amirabbas esharaghi
6 یادداشت منتشر شدهروان شناسی محیطی و معماری
در دهههای 60 و ۷۰، پژوهشهایی که به بررسی تاثیر متقابل محیط و انسان اختصاص داده میشدند، بهعنوان بررسیهای تخصصی رشتههای روانشناسی محیطی، روانشناسی زیستمحیطی با علوم محیط رفتاری منتشر شدند. گرامان ها به سال ۱۹۷۹ برای تعریف و تحدید روانشناسی محیطی از عناوین دیگر، به بررسی تاریخ روان شناسی می پردازد. وی روان شناسی محیطی را مکمل روان شناسی عمومی فاقد محیط میداند. از افراد دیگری که در این حیطه به ارائه تعاریف و نظریات پرداخته اند، میتوان «گیفورد» را نام برد. او در کتاب خود «روانشناسی محیطی» را بررسی متقابل میان فرد و قرارگاه کالبدی وی تعریف میکرد. وی معتقد است در چنین تاثیر متقابلی، فرد محیط را دگرگون میکند و همزمان، رفتار و تجارب وی توسط محیط دگرگون میشود. با توجه به تعاریف و آراء مطرح شده آنچه روانشناسی محیطی را از سایر شاخههای روان شناسی مجزا می سازد، بررسی ارتباط رفتارهای متکی بر روان انسان و محیط کالبدی است. برخی محققین ازجمله «مور» به طبقهبندی این مطالعات در طراحی محیط پرداخته اند. «روانشناسی محیطی» با پیوند دادن علوم محیطی و علوم انسانی، مطالعات «انسان- محیط» را در دو شاخه:
- «علوم ادراک و شناخت محیطی» (شناختگرا) و
- «علوم رفتار محیطی یا اکولوژیک» (رفتارگرا) دستهبندی نموده که مبانی این حوزه مهم جای بحث گسترده دارد.
بنا به نظر «تیمور»، نظریههای انسان- محیط، مبتنی بر انسان، یا مبتنی بر تاثیر محیط اجتماعی یا محیط فیزیکی و یا مبتنی بر توجه برابر به هر سه وجه انسان و محیط فیزیکی- اجتماعی تدوین شدهاند. گروه آخر با نگرشهای تعاملی، ارگانیسمی (رشد همزمان یا سیستمی)، تبادلی (کنش متقابل)، اکولوژیکی (همساختی) و یا فلسفی روانشناختی (پدیدارشناختی) تلاش نموده اند، این رابطه پیچیده را تشریح نمایند. در مورد رابطه محیط و رفتار، چهار موضعگیری نظری قابل تشخیص است:
1- «رویکرد اختیاری»[1] این رویکرد مدعی است که محیط هیچ تاثیری بر رفتار انسان ندارد. با توجه به اینکه برای رفتار انسان محدودیتهای جدی مثل بعضی ویژگیهای زیستشناختی وجود دارد، رویکرد اختیاری غیرقابل دفاع است.
2- «رویکرد امکانگرا»[2] این رویکرد محیط را تامینکننده رفتار انسان و کمی بیشتر از آن میدانند. این رویکرد، محیط را شامل مجموعهای از فرصت های رفتاری میداند که بر طبق آن ممکن است عملی رخ داده یا نداده باشد. تحلیل رفتارهای انسانی نشان میدهند که مردم به این اندازه آزادی عمل ندارند.
3- «رویکرد احتمال گرا»[3] درحالیکه محیط پر از قابلیتهایی برای رفتار انسان است و ادراک محیط و استفاده از آن وابسته به نیازها و شایستگیهای فردی می باشد.
4- «رویکرد جبری»[4] وقتی که مردم آزادانه عمل میکنند در واقع تحت کنترل توارث و محیط هستند. جبرگرایی محیط که شاخهای از نظریه تکامل میباشد، محیط را تعیینکننده اصلی رفتار انسان میداند. در این نظریه، محیط به معنای محیط جغرافیایی یا زمینی فرض شده است.
[1] free – will approach
[2] possibility approach
[3] . probabilistic approach
[4] . deterministic approach