ارتباطات سلامت؛ نقش همدلی در ارتباط حرفه ای با بیمار چیست؟

17 شهریور 1405 - خواندن 11 دقیقه - 137 بازدید



ارتباط با بیمار یکی از مهم ترین موقعیت های ارتباطی در نظام سلامت است. در این ارتباط، تنها اطلاعات پزشکی میان دو طرف مبادله نمی شود؛ بلکه بیمار با مجموعه ای از احساسات، نگرانی ها، ترس ها، پرسش ها و تجربه های شخصی وارد فرایند درمان می شود. از همین رو، کیفیت ارتباط میان بیمار و پزشک، پرستار یا سایر اعضای تیم سلامت می تواند بر تجربه بیمار و میزان اعتماد او به فرایند درمان تاثیرگذار باشد.

در چنین شرایطی، همدلی یکی از مهم ترین مهارت های ارتباطی در نظام سلامت محسوب می شود. همدلی به معنای درک شرایط و احساسات بیمار و انتقال این درک به شیوه ای حرفه ای و محترمانه است؛ بدون آنکه مرزهای حرفه ای میان ارائه دهنده خدمت و بیمار از بین برود.


همدلی چیست؟

همدلی را نباید صرفا به معنای ناراحت شدن از وضعیت بیمار یا احساس تاسف نسبت به او دانست. در ارتباطات حرفه ای، همدلی فرایندی آگاهانه برای درک دیدگاه، احساسات و نگرانی های فرد مقابل است.

ارائه دهنده خدمات سلامت لازم نیست دقیقا همان تجربه ای را که بیمار دارد تجربه کند. کافی است بتواند موقعیت را تا حد امکان از منظر بیمار ببیند و نشان دهد که نگرانی او را شنیده و درک کرده است.

برای مثال، هنگامی که بیماری از شنیدن نتیجه یک آزمایش نگران است، جمله ای مانند «می دانم شنیدن این نتیجه می تواند برای شما نگران کننده باشد» می تواند آغاز یک ارتباط همدلانه باشد. چنین پاسخی به معنای تایید تمام برداشت های بیمار نیست؛ بلکه نشان می دهد احساس او نادیده گرفته نشده است.


بیمار فقط یک تشخیص پزشکی نیست

یکی از خطاهای رایج در ارتباطات سلامت، تقلیل بیمار به بیماری یا تشخیص اوست.

در فرایند درمان ممکن است بیمار در پرونده با یک تشخیص، شماره یا مجموعه ای از نتایج آزمایش شناخته شود؛ اما در تجربه واقعی زندگی، او انسانی است با خانواده، شغل، نگرانی اقتصادی، باورها، خاطرات و آینده ای که بیماری می تواند آن را تحت تاثیر قرار دهد.

ارتباط حرفه ای زمانی کامل تر می شود که ارائه دهنده خدمات سلامت علاوه بر مسئله بالینی، انسان حاضر در برابر خود را نیز ببیند.

این نگاه، همدلی را از یک رفتار تزئینی به بخشی از حرفه ای گری تبدیل می کند.


تفاوت همدلی با همدردی و دلسوزی

همدلی، همدردی و دلسوزی مفاهیمی نزدیک به یکدیگرند، اما در ارتباط حرفه ای تفاوت آنها اهمیت دارد.

همدردی بیشتر به شریک شدن در احساس فرد یا ابراز ناراحتی از وضعیت او اشاره دارد. دلسوزی نیز ممکن است فرد را در موقعیتی قرار دهد که خود را از بیرون ناظر وضعیت بیمار بداند.

اما همدلی بر درک تجربه بیمار از منظر خودش تاکید دارد.

این تفاوت در محیط درمانی بسیار مهم است؛ زیرا بیمار الزاما به ترحم نیاز ندارد. آنچه بیش از همه به آن نیاز دارد، این است که احساس کند نگرانی او جدی گرفته می شود، سوال هایش شنیده می شوند و با احترام با او برخورد می شود.


گوش دادن فعال؛ آغاز ارتباط همدلانه

همدلی بدون گوش دادن شکل نمی گیرد.

گوش دادن فعال به معنای حضور واقعی در گفت وگو، توجه به سخنان بیمار و تلاش برای فهم معنای صحبت های اوست. در این فرایند، ارائه دهنده خدمات سلامت نباید صرفا منتظر پایان صحبت بیمار باشد تا پاسخ خود را ارائه کند.

گاهی بیمار درباره یک علامت جسمی صحبت می کند، اما نگرانی اصلی او چیزی دیگر است. ممکن است درد جسمانی با ترس از آینده، نگرانی درباره خانواده یا نگرانی اقتصادی همراه شده باشد.

بنابراین در ارتباطات سلامت باید میان آنچه بیمار می گوید و آنچه واقعا نگران آن است تفاوت قائل شد.

