محمدعلی صدوق
1 یادداشت منتشر شدهغرب ستیزی و سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران

به نام حضرت دوست
موضوع: غرب ستیزی و سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران
نویسنده: محمدعلی صدوق دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
________________________________________
چکیده
غرب ستیزی یکی از مولفه های اساسی گفتمان سیاسی ایران، به ویژه پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، به شمار می رود. این مقاله به ریشه های تاریخی و فکری این نگاه و تاثیر آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران می پردازد و نقش عواملی مانند تحولات سوریه، محور مقاومت، عملیات هفت اکتبر، پیمان ابراهیم و تغییرات منطقه ای را در شکل دهی به رویکرد ایران بررسی می کند. همچنین سیاست خارجی ایران در دوران های مختلف ریاست جمهوری، از هاشمی تا پزشکیان، با تاکید بر مذاکره، دیپلماسی و تعامل با غرب تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که سیاست خارجی ایران همواره میان دو محور «مذاکره و کاهش تنش» و «حفظ نفوذ منطقه ای و حمایت از محور مقاومت» در نوسان بوده و موفقیت آن در گرو ایجاد تعادل میان منافع ملی، قدرت نرم و امنیت منطقه ای است.
واژگان کلیدی: غرب ستیزی، سیاست خارجی ایران، انقلاب اسلامی، محور مقاومت، برجام، دیپلماسی، جهان اسلام
________________________________________
مقدمه
غرب ستیزی یکی از مهم ترین مولفه های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود که ریشه در تحولات تاریخی و سیاسی ایران پیش از انقلاب دارد. این نگاه نه تنها بر روابط ایران با قدرت های غربی تاثیر گذاشته، بلکه بر جایگاه ایران در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام نیز اثرگذار بوده است. در این مقاله، ابتدا به پیشینه تاریخی غرب ستیزی در ایران پرداخته می شود و سپس نقش انقلاب اسلامی در تداوم و تشدید این رویکرد و تاثیر آن بر تحولات منطقه ای مانند سوریه، لبنان، یمن و فلسطین بررسی می گردد. در ادامه، سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دولت های مختلف با تاکید بر رویکردهای مذاکره محور و مقاومت محور تحلیل شده و در پایان، چالش ها و چشم اندازهای پیش رو مورد بحث قرار می گیرد.
________________________________________
1. ریشه غرب ستیزی در ایران قبل و بعد انقلاب ۵۷
برای بررسی تاثیر انقلاب اسلامی بر مسائل بین الملل جهان اسلام، باید پیشینه غرب ستیزی در ایران را مورد توجه قرار داد. این نگاه فقط مختص دوره بعد از انقلاب نیست؛ بلکه ریشه های آن به اواخر دوره قاجار بازمی گردد، بخصوص بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که با حمایت آمریکا و انگلیس انجام شد و همچنین دخالت شوروی و انگلیس در امور ایران، باعث شد جامعه ایران به تدریج نگاه منفی تری نسبت به قدرت های غربی پیدا کند. این نگاه در بین جریان های فکری و ملی گرا، حتی در جناح های چپ، نیز وجود داشت. با افزایش نفوذ غرب، استقلال کشور به تدریج کاهش یافت و این موضوع زمینه ساز رویکرد ضدغربی شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، این نگاه به یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد و شعارهایی مانند استقلال، نه شرقی نه غربی؛ مبارزه با سلطه قدرت های بزرگ؛ حمایت از فلسطین و مخالفت با اسرائیل، در این چارچوب مطرح شد. در همین راستا، ایران حمایت از گروه های مقاومت مانند حماس و حزب الله را در دستور کار قرار داد و برخی کشورهای عربی و همچنین اسرائیل و آمریکا، این سیاست را تهدیدی برای امنیت خود دانستند. این اختلاف نگاه ها باعث شد تنش ها در منطقه افزایش پیدا کند و بر مسائل بین الملل جهان اسلام تاثیر بگذارد.
