جایگاه مسئولیت پذیری در زندگی فردی و اجتماعی از نگاه قرآن کریم

5 مهر 1405 - خواندن 7 دقیقه - 13 بازدید

آدم ها در مواجهه با زندگی دو دسته اند: گروهی که پشت فرمان نشسته اند و هر دست انداز، پیچ تند یا پنچری را جزئی از مسیر می دانند و برایش چاره می اندیشند و گروهی که همیشه روی صندلی عقب، جا خوش کرده اند و کارشان فقط غر زدن به دست اندازها و مقصر دانستن راننده، جاده، هوا و بخت و اقبال است! واقعیت تلخ این است که انسان مدرن گاهی به شدت «تماشاگر» و «مسئولیت گریز» بار می آید؛ دوست دارد همه چیز درست پیش برود، اما خودش هزینه و زحمتی متقبل نشود. منطق قرآن دقیقا روبه روی این فرار از تعهد می ایستد. خالق ما، وقتی از آفرینش انسان سخن می گوید، او را تنها موجودی معرفی می کند که حاضر شد شانه زیر بار سنگین «امانت الهی» بگذارد؛ امانتی که آسمان ها و زمین تاب کشیدنش را نداشتند، اما انسان پای آن ایستاد. این یعنی جوهره و شرف آدمی، در «پذیرش مسئولیت» نهفته است. مسئولیت پذیری یک بار اضافی روی دوش ما نیست، بلکه تنها نردبانی است که انسان با بالا رفتن از آن به بلوغ، کارآمدی و آرامش واقعی دست پیدا می کند.


راننده باشیم، نه مسافر غرغرو
آسان ترین کار دنیا، نشستن در یک گوشه امن و تماشای صحنه زندگی و سر تکان دادن برای مشکلات است؛ حالتی که مدام در آن می پرسیم: «چرا هیچ کس کاری نمی کند؟ چرا وضع این طور شد؟». اما در منطق قرآن، انسان هرگز یک تماشاگر منفعل نیست. نگاه معارفی ما به توانمندی ها، سرمایه ها، وقت و جایگاه اجتماعی مان، نگاه «مالکیت مطلق» نیست، بلکه نگاه «امانتداری» است. ما در این جهان، مدیران و رانندگان یک پروژه هستیم، نه مسافرانی که فقط به جاده اعتراض می کنند. وقتی باور کنیم که دارایی های ما، امانت های الهی برای «حرکت» و انجام  یک رسالت و ماموریت هستند، دیگر منتظر ناجی بیرونی نمی مانیم. آن وقت است که سوال هایمان تغییر می کند: به جای اینکه مدام بپرسیم «دنیا برای من چه کرد؟»، از خود می پرسیم «من برای سامان دادن به گوشه ای از این جهان، چه سهمی دارم؟»  تحول بزرگ زندگی، درست از لحظه ای آغاز می شود که توهم «تماشاگر بودن» را باشجاعت کنار بگذاریم و مسئولیت چرخاندن فرمان زندگی مان را تمام قد برعهده بگیریم.


علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد
مسئولیت پذیری در ذهن بسیاری از ما، یعنی وقتی دسته گلی به آب دادیم، بایستیم و هزینه اش را بدهیم، اما در نگاه دقیق معارفی، این تنها نیمی از ماجراست. بعد مهم تر و کاربردی تر مسئولیت، «هوشیاری پیش دستانه» است. قرآن کریم با خطاب صریح «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم واهلیکم نارا»، به مومنان دستور می دهد که پیش از شعله ور شدن آتش آسیب ها، خود و خانواده تان را از آن حفظ کنید. واژه «قوا» در ادبیات عرب از ریشه «وقایه»، یعنی همان حالت سپر گرفتن در میدان جنگ است. از نگاه قرآن، انسان مسئول کسی است که مانند یک «دیده بان تیزبین»، پیش از وقوع حادثه، خطرات را شناسایی می کند و با درایت، دلسوزی و برنامه ریزی، میان خطر و محیط زیست خود، حائلی امن می سازد؛ یعنی اجازه نمی دهد آتش به خیمه اش برسد که بعدا بخواهد با شیون و زاری آن را خاموش کند. درواقع، مسئولیت پذیری یعنی پذیرفتن نقش صیانت و مراقبت مداوم برای سلامت جسمی و روانی کسانی که سرنوشتشان به نوعی به تصمیم های ما گره خورده است.


