mousa kazemzadeh
پژوهشگر حوزه ارتباطات رسانه، فرهنگ و جامعه دانشگاه تبریز، روزنامه نگار و کارشناس رسمی دادگستری در حوزه امور خبرنگاری و روزنامه نگاری
164 یادداشت منتشر شدهاندریان؛ صورت حسابی به نام مسئولیت اجتماعی
بازار تبریز آنلاین - موسی کاظم زاده : معدن را نمی توان فقط با مقدار طلایی که از دل زمین بیرون می آورد سنجید؛ همان گونه که توسعه را نمی توان تنها با میزان سرمایه گذاری، تولید و اشتغال تعریف کرد. ارزش واقعی یک معدن زمانی آشکار می شود که بخشی از ثروتی که از دل یک سرزمین و آن منطقه استخراج می شود، به زندگی بهتر مردم همان سرزمین بازگردد.
معدن طلای اندریان در شهرستان ورزقان، در منطقه ای قرار گرفته که هم از ظرفیت های معدنی قابل توجه برخوردار است و هم در همسایگی یکی از ارزشمندترین زیست بوم های کشور، یعنی ارسباران، قرار دارد. همین همجواری، اهمیت مسئولیت اجتماعی و محیط زیستی فعالیت معدنی در این منطقه را دوچندان می کند. مسئولان منابع طبیعی نیز در همین راستا بارها بر ضرورت ایجاد توازن میان بهره برداری اقتصادی از معادن و حفاظت از سرمایه های طبیعی ارسباران تاکید کرده اند.
از این منظر، مسئله اندریان نباید صرفا به میزان استخراج طلا محدود شود. پرسش مهم تر این است که این فعالیت اقتصادی چگونه می تواند به توسعه پایدار منطقه کمک کند؟
اینجاست که مفهوم «مسئولیت اجتماعی معدن» اهمیت پیدا می کند. مسئولیت اجتماعی نباید به یک عنوان تشریفاتی، چند اقدام مناسبتی یا مجموعه ای از کمک های پراکنده محدود شود. مسئولیت اجتماعی زمانی معنا پیدا می کند که مردم منطقه بتوانند آثار آن را در زندگی خود ببینند؛ در راه بهتر، آب پایدارتر، زیرساخت مناسب تر، محیط زیست سالم تر، اشتغال پایدارتر و آینده ای امیدوارکننده تر برای نسل های بعد.
در سال های اخیر، موضوع مسئولیت اجتماعی معدن اندریان از سوی برخی مسئولان محلی مورد تاکید قرار گرفته و از اختصاص بخشی از درآمد معدن به امور عمرانی، آبرسانی و بهسازی راه های منطقه سخن گفته شده است. همچنین حمایت معدن از مطالعات آبخیزداری در سطح گسترده ای از اراضی بالادست سد حاجیلار مطرح شده است. این اقدامات، اگر در چارچوب یک برنامه مستمر و قابل ارزیابی دنبال شوند، می توانند گامی در جهت پیوند میان فعالیت معدنی و توسعه منطقه باشند.
اما یک گام مهم تر نیز لازم است؛ شفافیت. جامعه محلی حق دارد بداند مسئولیت اجتماعی یک معدن چگونه تعریف شده، چه اولویت هایی دارد، چه میزان اعتبار برای آن در نظر گرفته شده و این اعتبار در چه پروژه هایی هزینه می شود. این پرسش ها الزاما به معنای متهم کردن بهره بردار نیست؛ برعکس، شفافیت می تواند اعتماد میان معدن، مردم و مسئولان را تقویت کند.
معدن طلای اندریان به یک الگوی روشن برای مسئولیت اجتماعی نیاز دارد؛ الگویی که در آن پروژه ها بر اساس نیازهای واقعی منطقه اولویت بندی شوند، منابع مشخص باشند، زمان بندی داشته باشند و نتیجه آنها قابل سنجش باشد.
