Bahareh Javadi aghdam
1 یادداشت منتشر شدهروان شناسی رنگ در طراحی لباس بر اساس طبع شناسی فصول
# روان شناسی رنگ در طراحی لباس بر اساس طبع شناسی فصول
برای ورود به این موضوع، لازم است ابتدا دو نظام فکری را از هم تفکیک کنیم که گاه با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند، اما در عین حال می توانند مکمل یکدیگر باشند؛ نظام نخست، طبع شناسی چهارگانه در پزشکی ایرانی است که در آن هر فصل با یکی از چهار خلط اصلی یعنی دم، صفرا، سودا و بلغم و مزاج خاص آن مرتبط می شود، به گونه ای که بهار را فصل دم با ویژگی گرم و تر می دانند که نشاط، رشد و خون سازی را به همراه دارد، تابستان را فصل صفرا با خصوصیت گرم و خشک که کم حوصلگی، عجله و شتاب را تشدید می کند، پاییز را فصل سودا با مزاج سرد و خشک که اندیشه، خیال و سردی را غالب می سازد، و زمستان را فصل بلغم با طبع سرد و تر که سردی غالب و کاهش حرارت بدن را به دنبال دارد؛ در این سنت کهن، به هر یک از عناصر چهارگانه و فصول نیز رنگ هایی خاص نسبت داده شده است، برای نمونه عنصر آب که با زمستان مرتبط است، با رنگ سفید یا آبی نشان داده می شود و عنصر آتش که متعلق به تابستان است، با رنگ زرد یا قرمز تجسم می یابد. نظام دوم اما تحلیل رنگ فصلی در مد است که ریشه در نظریه های رنگ در هنرهای تجسمی دارد و افراد را بر اساس رنگ پوست، مو و چشم به چهار دسته فصلی تقسیم می کند و هر فصل را با یک پالت رنگی مشخص معرفی می نماید، به طوری که بهار را با رنگ های گرم و روشن و ته رنگ طلایی همراه با رنگ های شفاف و پرجنب وجوش می شناسیم، تابستان را با رنگ های خنک و ملایم و ته رنگ آبی یا صورتی همراه با طیف های پاستلی و آرام، پاییز را با رنگ های گرم و غنی و ته رنگ طلایی همراه با رنگ های خاکی و عمیق، و زمستان را با رنگ های سرد و پرکنتراست و ته رنگ آبی یا صورتی همراه با رنگ های تند و شفاف؛ نکته کلیدی و قابل تامل این است که این دو نظام، هرچند از زاویه متفاوتی به مقوله فصل و رنگ می نگرند، اما در یک نقطه اساسی با یکدیگر همگرا می شوند و آن هماهنگی میان ویژگی های درونی اعم از مزاج یا رنگ ظاهر با رنگ های بیرونی و لباس است که می تواند احساس تعادل و آرامش را در فرد به طور چشمگیری افزایش دهد.
پژوهش های گسترده در حوزه روان شناسی رنگ نشان داده است که انسان ها برای رنگ ها تداعی های عاطفی و فصلی مشخص و نسبتا فراگیری قائل هستند و برای نمونه در یک پژوهش علمی، شرکت کنندگان رنگ سبز روشن، زرد زنده و قهوه ای تیره مایل به خاکستری را به ترتیب با فصل های بهار، تابستان، پاییز و زمستان مرتبط دانسته اند که این موضوع نشان می دهد ارتباط میان رنگ و فصل، تا حد زیادی مبتنی بر ادراک بصری مشترک و تجربه زیسته انسان ها در مواجهه با طبیعت است؛ افزون بر این، رنگ ها می توانند بر حس دمایی فرد تاثیر بگذارند و پژوهش ها نشان می دهد که در هر دو فصل تابستان و زمستان، رنگ آبی با روشنایی بالا بیش از همه به عنوان رنگی خنک انتخاب می شود و این تاثیر در فصل تابستان که دمای بدن به طور طبیعی بالاتر است، بارزتر و ملموس تر خواهد بود، به عبارت دیگر، نیاز فیزیولوژیک به خنکی می تواند انتخاب رنگ های سرد را در فصل گرم تقویت کند و برعکس، نیاز به گرما در فصل سرد، می تواند گرایش به رنگ های گرم مانند قرمز و نارنجی را افزایش دهد.
