابتی در دانش فرایند قرار دارد؛ یعنی مجموعه ای از تجربه های انباشته درباره مواد، دما، فشار، آلودگی، لایه نشانی، حکاکی، عملیات حرارتی، لیتوگرافی، کنترل نقص، بازده تولید و هزاران پارامتر متقابل. این دانش به سادگی قابل انتقال نیست و بخشی از آن در نیروی انسانی، تجربه عملیاتی، اسرار تجاری و مالکیت فکری انباشته شده است. گزارش های صنعتی نیز دانش فرایندی انباشته شده طی دهه ها را یکی از عوامل اصلی دشواری ورود بازیگران جدید می دانند. در نتیجه، حتی اگر سرمایه لازم برای ساخت کارخانه وجود داشته باشد، دستیابی سریع به بازده تولید بالا و تولید پایدار در فناوری های پیشرفته بسیار دشوار است.
✓ گلوگاه اصلی: کارخانه نیست، کل سامانه فناوری است
یک کارخانه پیشرفته بدون زنجیره ای از فناوری های مکمل قادر به تولید پایدار نیست. برای مثال، ساخت یک تراشه پیشرفته به هم زمانی این موارد نیاز دارد:
• تجهیزات لیتوگرافی با دقت بسیار بالا
• مواد شیمیایی با خلوص بسیار زیاد
• ویفر با کیفیت سطحی و بلوری مناسب
• سامانه های لایه نشانی و حکاکی دقیق
• تجهیزات اندازه گیری و بازرسی
• نرم افزارهای طراحی و کنترل فرایند
• زیرساخت آب فوق خالص، برق پایدار و کنترل دما
• نیروی انسانی متخصص
• دانش فرایندی و کنترل آماری تولید
بنابراین یک تراشه پیشرفته حاصل عملکرد یک شرکت نیست؛ حاصل عملکرد یک اکوسیستم فناورانه بسیار متراکم است.
✓ نمونه مهم انحصار فناورانه: لیتوگرافی فرابنفش شدید
یکی از واضح ترین گلوگاه های صنعت، تجهیزات لیتوگرافی پیشرفته است. فناوری لیتوگرافی فرابنفش شدید یا EUV برای تولید بسیاری از لایه های تراشه های پیشرفته امروزی اهمیت اساسی دارد. پیچیدگی این فناوری به حدی است که زنجیره ای از فناوری های اپتیکی، خلا، لیزر، پلاسما، مکانیک دقیق، کنترل و اندازه گیری باید در یک سامانه واحد با هم کار کنند. در سال ۲۰۲۵، تولیدکننده اصلی این تجهیزات ۴۸ سامانه EUV و ۲۷۹ سامانه DUV عرضه کرده و بیش از ۵۱۰۰ تامین کننده در زنجیره خود داشته است. این ارقام نشان می دهد که حتی یک گلوگاه ظاهرا متعلق به «یک شرکت»، در واقع بر شبکه ای بسیار گسترده از فناوری های تخصصی متکی است. اهمیت این گلوگاه از آنجا ناشی می شود که جایگزینی آن با یک تولیدکننده جدید صرفا به معنای ساخت یک دستگاه مشابه نیست؛ بلکه نیازمند بازسازی ده ها فناوری تخصصی و زنجیره تامین مرتبط است.
✓ تمرکز شدید در تولید قراردادی تراشه
در مدل تولید قراردادی، شرکت طراحی تراشه را انجام می دهد اما ساخت فیزیکی آن را به کارخانه تخصصی می سپارد. این مدل باعث شکل گیری یکی از مهم ترین نقاط تمرکز صنعت شده است. بر اساس داده های منتشرشده برای سه ماهه دوم ۲۰۲۶، سهم بزرگ ترین تولیدکننده قراردادی جهان از بازار تولید قراردادی تراشه حدود ۷۳٪ بوده است؛ در حالی که بازیگران بعدی فاصله بسیار زیادی با آن دارند.
این تمرکز پیامد مهمی دارد:
موفقیت یا اختلال در یک تولیدکننده می تواند مستقیما بر عرضه جهانی پردازنده ها، شتاب دهنده های هوش مصنوعی، تراشه های ارتباطی و بسیاری از محصولات الکترونیکی اثر بگذارد.