اگر مشکل آب وجود دارد، باید برای آن برنامه داشت. گر راه های روستایی نیازمند بهسازی هستند، باید سهم مسئولیت اجتماعی معدن در آن مشخص باشد. اگر محیط زیست منطقه نیازمند حفاظت و احیاست، باید برنامه پایش و جبران آثار احتمالی فعالیت معدنی وجود داشته باشد. اگر جوانان منطقه نیازمند شغل هستند، مسئولیت اجتماعی باید به سمت آموزش، مهارت آموزی و ایجاد اشتغال پایدار نیز حرکت کند.
و اگر قرار است معدن سال ها به فعالیت خود ادامه دهد، باید از امروز برای روزی نیز اندیشید که منابع معدنی به پایان می رسند و آنچه برای منطقه باقی می ماند، زیرساخت، دانش، مهارت، اشتغال و سرمایه انسانی باشد.
این همان نقطه ای است که باید مفهوم مسئولیت اجتماعی را از «کمک به منطقه» به «سرمایه گذاری برای آینده منطقه» تغییر داد.
در چنین نگاهی، حتی پروژه هایی مانند آبخیزداری اهمیت بیشتری پیدا می کنند؛ زیرا مسئله فقط اجرای یک پروژه نیست، بلکه حفاظت از منابع آب و خاک و افزایش تاب آوری منطقه در برابر بحران های آینده است. حمایت اعلام شده از مطالعات آبخیزداری در بالادست سد حاجیلار می تواند در صورت تداوم و اجرای موفق، نمونه ای از همین نگاه بلندمدت باشد.
البته مسئولیت اجتماعی نباید جایگزین وظایف قانونی دولت یا دستگاه های اجرایی شود. معدن قرار نیست به جای دولت مدرسه، راه یا شبکه آب بسازد؛ بلکه باید در چارچوب قانون و تعهدات خود، در توسعه اجتماعی و اقتصادی پیرامون محل فعالیتش نقش آفرینی کند.
از سوی دیگر، جامعه محلی نیز باید در تعیین اولویت های مسئولیت اجتماعی سهم داشته باشد. شاید اولویت یک روستا آب باشد، اولویت روستای دیگر راه و اولویت منطقه ای دیگر اشتغال و آموزش. بنابراین نسخه واحدی برای مسئولیت اجتماعی وجود ندارد؛ این مسئولیت باید از دل نیازهای واقعی جامعه محلی شکل بگیرد.
در نهایت، باید یادآوری بشود که «حساب پس دادن» اندریان نباید تعبیر خصمانه داشته باشد. حساب پس دادن یعنی ارائه یک گزارش روشن به مردم؛ یعنی اینکه معدن بگوید چه مسئولیتی را پذیرفته، چه کاری انجام داده و برای سال آینده چه برنامه ای دارد.
این شفافیت نه تهدید معدن، بلکه پشتوانه آن است. معدنی که بتواند آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی فعالیت خود را شفاف توضیح دهد، اعتماد بیشتری در جامعه محلی ایجاد خواهد کرد. مردم نیز وقتی بدانند ثروت زیر پایشان چگونه به توسعه بالای زمین تبدیل می شود، نگاهشان به معدن از یک فعالیت صرفا اقتصادی به یک شریک توسعه ای تغییر خواهد کرد.
معدن طلای اندریان امروز می تواند فراتر از یک معدن طلا دیده شود؛ می تواند آزمونی برای این باشد که چگونه می توان میان استخراج ثروت، حفاظت از طبیعت و توسعه جامعه محلی تعادل ایجاد کرد.
طلای اندریان متعلق به امروز است؛ اما مسئولیت آن در برابر فردا نیز باقی خواهد ماند. بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که اندریان چه میزان طلا استخراج می کند؟
پرسش بزرگ تر این است: از این طلای زیرزمین، چه میزان آینده برای مردم روی زمین ساخته خواهد شد؟
و این همان صورت حسابی است که اندریان، مانند هر معدن دیگری، دیر یا زود باید در برابر مردم، محیط زیست و آینده منطقه ارائه کند.
یادداشت اختصاصی بازار تبریز آنلاین
✍️ موسی کاظم زاده
* نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین
https://bazartabrizonline.ir