پرسش های باز، سکوت مناسب، توجه به لحن صدا و مشاهده نشانه های غیرکلامی می توانند به کشف این لایه های پنهان کمک کنند.


زبان؛ ابزار قدرتمند همدلی

گاهی یک جمله کوتاه می تواند کیفیت ارتباط با بیمار را تغییر دهد.

استفاده از زبان ساده، پرهیز از اصطلاحات تخصصی غیرضروری، فرصت دادن برای پرسش و توضیح مرحله به مرحله اطلاعات پزشکی از عناصر مهم ارتباط موثر هستند.

در مقابل، عباراتی مانند «نگران نباشید»، «چیزی نیست» یا «همه همین مشکل را دارند» ممکن است با نیت آرام کردن بیمار گفته شوند، اما در برخی موقعیت ها نتیجه معکوس داشته باشند.

وقتی نگرانی بیمار واقعی است، حذف یا کوچک شمردن آن لزوما باعث کاهش اضطراب نمی شود.

ارتباط همدلانه می تواند ابتدا احساس بیمار را به رسمیت بشناسد و سپس اطلاعات علمی لازم را ارائه کند.

برای نمونه:

«طبیعی است که این موضوع شما را نگران کند. اجازه بدهید آنچه را درباره وضعیت شما می دانیم مرحله به مرحله توضیح بدهم.»

در چنین جمله ای، احساس بیمار نادیده گرفته نمی شود و همزمان ارتباط در مسیر علمی و حرفه ای باقی می ماند.


ارتباط غیرکلامی را نباید فراموش کرد

همدلی فقط در واژه ها خلاصه نمی شود.

تماس چشمی مناسب، حالت چهره، وضعیت بدن، فاصله فیزیکی، لحن صدا و حتی میزان عجله در پاسخ دادن می توانند پیام های مهمی به بیمار منتقل کنند.

ممکن است یک پزشک یا پرستار از نظر کلامی جمله ای محترمانه بیان کند، اما همزمان با نگاه کردن مداوم به تلفن یا رایانه، احساس بی توجهی را به بیمار منتقل کند.

از سوی دیگر، چند دقیقه حضور واقعی و گوش دادن بدون قطع کردن سخنان بیمار می تواند پیام متفاوتی ایجاد کند.

بنابراین ارتباطات سلامت باید کلام و رفتار غیرکلامی را یک نظام ارتباطی واحد در نظر بگیرد.


همدلی به معنای موافقت با بیمار نیست

یکی از سوءبرداشت های رایج این است که فرد حرفه ای برای همدل بودن باید با تمام دیدگاه های بیمار موافق باشد.

در حالی که همدلی با تایید اطلاعات نادرست تفاوت دارد.

ممکن است بیمار بر اساس اطلاعات موجود در شبکه های اجتماعی یا توصیه اطرافیان، برداشت نادرستی درباره بیماری یا درمان خود داشته باشد. ارائه دهنده خدمات سلامت می تواند نگرانی او را درک کند، اما همچنان اطلاعات علمی صحیح را ارائه دهد.


این ترکیب بسیار مهم است:

احساس بیمار را می توان درک کرد، بدون اینکه اطلاعات نادرست او را تایید کنیم.

همدلی بنابراین نه در برابر علم، بلکه در خدمت ارتباط بهتر علم با انسان قرار دارد.


همدلی و اعتماد بیمار

اعتماد یکی از مهم ترین سرمایه های ارتباطی نظام سلامت است.

بیمار زمانی راحت تر پرسش های خود را مطرح می کند که احساس کند مورد قضاوت قرار نمی گیرد. همچنین زمانی که اطلاعات برای او روشن و محترمانه توضیح داده شود، امکان مشارکت فعال تر او در فرایند درمان افزایش می یابد.

همدلی به تنهایی نمی تواند اعتماد ایجاد کند، اما می تواند یکی از پایه های آن باشد.

اعتماد پایدار زمانی شکل می گیرد که تخصص، صداقت، شفافیت، احترام و ارتباط انسانی در کنار یکدیگر قرار گیرند.

از این منظر، همدلی فقط یک ویژگی اخلاقی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت ارتباطی ارائه خدمات باکیفیت است.


همدلی در ارتباط پزشک و پرستار با بیمار

پزشکان و پرستاران از مهم ترین گروه هایی هستند که بیشترین تعامل مستقیم را با بیماران دارند.

پزشک ممکن است مسئول توضیح تشخیص، گزینه های درمانی و روند تصمیم گیری بالینی باشد و پرستار در بسیاری از لحظات روزمره، درد، اضطراب و نیازهای بیمار را از نزدیک مشاهده کند.


در هر دو موقعیت، مهارت ارتباطی اهمیت دارد.

اما همدلی نباید صرفا وظیفه یک گروه حرفه ای تلقی شود. بیمار در طول حضور خود در یک مرکز درمانی با پذیرش، حراست، خدمات، کارکنان اداری، آزمایشگاه، تصویربرداری، داروخانه و سایر بخش ها نیز مواجه می شود.