✓ تمرکز جغرافیایی؛ مسئله ای فراتر از اقتصاد
تمرکز صنعت فقط در سطح شرکت ها نیست؛ در سطح جغرافیا نیز بسیار شدید است. بر اساس ارزیابی اتحادیه اروپا، در سال ۲۰۲۵ پنج منطقه یا کشور اصلی شامل چین، تایوان، کره جنوبی، ژاپن و ایالات متحده حدود ۸۷٪ ظرفیت تولید ویفر در حال بهره برداری جهان را در اختیار داشته اند. در فناوری های منطقی بسیار پیشرفته نیز تمرکز تاریخی بسیار شدید بوده است؛ گزارش SIA/BCG نشان داده بود که ظرفیت تولید منطق زیر ۱۰ نانومتر در آن مقطع عملا میان تایوان و کره جنوبی متمرکز بوده است. بنابراین یک زنجیره ظاهرا جهانی، در عمل به چند قطب محدود وابسته است.
✓ چرا این انحصار به وجود آمده است؟
چند عامل هم زمان عمل کرده اند:
• هزینه سرمایه ای بسیار بالا: کارخانه های پیشرفته به سرمایه گذاری عظیم و مستمر نیاز دارند.
• اقتصاد مقیاس: هرچه حجم تولید بیشتر باشد، هزینه سرشکن شده توسعه فناوری و تجهیزات کمتر می شود.
• اثر یادگیری: تجربه بیشتر به بازده تولید بالاتر و نقص کمتر منجر می شود.
• انباشت دانش: دانش فرایندی طی سال ها و دهه ها شکل می گیرد.
• مالکیت فکری: بسیاری از فناوری های کلیدی تحت حفاظت حقوقی و اسرار تجاری قرار دارند.
• شبکه تامین تخصصی: برخی تجهیزات و مواد تنها توسط تعداد محدودی از تامین کنندگان تولید می شوند.
• اثر شبکه ای: مشتریان بزرگ، تامین کنندگان متخصص و نیروی انسانی ماهر در یک منطقه متمرکز می شوند و این تمرکز خود را تقویت می کند.
• حمایت دولت ها: سیاست صنعتی، یارانه، اعتبار مالیاتی، سرمایه گذاری تحقیقاتی و امنیت فناوری نقش مهمی داشته اند.
در نتیجه، ورود یک رقیب جدید با مانعی واحد مواجه نیست؛ بلکه باید هم زمان از چندین مانع فناورانه، مالی و عملیاتی عبور کند.
✓ انحصار در همه نیمه هادی ها یکسان نیست
اشتباه مهم این است که تمام صنعت را با فناوری های پیشرفته منطقی یکی بدانیم.
بازار شامل گروه های بسیار متفاوتی است:
• پردازنده های پیشرفته
• حافظه
• تراشه های توان
• حسگرها
• تراشه های آنالوگ
• تراشه های خودرو
• مدارهای مجتمع فرکانس بالا
• میکروکنترلرها
• تراشه های صنعتی
• تراشه های قدرت و مدیریت توان
در برخی از این حوزه ها تعداد تولیدکنندگان بیشتر و فناوری ساخت قدیمی تر است. بنابراین تمرکز بازار با افزایش پیچیدگی فناوری معمولا افزایش می یابد؛ اما این یک قاعده مطلق نیست. برای مثال، یک تراشه صنعتی با فناوری ساخت بالغ ممکن است بدون دسترسی به پیشرفته ترین کارخانه های جهان تولید شود، در حالی که یک شتاب دهنده هوش مصنوعی پیشرفته به مجموعه ای بسیار محدود از فناوری های ساخت، بسته بندی و تجهیزات وابسته است.
✓ نقطه ای که کمتر دیده می شود: بسته بندی پیشرفته
کاهش ابعاد ترانزیستور تنها مسیر افزایش توان محاسباتی نیست. در سامانه های جدید، اتصال چند تراشه، حافظه های پرسرعت و تراشه های محاسباتی در یک مجموعه باعث افزایش اهمیت بسته بندی پیشرفته شده است. در اینجا نیز تمرکز ایجاد می شود؛ زیرا فناوری هایی مانند اتصال مستقیم تراشه ها، بسته بندی دوبعدی و سه بعدی، اتصال پرچگالی و مدیریت حرارتی نیازمند تجهیزات، مواد و دانش تخصصی هستند. بنابراین حتی اگر چند کشور بتوانند خود تراشه را تولید کنند، ممکن است برای مرحله اتصال و بسته بندی پیشرفته همچنان به تعداد محدودی از تامین کنندگان وابسته باشند.
