«افین»، از میراث تا آینده

14 شهریور 1405 - خواندن 8 دقیقه - 249 بازدید

در سال های اخیر، تضعیف حیات روستایی، تشدید مهاجرت، بحران منابع آب و ضرورت حفظ جمعیت در نواحی روستایی، به یکی از محورهای مهم سیاست گذاری توسعه تبدیل شده است. بااین حال، مواجهه با این مسئله تنها با رویکردی جمعیت محور ممکن نیست. پرسش اساسی فقط این نیست که چگونه از کاهش جمعیت روستاها جلوگیری کنیم، بلکه باید پرسید چه شرایطی می تواند امکان تداوم یک زندگی باکیفیت را در روستا فراهم کند. در شرایطی که فرصت های اشتغال محدودند، دسترسی به خدمات ناکافی است، ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی ضعیف اند و امکان مشارکت گروه هایی مانند جوانان و زنان محدود است، حفظ جمعیت به تنهایی نمی تواند نشانه توسعه باشد. روستا نیز نمی تواند صرفا به عنوان عرصه ای برای تولید کشاورزی دیده شود. کشاورزی تنها یکی از اجزای اقتصاد روستایی است و پایداری سکونت به مجموعه ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط زیستی و فضایی وابسته است. جامعه روستایی زمانی می تواند در برابر فشار مهاجرت، تغییرات اقلیمی و تحولات اقتصادی تاب آور باشد که از منابع معیشتی متنوع، خدمات مناسب، سرمایه اجتماعی و امکان مشارکت در تصمیم گیری برخوردار باشد.

«افین»، در «زیرکوه» «خراسان جنوبی»، یکی از روستاهایی است که می توان این پرسش ها را در آن از نزدیک دنبال کرد. «افین» فقط مجموعه ای از بناهای تاریخی و چشم اندازهای طبیعی نیست؛ هویت آن در پیوند میان معماری، کشاورزی، باغ، قنات، زرشک، آیین ها، غذا، صنایع دستی، روایت های خانوادگی و شیوه زندگی مردم شکل گرفته است. همین نگاه، مبنای دوره و کارگاه «میراث، گردشگری و آینده افین» شد که در روزهای ۲۸ تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، با همکاری «معاونت گردشگری خراسان جنوبی» و گروه «ایوارآرک» برگزار شد. آنچه این تجربه را برای من متمایز کرد، مواجهه نزدیک با خود «افین» و مردمی بود که روایت روستا را از دل تجربه زیسته، خاطرات و زندگی روزمره شان با ما در میان گذاشتند. تلاش شد روستا ابتدا از نگاه کسانی دیده شود که در آن زندگی می کنند. یکی از تجربه های مهم کارگاه، ارائه نقشه ای خام از روستا به ساکنان بود؛ نقشه ای که هنوز به جاذبه های گردشگری یا بناهای شاخص تقلیل پیدا نکرده بود. از مردم خواسته شد مکان هایی را که برایشان ارزش، خاطره یا معنای خاصی داشتند، مشخص کنند. نتیجه نشان داد بسیاری از مکان های مهم برای ساکنان الزاما همان نقاطی نبودند که از نگاه بیرونی جاذبه گردشگری محسوب می شوند. یک باغ، یک مسیر روزمره، خانه ای مرتبط با خاطرات جمعی، یک درخت یا فضایی که بخشی از زندگی اجتماعی روستا در آن جریان دارد، می تواند برای جامعه محلی معنایی عمیق تر از یک بنای تاریخی داشته باشد. این نقشه، به نوعی نقشه اجتماعی حافظه «افین» شد و نشان داد که شناخت روستا تنها از طریق فهرست بناها و اطلاعات رسمی به دست نمی آید. دانش محلی خود بخشی از سرمایه برنامه ریزی است؛ دانشی که در تجربه نسل ها شکل گرفته و در بسیاری موارد، فقط از طریق گفت وگو و حضور در میدان قابل دسترسی است.

از اینجا تفاوت میان «گردشگری در روستا» و «گردشگری به عنوان بخشی از توسعه روستا» روشن می شود. در حالت نخست، روستا به مقصدی برای بازدید تبدیل می شود؛ در حالت دوم، گردشگری باید در خدمت اقتصاد و کیفیت زندگی جامعه محلی قرار گیرد. اگر شمار گردشگران افزایش یابد، اما بخش اصلی درآمد به جامعه محلی نرسد، اگر افزایش ارزش زمین موجب کنار رفتن نسل جوان شود، یا اگر مرمت بناها بدون توجه به معیشت، خدمات، آب و محیط زیست انجام شود، نمی توان از توسعه پایدار سخن گفت. تجربه روستاهایی مانند «ابیانه»، «ماسوله» و «کندوان» نیز نشان می دهد که گردشگری می تواند هم فرصت باشد و هم تهدید؛ از یک سو، امکان ایجاد درآمد و تقویت اقتصاد محلی را فراهم می کند و از سوی دیگر، در صورت مدیریت نادرست، می تواند فشار بر محیط، تغییر الگوهای اجتماعی و تجاری شدن فرهنگ را به همراه داشته باشد. بنابراین، پرسش اصلی درباره «افین» نباید فقط این باشد که چگونه گردشگر بیشتری جذب کنیم، بلکه باید پرسید گردشگری چگونه می تواند به بهبود زندگی مردم روستا کمک کند.

