از تهدید به عصر حجر تا تبدیل به عصر نوین

15 مهر 1405 - خواندن 9 دقیقه - 74 بازدید

انسان موجود عجیبی است؛ تشنه قدرت و ثروت و در نهایت به دنبال پیشرفت، هرچند که این پیشرفت تبعاتی هم با خود به همراه دارد. اما انسان ناگزیر است که آن را بپذیرد. بشریت تا به امروز پیشرفت های زیادی داشته و همه آن ها مدیون یک ویژگی در انسان ها است و آن «تمنای بقا» است. بقایی که انسان ها را رو به جلو حرکت داده و از طرفی هم این نیاز را تشنه و تشنه تر کرده است.

 یکی از بزرگ ترین پیشرفت های بشریت، انقلاب های بزرگ در صنعت انرژی بود. در یک نقطه ای از تاریخ، انسان ها متوجه این موضوع شدند که برای پیشرفت، نیاز به توسعه انرژی است. در واقع، توسعه انرژی به مثابه اکسیژن برای بقا است. در طول تاریخ، اتفاقات بزرگی برای توسعه انرژی رخ داده است؛ از ماشین بخار گرفته تا انقلاب های صنعتی، از زغال سنگ برای حرکت قطار گرفته تا توسعه موتورهای بخار برای کشتیرانی، از سوختن گاز برای چرخش توربین ها گرفته تا به امروز که برای تولید برق از گداخت هسته ای استفاده می شود.

 این واقعیت برای جهانیان امروز روشن است که نیاز به پیشرفت برای هر جامعه و هر فرهنگی مهم و حیاتی است. روزگاری بزرگ ترین اختراع بشر «چرخ» بود، اما امروزه انسان ها بر سر مسائلی همچون دنیای کوانتومی، هوش مصنوعی، دستیابی به انرژی بی انتها و مواردی از این قبیل در رقابت با یکدیگر هستند. پس می توان گفت توسعه و پیشرفت در هر جامعه ای مهم است؛ اما نیاز اساسی این توسعه و پیشرفت در چیست؟

 باید گفت پارامترهای زیادی وجود دارد اما یکی از اصلی ترین آن ها انرژی است. جهان بدون انرژی بی معنا است. از روشنایی نور خورشید گرفته تا غذایی که انسان برای نیاز به حیات خود می خورد، از خروج صدا از دهان انسان گرفته تا به پرواز درآوردن یک هواپیمای چندصد تنی، همه به انرژی نیاز دارند. می توان گفت یکی از دلایل وجود بسیاری از جنگ های مدرن، اهمیت انرژی و تلاش برای به دست آوردن آن است. امروزه یکی از اصلی ترین منابع انرژی، سوخت های فسیلی هستند. هم اکنون ۸۰ درصد انرژی جهان از طریق سوخت های فسیلی و ۲۰ درصد آن از طریق انرژی های تجدیدپذیر تامین می شود. اما نکته اساسی در این جا است که این منابع انرژی به شکل یکسان در دسترس جامعه جهانی قرار ندارد و از آن جایی که انرژی، حیات پیشرفت یک جامعه است، تنازع در این صنعت بالا می گیرد.

 اگر بخواهیم در مورد اهمیت انرژی الکتریکی صحبت کنیم، باید بگوییم که در گذشته سه عنصر آب، هوا و غذا اساس نیاز انسان ها بوده اند، اما در عصر جدید عنصر چهارمی به آن اضافه شده که همان انرژی الکتریکی است. اهمیت برق در امروز حتی بیشتر از ۱۰ سال گذشته است. در گذشته اهمیت برق فقط معطوف به روشنایی بود، اما امروزه مسائلی چون اقتصاد، سیاست، کنش های اجتماعی، توسعه تکنولوژی و مواردی از این دست، به برق متکی هستند. نکته اساسی این جاست که زمانی که مولفه ای مانند برق، چنین مسائلی را با خود به همراه دارد، می تواند خطری بزرگ باشد؛ چرا که با از بین بردن منابع تولید برق، می توان زنجیره ای از مشکلات را پشت سر هم برای یک جامعه ایجاد کرد.