✓ عامل پنهان انحصار: مواد و تجهیزات
انحصار صنعت نیمه هادی فقط مربوط به تراشه نیست. مواد شیمیایی فوق خالص، گازهای ویژه، فوتورزیست ها، ویفر سیلیکونی، مواد لایه نشانی، تجهیزات اندازه گیری و سامانه های کنترل آلودگی نیز می توانند به گلوگاه تبدیل شوند. نمونه قابل توجه، نیاز کارخانه های پیشرفته به مواد شیمیایی با خلوص بسیار بالا است. حتی توسعه ظرفیت تولید چنین موادی نیز در مناطقی که صنعت تراشه در حال گسترش است به یک موضوع راهبردی تبدیل شده است. این موضوع نشان می دهد که امنیت نیمه هادی بدون امنیت مواد و تجهیزات امکان پذیر نیست.
✓ چرا انتقال کارخانه به کشور دیگر مشکل را فورا حل نمی کند؟
ساخت یک کارخانه جدید می تواند ظرفیت فیزیکی تولید را جابه جا کند، اما لزوما دانش فرایندی، زنجیره تامین و نیروی انسانی را به همان سرعت جابه جا نمی کند. به همین دلیل، ایجاد ظرفیت جدید در آمریکا، اروپا یا سایر مناطق بیشتر به معنای کاهش تدریجی وابستگی است، نه حذف فوری آن. گزارش های صنعت نیز تاکید می کنند که سرمایه گذاری های جدید در آمریکا و دیگر مناطق در حال افزایش ظرفیت تولید داخلی است، اما آسیب پذیری های زنجیره همچنان باقی است.
✓ پیامدهای مهندسی این تمرکز
تمرکز بازار برای طراح و تولیدکننده تجهیزات الکترونیکی چند پیامد مستقیم دارد:
• تغییر قیمت یا ظرفیت یک تامین کننده می تواند زمان تحویل قطعه را تغییر دهد.
• تغییر فرایند ساخت ممکن است مشخصات واقعی قطعه را تغییر دهد.
• جایگزینی یک قطعه با نمونه مشابه الزاما از نظر عملکرد، نویز، توان، حرارت یا قابلیت اطمینان معادل نیست.
• توقف تولید یک تراشه ممکن است کل طراحی محصول را تحت تاثیر قرار دهد.
• وابستگی به یک فناوری بسته بندی یا کارخانه می تواند ریسک تولید را افزایش دهد.
• طراحی محصول بدون درنظرگرفتن امکان تامین چندمنبعه، ریسک زنجیره تامین را افزایش می دهد.
از دید مهندسی، بنابراین انتخاب قطعه فقط مسئله مشخصات فنی نیست؛ مسئله تداوم تامین نیز هست.
✓ رقابت آینده: از کوچک سازی به کنترل گلوگاه ها
در گذشته، رقابت نیمه هادی عمدتا با معیارهایی مانند کاهش ابعاد فرایند، افزایش تراکم و افزایش سرعت سنجیده می شد.
اکنون رقابت به سمت مجموعه ای بزرگ تر حرکت کرده است:
فرایند ساخت + بسته بندی + حافظه + تجهیزات + مواد + توان پردازشی + انرژی + زنجیره تامین
به همین دلیل، فناوری های جدید مانند بسته بندی سه بعدی، تراشه های چندقطعه ای، حافظه های پرسرعت و معماری های ناهمگون اهمیت بیشتری پیدا کرده اند.

✓آخر سر
انحصار در صنعت نیمه هادی یک انحصار ساده و تک شرکتی نیست؛ بلکه حاصل تمرکز چند گلوگاه فناورانه در نقاط مختلف جهان است. ممکن است طراحی در یک منطقه، ساخت در منطقه ای دیگر، تجهیزات کلیدی در منطقه ای سوم و مواد تخصصی در چند کشور محدود متمرکز باشند. در چنین ساختاری، حذف یک بازیگر یا جایگزینی آن بسیار دشوارتر از جایگزینی یک تولیدکننده معمولی است. مهم ترین ویژگی این صنعت، عمق وابستگی متقابل است: حتی قدرتمندترین شرکت های نیمه هادی نیز معمولا مالک تمام فناوری های مورد نیاز خود نیستند. از این منظر، نیمه هادی ها دیگر صرفا یک صنعت الکترونیکی نیستند؛ بلکه به یکی از زیرساخت های راهبردی اقتصاد صنعتی تبدیل شده اند. هر کشوری که بخواهد در الکترونیک پیشرفته، هوش مصنوعی، مخابرات، خودرو، تجهیزات صنعتی و سامانه های دفاعی استقلال بیشتری داشته باشد، ناگزیر باید بخشی از گلوگاه های زنجیره نیمه هادی را کنترل یا برای آن ها جایگزین قابل اتکا ایجاد کند.