محمدعلی صدوق
2 یادداشت منتشر شده«نسل جوان و جنبش دانشجویی در ایران؛ از ظرفیت توسعه تا چالش های سیاسی و اجتماعی.
نامه انتقادی و اعتراضی با موضوع: «نسل جوان و جنبش دانشجویی در ایران؛ از ظرفیت توسعه تا چالش های سیاسی و اجتماعی.
نویسنده : محمدعلی صدوق دانشجو علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

به نام حضرت دوست
ما می دانیم که معمولا نسل جوان و دانشجویان می توانند نقش مهمی در ساختن کشور و حرکت آن به سمت آبادانی و توسعه داشته باشند. کشوری که بتواند از منابع انسانی خود به درستی استفاده و از آن ها حمایت کند، زمینه مناسب تری برای توسعه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خواهد داشت. زیرا نسل جوان معمولا پرانرژی، باانگیزه و آماده پیشرفت است و اگر انگیزه و زمینه مناسب برای فعالیت در اختیار آن قرار گیرد، می تواند اقدامات بزرگی انجام دهد. بسیاری از انقلاب ها، تغییرات و تحولات اجتماعی، اختراعات و اتفاقات مهم در کشورهای مختلف در طول تاریخ نیز با نقش آفرینی نسل جوان شکل گرفته اند. با این حال، در ایران به ویژه در دوره پس از انقلاب، به نظر می رسد از ظرفیت نسل جوان به اندازه کافی استفاده نشده است. ایران با روند گسترده مهاجرت روبه رو بوده و بخشی از تحصیلکردگان به دلیل نبود امکانات کافی در برخی رشته ها، حمایت ناکافی از پیشنهادها و توانایی های آنان، وجود فرصت های بهتر در کشورهای دیگر و همچنین برخی تناقض ها میان گرایش های سیاسی آنان و حاکمیت، از کشور خارج شده اند. بخشی دیگر نیز با محدودیت فعالیت یا بازداشت مواجه شده اند. این شرایط در نهایت می تواند موجب شود بخشی از سرمایه انسانی کشور به جای استفاده در مسیر توسعه، از کشور خارج شود
- برای نمونه بارز ترین تبعیضات در قبال دانش اموزان و دانشجویان و چه بسا جامعه علمی / تحصیلکردگان ، در فرایند گزینش استخدامی، پرسش های دینی و عقیدتی مطرح می شود و افرادی که خارج از قشر و ارزش/هنجار مورد پذیرش حکومتی، مذهبی باشند، ممکن است مورد پذیرش قرار نگیرند یا بخواهند صادق باشند در قبال سوالات و عقیده و سبک زندگی شخصی خود که مشخصا مرتبط به خود افراد هست و بارها در فضای اجتماعی / مجازی و در فلسفه سیاسی با عنوان ازادی سلبی و مثبت از ان یاد شده است مورد پذیرش حکومت واقع نمیشود و این سیستم نظام اموزشی میتواند مسئله افزایش ریاکاری و کاهش شایسته سالاری و چه بسا کارآمدی افراد و استعداد ها را فراهم کند؛ زیرا ممکن است افرادی بدون داشتن اعتقاد واقعی، با وانمود کردن به داشتن عقاید همسو با حکومت یا حتی حفظ کردن پاسخ پرسش های عقیدتی چه بسا با عدم استعداد و شایستگی لازم، وارد برخی ارگان های دولتی شوند ، بدون اینکه در زندگی خود به آن عقاید پایبند باشند یا سهمیه های ایثارگری هم بدین شکل میتواند زحمات و تلاش های بسیاری از افراد را پایمال کند . و این روند خطی میتواند تبدیل به نظامی خطی- فاشیستی و ضعف شایسته سالاری بروکراتیک یا قانونی ارزیابی و منجر بشود که حکومت برای جبران این ضعف سعی کرده است سیاست سهمیه مناطق و تبعیض مثبت را در پیش بگیرد که باز هم با عدم تهیه و اختصاص امکانات مناسب در برخی مناطق محروم استانها مانند سیستان بلوچستان /هرمزگان و... اثرکمی