از این رو، تجربه ارتباطی بیمار حاصل مجموعه ای از تعاملات است، نه فقط یک گفت وگوی پزشک و بیمار.

مرز حرفه ای همدلی

همدلی اگر بدون توجه به مرزهای حرفه ای اجرا شود، ممکن است به فرسودگی عاطفی کارکنان سلامت یا شکل گیری وابستگی نامناسب در رابطه درمانی منجر شود.

کارکنان سلامت باید بتوانند احساس بیمار را درک کنند، اما در عین حال نقش حرفه ای خود را حفظ کنند.

این مسئله به ویژه در موقعیت هایی مانند بیماری های سخت، مرگ، سوگ، درد مزمن و شرایط بحرانی اهمیت بیشتری پیدا می کند.

بنابراین هدف، ایجاد رابطه ای بیش از حد شخصی نیست؛ هدف، ایجاد رابطه ای انسانی اما حرفه ای است.


آیا همدلی قابل آموزش است؟

همدلی را نباید فقط یک ویژگی ذاتی یا شخصیتی دانست.

بخش قابل توجهی از مهارت های ارتباطی همدلانه می تواند از طریق آموزش و تمرین تقویت شود.

برنامه های آموزشی حوزه سلامت می توانند مهارت هایی مانند گوش دادن فعال، پرسشگری مناسب، مدیریت سکوت، توجه به زبان بدن، بازتاب احساسات، انتقال اخبار دشوار، ارتباط با خانواده بیمار و مدیریت موقعیت های تعارض آمیز را آموزش دهند.

تمرین این مهارت ها در محیط های شبیه سازی شده، ایفای نقش و دریافت بازخورد حرفه ای می تواند به تبدیل همدلی از یک مفهوم نظری به یک رفتار عملی کمک کند.


همدلی و خانواده بیمار

بیماری فقط فرد بیمار را تحت تاثیر قرار نمی دهد. خانواده نیز ممکن است درگیر اضطراب، ابهام و نگرانی درباره آینده باشد.

از این رو، ارتباط حرفه ای با خانواده بیمار نیز بخشی از ارتباطات سلامت است.

البته ارتباط با خانواده باید با رعایت محرمانگی، رضایت بیمار و الزامات اخلاقی و حرفه ای انجام شود.

در چنین شرایطی، اطلاع رسانی شفاف، شنیدن نگرانی ها و استفاده از زبان قابل فهم می تواند از شکل گیری سوءتفاهم و بی اعتمادی جلوگیری کند.


همدلی؛ از مهارت فردی تا فرهنگ سازمانی

اگر همدلی فقط به ویژگی شخصی یک پزشک یا پرستار وابسته باشد، کیفیت ارتباط بیمار از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد بود.

نظام سلامت برای ایجاد تجربه ارتباطی پایدار، به فرهنگ سازمانی همدلانه نیاز دارد.

این فرهنگ می تواند از طریق آموزش کارکنان، طراحی فرایندهای بیمارمحور، کاهش موانع ارتباطی، ایجاد سازوکار دریافت بازخورد بیماران و توجه به تجربه بیمار در ارزیابی کیفیت خدمات تقویت شود.

در این نگاه، روابط عمومی سلامت نیز نقشی مهم پیدا می کند؛ زیرا روابط عمومی فقط مسئول انتشار خبر نیست، بلکه بخشی از سازوکار ارتباط سازمان سلامت با بیماران، خانواده ها و جامعه است.


سخن پایانی

ارتباط حرفه ای با بیمار در نقطه تلاقی علم و انسان شکل می گیرد.

دانش پزشکی برای تشخیص و درمان ضروری است، اما انتقال این دانش بدون مهارت ارتباطی نمی تواند تمام نیازهای بیمار را پاسخ دهد. بیمار علاوه بر درمان، نیاز دارد شنیده شود، پرسش هایش جدی گرفته شود و در مواجهه با شرایط دشوار احساس نکند که تنها با یک سیستم بی چهره روبه رو است.

همدلی قرار نیست جایگزین تخصص شود؛ بلکه باید در کنار تخصص قرار گیرد.


در ارتباطات سلامت، بیمار پیش از آنکه یک تشخیص باشد، یک انسان است.

از همین نقطه، همدلی به یکی از پایه های ارتباط حرفه ای تبدیل می شود؛ مهارتی که می تواند فاصله میان «ارائه خدمت» و «تجربه انسانی دریافت خدمت» را کاهش دهد و مسیر شکل گیری اعتماد را هموارتر کند.


نظام سلامت آینده، علاوه بر پزشکان و پرستاران توانمند، به متخصصانی نیاز دارد که بتوانند خوب بشنوند، درست توضیح دهند، مسئولانه ارتباط برقرار کنند و انسان را در مرکز ارتباطات سلامت ببینند.


احمد عامری 

مدیر مسئول ارتباطات سلامت