 یکی از مثال های مهم، جنگ اخیر یعنی «جنگ رمضان» است. ما در این جنگ شاهد نزاع ها و درگیری های بین کشورها بودیم؛ طبیعی است که در ذات جنگ، خرابی و ویرانی وجود دارد، اما در برخی موارد ویرانی ها آثار به شدت سنگینی برای هر دو طرف به وجود می آورد. در جنگ رمضان متاسفانه دشمن آمریکایی-صهیونیستی چندین مرتبه و به شکل جدی تهدید به ویران کردن نیروگاه های تولید برق کشور ایران کرده است. مضاف بر غیرقانونی و غیراخلاقی بودن از بین بردن زیرساخت های انرژی یک کشور، تبعات این تهدیدها بسیار سنگین است. با از بین رفتن نیروگاه های تولید برق، یکی از مهم ترین بخش هایی که به مشکل می خورد، بخش صنعتی کشور است. صنعت یکی از اساسی ترین و کلیدی ترین عناصر توسعه و پیشرفت یک کشور است. زمانی که یک کشور صنعت قوی داشته باشد، به این معنا است که تولیدات بالایی دارد و با تولیدات بالا و عرضه آن می تواند رفاه را فراهم کند. برای این امر نیاز به نیروی کار است، پس در نتیجه جذب نیروی کار اتفاق می افتد و بخش منابع انسانی، چه به شکل مستقیم و چه به شکل غیرمستقیم، منتفع می گردند. این خود می تواند تاثیرات فراوانی در جامعه بگذارد و باعث رشد هرچه بیشتر اشخاص در جامعه شود. پس متوجه هستیم که صنعت فقط تولید و فروش محصولات نیست، بلکه زنجیره ای از علت و معلول ها را در دل خود دارد. بر اساس آمار رسمی بانک جهانی، بخش صنعت (شامل صنایع تولیدی، معدن، نفت و ساختمان) در سال های اخیر حدود ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران (GDP) را تشکیل داده است؛ یعنی بیش از یک سوم کل ثروتی که در اقتصاد ایران تولید می شود، مستقیما از صنعت به دست می آید. طبق داده های بانک جهانی، فقط بخش صنایع تولیدی حدود ۱۹ تا ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل می دهد.

حال سوال اساسی این جاست که چگونه با یک ضربه می توان تمام این زنجیره را از بین برد؟

 جواب روشن است؛ سرمنشا مولد صنایع، انرژی است. زمانی که شما انرژی را از صنعت بگیرید، آن صنعت دیگر توان تولید نخواهد داشت. زمانی که یک صنعت از بین برود، تولید ناخالص داخلی پایین می آید، به طبع آن صادرات کمتر شده و واردات افزایش می یابد که این خود باعث از بین رفتن اشتغال پایدار می شود. با افزایش واردات، درآمد ارزی کاهش می یابد که باعث ایجاد رشد منفی در اقتصاد می گردد. با وضع به وجود آمده، نارضایتی اجتماعی شروع می شود و دومینویی از مشکلات پشت سر هم ایجاد می گردد.

 زمانی این اتفاقات می افتد که همه صنایع نیاز به تامین برق از سمت اداره برق داشته باشند؛ به اصطلاح در این حالت تمام تخم مرغ ها در یک سبد قرار دارند. پس در نتیجه با از بین بردن چند هدف مشخص، می توان ضربه سنگینی به یک کشور و جامعه آن وارد کرد. اما راهکار چیست؟

 یکی از راهکارهای اساسی، «خودتامینی» صنایع به شکل کامل است. اگر هر صنعتی به شکل کامل انرژی مورد نیاز خود را تامین کند، یا به شکل اجماعی از صنایع، مشارکت در احداث نیروگاه های تجدیدپذیر انجام شود، دیگر تهدید «از بین رفتن انرژی» برای صنایع کاربردی ندارد. با این وجود، در زمان های جنگ یا بلاهای طبیعی، اگر اتفاقی برای نیروگاه های برق بیفتد که توان تولیدی را از بین ببرد، صنعت به عنوان یکی از مولفه های توسعه پا برجا می ماند. دیگر هیچ تهدیدی نمی تواند جامعه را به عصر حجر بازگرداند.

 بر اساس مصوبه هیئت وزیران در تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۴۰۴، صنایع انرژی ای که مصرف بیش از یک مگاوات دارند و همچنین مشترکین تجاری و دستگاه های اجرایی موظف هستند بخشی از انرژی مصرفی خود را تامین کنند. طبق این مصوبه، سهم صنایع برای خودتامینی ۲۰ درصد بوده و برای دستگاه های اجرایی دولتی ۴۰ درصد تعیین شده است. این نشان دهنده این موضوع است که دولت وقت متوجه اهمیت موضوع شده است. اما متاسفانه درصد مورد نظر برای خودتامینی صنایع بسیار پایین بوده و در صورت قرار گرفتن در شرایط بحرانی، ۲۰ درصد انرژی، توان تولیدی را به شدت پایین خواهد آورد. بنابراین توصیه می شود با توجه به اهمیت صنایع، دولت با تنظیم برنامه ای درست، سهم خودتامینی انرژی را برای صنایع بیشتر کند تا این سهم به ۱۰۰ درصد خودتامینی برسد. از آن طرف، برای آن که بتوان جذب سرمایه گذاری در این صنعت را بالا برد و برای این که دولت بتواند صنایع را به خودتامینی کامل اجبار کند، با توجه به انرژی مازادی که توسط صنایع تولید می شود (در حالی که خود صنایع به خودکفایی رسیده اند) و یا مازاد انرژی که قرار بود برای صنایع استفاده شود، دولت می تواند سوبسید آن را به شکل یارانه های کمکی به صنایع بدهد تا تشویق و حمایتی از صنایع صورت گیرد. 

و در نهایت با توجه به این برنامه صنایع به خود تامینی کامل میرسند. در زمان بحران انرژی، صنایع از مدار خارج نمیشوند که این خود به معنای این است که تولید، اشتغال، چرخش اقتصاد، رضایت عمومی و مواردی از این قبلی پابرجا است. و همچنین با مازاد انرژی تولید شده دولت سرمایه بیشتری جذب میکند و میتواند در طرح های توسعه ای هزینه کند.