بر اساس آنچه گفته شد و با تلفیق دو نظام دانشی مذکور، می توان کاربرد عملیاتی طراحی لباس بر اساس طبع فصول را به صورت زیر دسته بندی کرد؛ در فصل بهار با مزاج دم و ویژگی های روانی-فیزیولوژیک همچون نشاط، تحرک، خون سازی و انرژی افزایی، رنگ های سبز روشن، زرد شفاف، نارنجی روشن و صورتی هلویی پیشنهاد می شود تا از طریق این طیف های سرزنده و شاداب، حس تازگی و تطابق با انرژی فزاینده طبیعت به فرد منتقل گردد و هدف روان شناختی از این انتخاب، تقویت حس سرزندگی و شادابی، تحریک روحیه رشد و نوگرایی و ایجاد هماهنگی با تحرک فزاینده طبیعت بهاری است. در فصل تابستان با مزاج صفرا و ویژگی هایی همچون کم حوصلگی، عجله، شتابزدگی و گرمای درونی، رنگ های آبی روشن، بنفش ملایم، سبز-آبی، سفید، صورتی سرد و آبی آسمانی توصیه می شود تا با ایجاد حس خنکی و آرامش بصری، حرارت و شتاب درونی فرد تعدیل یابد و تعادل روانی-فیزیولوژیک او حفظ شود و هدف از این انتخاب، کاهش تحریک پذیری، القای سکون و فرونشاندن حرارت و شتابی است که مزاج صفراوی در فرد ایجاد می کند. در فصل پاییز با مزاج سودا و ویژگی های اندیشه، خیال، درون گرایی، سردی و خشکی، رنگ های قهوه ای، زرد خردلی، سبز زیتونی، نارنجی سوخته، سفالی و زنگاری انتخاب می شوند تا با القای حس گرما، امنیت و ریشه داشتن، هماهنگی عمیقی با طبیعت رو به خزان و درون گرایی این فصل برقرار نمایند و هدف روان شناختی این انتخاب، تقویت حس تعلق، امنیت و هماهنگی با فضای تاملی و درون گرایانه پاییز است که می تواند به تعادل مزاج سوداوی کمک شایانی کند. و در نهایت در فصل زمستان با مزاج بلغم و ویژگی های سردی، کسالت، کاهش انرژی، رکود، بی حالی و خواب آلودگی، رنگ های قرمز تند، زرشکی، سیاه، سفید برفی، آبی سرد و بنفش تیره پیشنهاد می گردد تا از طریق ایجاد کنتراست قوی و تحرک بصری، علاوه بر القای حس گرما در مورد طیف های قرمز و پاکیزگی و طراوت در مورد سفید، بتوانند در مقابله با رکود و سردی غالب زمستانی موثر واقع شوند و نشاط بصری لازم را برای فرد به ارمغان آورند و هدف اصلی در این فصل، ایجاد تحرک و پویایی بصری، القای حس گرما و شادابی در برابر سردی و رخوت زمستانی و در نهایت تعدیل مزاج بلغمی از طریق تحریک بصری است.
در مقام جمع بندی و با در نظر گرفتن ملاحظات طراحی، باید تاکید کرد که این چارچوب ارائه شده، یک دستورالعمل قطعی و تغییرناپذیر نیست، بلکه بیشتر یک ابزار کمکی و راهنمای هوشمندانه برای طراح محسوب می شود تا با آگاهی از تاثیرات روانی-فیزیولوژیک رنگ ها، بتواند انتخاب های هدفمندتر، آگاهانه تر و موثرتری داشته باشد و از این رهگذر، کیفیت طراحی خود را به سطح بالاتری ارتقا دهد؛ همچنین مطالعات متعدد نشان می دهد که ترجیحات رنگی تحت تاثیر عواملی چندگانه مانند جنسیت، سن، پیشینه فرهنگی و حتی تجربیات فردی قرار می گیرد و برای نمونه، زنان جوان ممکن است بهار را با سبز-آبی زنده و بنفش روشن تداعی کنند در حالی که مردان بزرگسال، سبز روشن را برای این فصل انتخاب می کنند، از این رو یک طراح حرفه ای و کاربلد باید این تفاوت های ظریف اما تاثیرگذار را نیز مد نظر قرار دهد و طراحی خود را با توجه به مخاطب خاص هر اثر تنظیم نماید؛ در نهایت و مهم تر از همه، هدف غایی از طراحی لباس، افزایش حس رضایت، آرامش و تعادل در فرد استفاده کننده است و نظریه های رنگ، چه در چارچوب طبع شناسی و چه در قالب تحلیل فصلی، صرفا ابزاری در دست طراح هستند تا به این هدف ارزشمند و والا دست یابد، چرا که استفاده از رنگ می تواند به عنوان عاملی محرک یا تعدیل کننده در تقویت یا کاهش ویژگی های فردی و اجتماعی عمل کند و تاثیر عمیقی بر خلق وخوی و رفتار انسان بگذارد؛ شایان ذکر است که این یادداشت علمی، تلاشی است برای ترکیب دو نظام دانشی مجزا اما مرتبط و هم افزا و پژوهش های گسترده تری برای بررسی هم پوشانی های دقیق میان طبع شناسی فصول در طب سنتی و تحلیل رنگ فصلی در مد و همچنین میزان تاثیرگذاری این رویکرد تلفیقی بر احساسات و رفتار فردی-اجتماعی افراد مورد نیاز است تا بتوان به فهم عمیق تری از این رابطه پیچیده و زیبا دست یافت و کاربردهای عملی آن را در عرصه طراحی لباس و مد به شکلی نظام مند و علمی توسعه بخشید.