________________________________________
2 تحولات سوریه و محور مقاومت
تحولات سوریه و محور مقاومت، یکی از مهم ترین عواملی است که در سال های اخیر روی سیاست خارجی ایران در قبال جهان اسلام اثر گذاشته است؛ چون سوریه سال ها یکی از مهم ترین متحدان ایران و حلقه ی اصلی ارتباط با حزب الله لبنان و گروه های مقاومت فلسطینی بوده است. به همین دلیل، هر تغییری در وضعیت سوریه فقط به این کشور محدود نمی شود، بلکه روی موازنه قدرت در کل منطقه اثر می گذارد. بعد از عملیات هفت اکتبر و شروع جنگ غزه، شرایط منطقه وارد مرحله جدیدی شد و درگیری ها از غزه به لبنان، سوریه، عراق و یمن هم کشیده شد. در این شرایط، ایران تلاش کرد از سیاست حمایت از محور مقاومت ادامه دهد و در مقابل، اسرائیل نیز حملات خود را به مواضع نیروهای نزدیک به ایران در سوریه و لبنان افزایش داد. این روند نشان داد که بحران های منطقه به هم وابسته هستند و هر تحولی می تواند بر سیاست خارجی کشورهای اسلامی اثر بگذارد. در ادامه ی این تحولات، عملیات های «وعده صادق» نیز معادلات امنیتی منطقه را تغییر داد. از نگاه ایران، این عملیات ها در پاسخ به حملات اسرائیل و با هدف ایجاد بازدارندگی انجام شد؛ اما اسرائیل و کشورهای غربی آن را نشانه افزایش تنش و گسترش درگیری های منطقه ای دانستند. همین اختلاف برداشت ها باعث شد روابط ایران با آمریکا و اسرائیل وارد مرحله حساستری شود و فضای امنیتی منطقه پیچیده تر شود. در کنار این مسائل، تغییر شرایط سیاسی سوریه و کاهش نفوذ دولت مرکزی در برخی مناطق، باعث شد آینده محور مقاومت با ابهام بیشتری روبه رو شود؛ زیرا سوریه یکی از مهم ترین مسیرهای ارتباطی ایران با حزب الله لبنان به شمار می رفت. هر تغییری در این مسیر می تواند بر موازنه قدرت منطقه ای اثر بگذارد و سیاست خارجی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. از طرف دیگر، حزب الله لبنان همچنان یکی از مهم ترین بازیگران منطقه است و درگیری های آن با اسرائیل باعث شده لبنان و مرزهای شمالی اسرائیل همچنان یکی از کانون های اصلی بحران باشد. همچنین اقدامات حوثی های یمن در دریای سرخ و باب المندب و حمله به برخی کشتی ها، باعث شد امنیت یکی از مهم ترین مسیرهای تجارت جهانی تحت تاثیر قرار بگیرد و نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و قدرت های بزرگ افزایش پیدا کند. در همین دوره، پیمان ابراهیم هم بر فضای سیاسی جهان اسلام اثر گذاشت؛ چون برخی کشورهای عربی مانند امارات و بحرین روابط خود را با اسرائیل عادی کردند، در حالی که ایران همچنان بر حمایت از فلسطین و محور مقاومت تاکید داشت. این موضوع نشان داد که در جهان اسلام، با وجود اشتراک های دینی، همه کشورها رویکرد سیاسی یکسانی ندارند و منافع ملی نقش مهمی در تصمیم گیری آنها دارد. در مجموع می توان گفت تحولات سوریه، محور مقاومت، عملیات هفت اکتبر، عملیات های وعده صادق، بحران غزه، تحولات لبنان و یمن و همچنین پیمان ابراهیم، باعث شده سیاست خارجی ایران بیش از گذشته بر مسائل امنیتی و منطقه ای متمرکز شود؛ اما در عین حال، اختلاف دیدگاه میان کشورهای اسلامی و رقابت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای، همچنان یکی از مهم ترین موانع همگرایی جهان اسلام به شمار می رود.