گذاشته است و بخش حائز توجه این است که نسل جوان و دانشجو در جریان اعتراضات به مشکلاتی نامبرده شده و تغذیه و امکانات نامناسب و سایر مسائل اقتصادی/اجتماعی حضورشان بسیار گسترده تر شده مخصوصا بعد 1401 و در این شرایط، بخشی از دانشجویان با بازداشت و تعلیق و کنار گذاشته شدن از تحصیل توسط حکومت پاسخ داده شده است . به نظر دارد می رسد که این رفتار نامناسب که تنها مورد استقبال قشر همسو حاکمیت در دانشگاه قرار گرفته و تنها فاصله میان دانشجویان و جامعه را با حکومت و انسداد سیاسی افزایش داده است ، این کنش مجدد نقض ازادی بیان که شروع آن با توقیف روزنامه سلام که به اعتراضات 18 تیر 78 و واقعه کوی دانشگاه تهران منجر شده بود و تا به الان نمود پیدا کرده است زیرا چنین کنشی و سختگیری عامرانه برای تلاش برای انفعال دانشگاه و تبدیل دانشجو به فردی منفعل، رویکرد مناسبی برای کنترل وضعیت نیست. دانشجویان در چنین روزگاری به اگاهی رسیده اند و در صورت بروز مشکلاتی همچون سایر کشور های دموکراتیک حق طبیعی دارند برای بیان اندیشه های اعتراضی و انتقادی و برای احقاق حق خود و حقوق دیگر دانشجویان سکوت نکنند و ساکت نشوندچه بسا ممکن است چنین انتقاداتی منجر به رشد و تعالی کشور و دانشگاه شود . بنابراین باید بتواند آزادانه فعالیت داشته باشد، بدون آنکه نیروهای عامر و محافظه کار در فعالیت های علمی و اجتماعی او دخالت کنند یا عقاید مخالف با خط مشی حکومت با محدودیت مواجه بشود. زیرا عقاید مخالف باید امکان بیان، بررسی و گفت وگو داشته باشند تا در نهایت زمینه شکل گیری اجماعی برای رشد و توسعه فراهم شود. سایر حکومت های موفق به جای مقابله با دیدگاه های متفاوت و پاک کردن صورت مسئله، توانسته اند پذیرای آرا و عقاید دانشجویان، روشنفکران و استادان باشد و نسبت به انتقادها پذیراتر عمل کنند. و در اداره کشور خود موفق تر شده اند، زیرا علاوه بر آزادی عقیده و اندیشه، آزادی اقتصادی و اجتماعی نیز در اختیار شهروندان قرار می گیرد و این مسئله می تواند به تثبیت حاکمیت سیاسی آنان کمک کند.
در نهایت کشوری که بر پایه مردمسالاری و شایسته سالاری اداره می شود، معمولا تفاوتی ندارد که فرد چه دین، عقیده، مذهب یا گرایش سیاسی داشته باشد و معیار اصلی در بسیاری از زمینه ها، کارآمدی و شایستگی افراد است. در استخدام، گزینش، حمایت های مالی و تحصیل نیز نباید عقیده، گرایش سیاسی، رنگ پوست، نژاد یا ملیت افراد معیار اصلی باشد، بلکه توانایی و شایستگی آنان اهمیت بیشتری دارد. مخصوصا در ایران کنونی که ما باید پذیرای نسل جوان نخبه و فارغ تحصیل باشیم و زمینه فعالیت در رشته مرتبط تحصیلی او فراهم کنیم بدون در نظر گرفتن مسائل ایدئولوژیک با اینکه حکومت جمهوری اسلامی بر پایه بنیادگرایی و ایدئولوژیک / تئوکراتیک پایه گذاری و پیش می رود و در بسیاری موارد به بنیادگرایی رادیکال نزدیک می شود. و برای رشد توسعه ایران عزیز لزوم دارد پارادایم و ساختاری که معمولا عقاید و گرایش های سیاسی خارج از خط مشی خود را نمی پذیرد و در استخدام، گزینش و تحصیل نیز معیارهای به دور از شایسته سالاری را اولویت می گیرد تعغییر کند . امیدواریم روزی شاهد تعغییراتی بر پایه شایسته سالاری و عقیدتی در کشور عزیزمان باشیم .
پایان