در همین چارچوب، مفهوم میراث نیز نیازمند بازتعریف است. میراث فقط مسجد، خانه تاریخی، حمام، آب انبار و ساختار معماری روستا نیست. قصه ها، گویش، موسیقی، آیین ها، غذاها، دانش کشاورزی، شیوه های فراوری محصولات، مهارت های صنایع دستی، شناخت گیاهان، شیوه های ساخت وساز و حتی سنت مهمان نوازی، همگی بخشی از میراث فرهنگی روستا هستند. این میراث زنده در اختیار جامعه محلی است و اگر ثبت و منتقل نشود، ممکن است با تغییر نسل ها از میان برود. در این نگاه، مفهوم «جاذبه» نیز تغییر می کند. جاذبه فقط یک بنای تاریخی نیست؛ بخشی از ظرفیت «افین» در میراث ناملموس آن نهفته است؛ در دانش بومی، خاطرات، آیین ها، روایت ها، مهارت ها و شیوه های زندگی ای که در بستر جامعه محلی جریان دارند. کشاورزی که شیوه کار با زمین و آب را می شناسد، زنی که یک دستور غذایی بومی را از نسل های پیش آموخته، صنعتگری که مهارتی قدیمی را حفظ کرده یا سالمندی که روایت ها و خاطرات روستا را در حافظه خود نگه داشته است، هر یک حامل بخشی از این میراث اند. از این منظر، تجربه گردشگری می تواند از تماشای بناها فراتر رود و به شناخت فرهنگ، میراث ناملموس و زندگی واقعی مردم «افین» پیوند بخورد. در این میان، زرشک نیز فراتر از یک محصول کشاورزی است. زرشک بخشی از اقتصاد، منظر و هویت «افین» است و می تواند در یک زنجیره ارزش محلی، از تولید و فراوری تا بسته بندی، غذا، سوغات و تجربه گردشگری، قرار گیرد. گردشگر به این ترتیب فقط خریدار محصول نخواهد بود، بلکه با شیوه تولید و دانش محلی مرتبط با آن نیز آشنا می شود.

این رویکرد، جایگاه زنان و جوانان را نیز تغییر می دهد. زنان نباید صرفا در نقش تولیدکننده صنایع دستی یا تهیه کننده غذا برای گردشگران دیده شوند، بلکه باید به عنوان کنشگران اقتصادی و اجتماعی روستا، در آموزش، بازار، فناوری و تصمیم گیری حضور داشته باشند. برای جوانان نیز ایجاد چند شغل گردشگری کافی نیست؛ آنچه می تواند ماندگاری آنان را تقویت کند، فراهم شدن امکان آموزش، کسب وکار و دسترسی به فناوری و درعین حال، حفظ پیوند با مکان و هویت محلی است.

فناوری دیجیتال نیز می تواند در این مسیر به ابزار ثبت و روایت میراث تبدیل شود. آرشیوی از روایت های شفاهی، عکس های خانوادگی، آیین ها، موسیقی، دستورهای غذایی، مهارت ها و خاطرات مکان ها می تواند بخشی از حافظه «افین» را مستند کند و زمینه شکل گیری نقشه ای دیجیتال و روایی از روستا را فراهم آورد. البته این فرایند باید با رضایت صاحبان روایت و مشارکت خود جامعه محلی انجام شود تا فناوری، به جای تصاحب روایت، امکان روایت کردن روستا از زبان مردم آن را فراهم کند.

در کنار میراث و گردشگری، محیط زیست و منابع طبیعی نیز اساس هر برنامه توسعه در «افین» اند. آب، باغ ها، کشاورزی و ساختار طبیعی روستا بخشی از بنیان زندگی آن هستند و نمی توان ظرفیت گردشگری را بدون توجه به توان محیطی، منابع آب، پسماند، انرژی و دسترسی تعریف کرد. در روز پایانی کارگاه، موضوع «افین ۱۴۱۵؛ آینده ای که با هم می سازیم» فرصتی بود تا نگاه از گذشته به آینده معطوف شود. پرسش این بود که «افین» در سال های پیش رو چگونه می تواند روستایی برای زندگی باشد؛ چه چیزهایی باید حفظ شود، چه تغییراتی ضروری است، اقتصاد محلی چگونه می تواند متنوع شود و چه شرایطی لازم است تا جوانان، ماندن یا بازگشت به روستا را به عنوان یک امکان واقعی ببینند.
چنین پرسش هایی نیازمند تداوم و پیگیری در طول زمان اند. تجربه «افین» می تواند زمینه ای برای شکل گیری یک فرایند جمعی میان ساکنان روستا، متخصصان، نهادهای اجرایی، دانشگاه، فعالان اقتصادی و نسل جوان باشد؛ فرایندی که در آن، شناخت ظرفیت ها و مسائل روستا به تصمیم گیری و اقدام مشترک برای آینده آن منتهی شود.

و شاید مهم ترین نتیجه این تجربه، تغییر زاویه نگاه به «افین» بود. «افین» پیش از آنکه مقصدی برای گردشگران باشد، جامعه ای زنده است که آینده اش باید بر پایه نیازها، ظرفیت ها و خواسته های ساکنانش شکل بگیرد. در چنین شرایطی، گردشگری می تواند بخشی از اقتصاد و تجربه روستا باشد، نه جایگزین زندگی آن. میراث نیز می تواند از گذشته ای صرفا برای حفاظت، به سرمایه ای برای ساختن آینده تبدیل شود؛ آینده ای که در آن، مردم «افین» نه فقط حافظان میراث خود، بلکه صاحبان و سازندگان آینده روستا باشند.

روزنامه پیام ما/ 14 شهریور 1405

https://payamema.ir/payam/163729/163729/