________________________________________
3 تاثیر انقلاب ایران در منطقه خاورمیانه
در سطح منطقه ای، انقلاب ایران باعث شد سیاست حمایت از گروه هایی مانند حزب الله لبنان، حماس و دیگر گروه های مقاومت در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار بگیرد. از نگاه ایران، این سیاست در راستای حمایت از فلسطین و افزایش بازدارندگی منطقه ای بود؛ اما آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی آن را نشانه افزایش نفوذ منطقه ای ایران و عامل تشدید رقابت های منطقه ای دانستند. همین تفاوت برداشت ها موجب شد همگرایی جهان اسلام با چالش های بیشتری روبه رو شود. از سوی دیگر، انقلاب اسلامی بر گسترش گفتمان استقلال خواهی و بیداری اسلامی نیز تاثیر گذاشت و در برخی کشورهای اسلامی الهام بخش جنبش هایی شد که بر مقابله با سلطه خارجی و حفظ هویت اسلامی تاکید داشتند. اما تجربه سال های بعد نشان داد که همه کشورهای اسلامی شرایط و منافع یکسانی ندارند و هر کشور بر اساس منافع ملی خود، سیاست متفاوتی را دنبال می کند. به همین دلیل، اشتراک های دینی همیشه به هم سویی راهبردی منجر نشده است. در سال های اخیر نیز رخدادهایی مانند عملیات هفت اکتبر، جنگ غزه، تحولات سوریه و لبنان و افزایش تنش میان ایران و اسرائیل، بار دیگر مسئله فلسطین و جایگاه محور مقاومت را در مرکز توجه جهان اسلام قرار داد. در مقابل، روند عادی سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل در قالب پیمان ابراهیم نشان داد که در کنار اشتراک های دینی، اختلاف در منافع سیاسی و امنیتی همچنان وجود دارد و همه کشورهای اسلامی نگاه یکسانی به مسائل منطقه ندارند. در مجموع می توان گفت انقلاب اسلامی تاثیر قابل توجهی بر مسائل بین المللی جهان اسلام گذاشت و موضوع هایی مانند هویت اسلامی، استقلال سیاسی، حمایت از فلسطین و نقش اسلام در سیاست را پررنگ تر کرد؛ اما در کنار این تاثیرات، اختلاف منافع کشورهای اسلامی، رقابت های ژئوپلیتیکی، دخالت قدرت های بزرگ و ناهمسویی های راهبردی باعث شده است که جهان اسلام همچنان با چالش همگرایی و وحدت سیاسی روبه رو باشد و نتواند از همه ظرفیت های خود به صورت کامل استفاده کند.
________________________________________
4. سیاست خارجه جمهوری اسلامی برای حل اختلاف با غرب
دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در سال های بعد از انقلاب، با توجه به شرایط داخلی و بین المللی، تغییرات زیادی داشته است و هر دولت تلاش کرده با روش خودش، سیاست خارجی کشور را پیش ببرد؛ اما در بیشتر دوره ها، هدف اصلی حفظ منافع ملی، کاهش فشارهای خارجی و افزایش جایگاه ایران در منطقه و جهان بوده است.
4-۱. دوران هاشمی رفسنجانی
در دوران هاشمی رفسنجانی، سیاست خارجی بیشتر روی بازسازی کشور بعد از جنگ و بهتر شدن روابط با کشورهای دیگر تمرکز داشت. دولت سعی کرد تنش ها را کمتر کند و ارتباط ایران با کشورهای منطقه و اروپا را گسترش دهد تا زمینه برای رشد اقتصادی و جذب سرمایه فراهم شود. در خاطرات هاشمی رفسنجانی هم بارها به این موضوع اشاره شده که ادامه ی تنش با غرب به نفع ایران نیست و اگر اختلاف ها از راه مذاکره و دیپلماسی حل شود، هم اقتصاد کشور بهتر می شود و هم جایگاه ایران در دنیا تقویت خواهد شد. البته او معتقد بود این کار باید بدون کوتاه آمدن از استقلال و منافع ملی انجام شود. با این حال، به دلیل اختلاف با آمریکا و ادامه ی تحریم ها، این سیاست به نتیجه ی کامل نرسید.
