آخرین نسل برتر/ عباس معروفی

23 مهر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 21 بازدید

«آخرین نسل برتر» را می توان از جمله آثار سال های جوانی زنده یاد عباس معروفی دانست؛ اثری که بیش از آن که بخواهد با پیچیدگی های زبانی و فخامت ادبی خودنمایی کند، بر روایت روان و تصویرسازی فضایی سرد، کدر و اندوه بار تکیه دارد. قصه ها کوتاه اند و بی حاشیه پیش می روند؛ گویی هرکدام برشی کوچک از روزگاری پرالتهاب را ثبت می کنند. در این میان، اشاره ها و گریزهای اجتماعی و سیاسی به فضای اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت، به داستان ها رنگ وبویی از زمانه می دهد.
در بخش «برش های کوچک»، همین کوتاهی و ایجاز بیش از هر چیز به چشم می آید. روایت ها مختصر و مفیدند و معمولا بدون آن که فرصت زیادی برای پرداخت جزئیات پیدا کنند، مخاطب را به موقعیتی تلخ یا تامل برانگیز می برند. شاید این بخش از نظر محتوا و زبان، هنوز به آن بلاغت و فخامت آثار پخته تر معروفی نرسیده باشد، اما می توان در آن نشانه های نویسنده ای را دید که بعدها جهان داستانی خاص خود را خواهد ساخت.
داستان ها اما فضای ملتهب تر و اعتراضی تری دارند. معروفی در آن ها سراغ آدم های معمولی و مناسباتی می رود که در آن جبر، ناآگاهی و تفکر غیرمنطقی گاه خود به عاملی برای تداوم عقب ماندگی و دشواری زندگی تبدیل می شود؛ در کنارشان نیز فرصت طلبانی حضور دارند که از همین شرایط بهره می برند. فضاسازی ها رنگ وبویی کوچه بازاری و ملموس دارند و روایت چنان تصویری پیش می رود که گاه بیشتر به تماشای یک فیلم کوتاه شبیه است.
اما در آخر شاید مهم ترین چیزی که در این داستان ها جلب توجه می کند، نسبت آدم ها با کلمات و شعارهاست. واژه هایی که باید معنایی روشن داشته باشند، آن قدر از معنای اصلی خود دور می شوند که به ابزار دروغ، ریا و مضحکه بدل می شوند؛ ابزاری برای آن که عده ای، عده ای دیگر را مطیع و بنده خود کنند.

✍️امیرمحمد جودی ثمرین