پای اشتباهت بایست!
یکی از نشانه های قطعی بلوغ روانی و ایمانی، توانایی گفتن این جمله کوتاه و شجاعانه است: «اشتباه کردم و تاوانش را می دهم.» روان شناسی انسان فراری از مسئولیت، برپایه «فرافکنی» بنا شده است؛ اگر کارنامه فرزندش بد شود، معلم را مقصر می داند؛ اگر در شغلش شکست بخورد، روزگار را ملامت می کند و اگر پیمانی بشکند، شرایط را پیش می کشد. اما منطق محکم قرآن این است که هرکسی در گرو دستاوردها و پاسخگوی پیامد اعمال خویش است: «کل نفس بما کسبت رهینه»؛ یعنی هم سود تلاش به خود انسان می رسد و هم تاوان خطا بر دوش خودمان است: «لها ما کسبت وعلیها ما اکتسبت.»  در زندگی خانوادگی، کاری و اجتماعی، نشستن و تماشا کردن تا زمانی که مشکلی مثل بحران مالی، گسست عاطفی یا انحراف تربیتی به اوج برسد و بعد تازه به فکر چاره افتادن، نوعی بی مسئولیتی پنهان است و از آن بدتر، فرار از پذیرش اشتباه است، قبول کردن اشتباهات یکی از مهم ترین پل ها برای رسیدن به مسئولیت پذیری است.


چراغ نخست را خودت روشن کن!
مسئولیت پذیری، درست مثل پرتاب سنگی در دل برکه است؛ موج ها از همان نقطه مرکزی و کوچک آغاز می شوند و سپس به ساحل های دورتر می رسند. بزرگ ترین توهم در مسیر تغییر و اصلاح گری این است که فردی، آرزوی سامان دادن به جامعه، مدرسه یا سازمانش را در سر بپروراند، درحالی که در مدیریت ساده ترین امور فردی خود درمانده است؛ اتاق شخصی اش آشفته، انضباط روزانه اش متزلزل و پایبندی اش به قول های کوچک، سست است. فرمان دقیق و ساختاریافته قرآن با چینش هوشمندانه «قوا انفسکم واهلیکم»، نقشه راه را به شفاف ترین شکل ممکن، ترسیم کرده است: نقطه شروع بی چون وچرا. «انفسکم» یعنی مهار، انضباط و اصلاح خویشتن است و فقط پس از آن نوبت به «اهلیکم» و مراقبت از محیط پیرامون می رسد. واقعیت این است که اگر نتوانیم تنبلی، خشم های نابجا و بی برنامگی خود را مهار کنیم، دغدغه «نجات و هدایت دیگران» ادعایی توخالی خواهد بود. عمق نفوذ کلام و دامنه تاثیر هر انسانی بر جهان اطرافش، دقیقا بازتابی از میزان تسلط و مسئولیتی است که بر نفس خویشتن اعمال کرده است.


بار سنگین است، اما پهلوان می سازدت
شاید بپرسید اگر مسئولیت پذیری این قدر زحمت، هزینه و مراقبت می خواهد، چرا باید خودمان را به دردسر بیندازیم؟ پاسخ روشن است: مسئولیت مثل وزنه های باشگاه ورزشی است؛ کشیدن آن، عضله ها را به درد می آورد، اما درعوض قامت را ورزیده و نیرومند می سازد. انسانی که از زیر بار تعهد فرار می کند، شاید در کوتاه مدت آسوده باشد، اما به مرور به موجودی بی خاصیت، ضعیف، متوقع و همیشه وابسته تبدیل می شود که با کوچک ترین بادی از پا درمی آید و در جامعه و خانواده نگاه خوبی به او وجود ندارد. عزت نفس و شخصیت واقعی انسان، دقیقا در کوران حمل بارهای سنگین شکل می گیرد. در نگاه معارف، انسان باربردار، عزیز و ماجور است و انسانی که بار خود را بر دوش دیگران می اندازد، از کرامت و رشد محروم خواهد ماند.