4-۲. دوران خاتمی
در دوران خاتمی، سیاست خارجی بیشتر بر گفت وگو و کاهش تنش با کشورهای دیگر تاکید داشت. مهم ترین موضوع این دوره، گفت وگوی تمدن ها بود که هدف آن این بود کشورها به جای درگیری، از راه گفت وگو مشکلات خود را حل کنند. در این دوره، ایران تلاش کرد تصویر بهتری از خود در جهان نشان دهد و از فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی برای تقویت روابط با دیگر کشورها استفاده کند. این سیاست تا حدی موفق بود؛ اما اختلاف با آمریکا و بعضی مسائل سیاسی باعث شد همه اهداف آن عملی نشود.
4-۳. دوران روحانی
در دوران روحانی، بیشتر توجه دولت روی مذاکرات هسته ای و برجام بود. هدف این بود که با مذاکره، تحریم ها کمتر شود و وضعیت اقتصادی کشور بهتر شود. در ابتدا، برجام امید زیادی ایجاد کرد؛ اما بعد از خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریم ها، بیشتر نتایج آن از بین رفت و دوباره روابط ایران و غرب وارد تنش شد. این تجربه نشان داد که مذاکره لازم است؛ اما به تنهایی نمی تواند همه مشکلات را حل کند.
4-۴. دوران رئیسی
در دوران رئیسی، سیاست خارجی بیشتر به سمت همکاری با کشورهای همسایه و کشورهای شرقی مثل چین و روسیه رفت. در این دوره، عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس و همچنین بهتر شدن روابط با عربستان، از مهم ترین اتفاقات بود. دولت تلاش کرد وابستگی سیاست خارجی به غرب کمتر شود و همکاری با کشورهای منطقه و آسیا افزایش پیدا کند؛ اما با وجود این اقدامات، تحریم ها و مشکلات اقتصادی همچنان ادامه داشت.
4-۵. دوران پزشکیان
در دوره پزشکیان، دوباره موضوع مذاکره و کاهش تنش با کشورهای دیگر بیشتر مطرح شد؛ چون بسیاری معتقد بودند بدون تعامل با جهان، حل مشکلات اقتصادی سخت است. به همین دلیل، دولت تلاش کرد مذاکرات را دوباره فعال کند و ارتباط بیشتری با کشورهای مختلف داشته باشد. قبل از جنگ دوازده روزه، مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا ادامه داشت؛ اما با شروع جنگ، این روند متوقف شد. بعد از جنگ دوازده روزه و سپس تحولات بعدی و جنگ سی ونه روزه، دوباره تلاش برای مذاکره و کاهش تنش آغاز شد و کشورهایی مثل پاکستان برای میانجی گری وارد عمل شدند و تفاهم نامه اسلام آباد هم در همین فضا و با هدف باز شدن مسیر گفت وگو مطرح شد.
________________________________________
۶. نتیجه گیری
در مجموع می توان گفت سیاست خارجی جمهوری اسلامی در این سال ها بین دو رویکرد حرکت کرده است: از یک طرف، تلاش برای مذاکره و کاهش تنش؛ و از طرف دیگر، حفظ نفوذ منطقه ای و حمایت از محور مقاومت. هر کدام از دولت ها با توجه به شرایط زمان خود، یکی از این دو رویکرد را بیشتر دنبال کرده اند و تجربه این سال ها نشان داده که موفقیت سیاست خارجی زمانی بیشتر خواهد بود که میان منافع ملی، دیپلماسی، قدرت نرم و امنیت منطقه ای تعادل برقرار شود.
________________________________________
منابع
۱. از اشتراکات دینی تا ناهمسویی راهبردی، نوشته داود غرایاق زندی
۲. بازتاب انقلاب اسلامی در جهان اسلام، نوشته منوچهر محمدی، منتشرشده در مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی
۳. جایگاه دیپلماسی عمومی و قدرت نرم ایران در جهان اسلام در افق ۱۴۰۴، نوشته محسن قاسمی
۴. غرب ستیزی، نوشته صادق زیباکلام و مصاحبه امریکا ستیزی در ایران به بن بست رسیده در روزنامه گاردین سال2015
۵. اسناد و متن توافق برجام و مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران