روان شناسی محیطی و معماری

11 آبان 1405 - خواندن 3 دقیقه - 17 بازدید

در دهه­های 60 و ۷۰، پژوهش­هایی که به بررسی تاثیر متقابل محیط و انسان اختصاص داده می­شدند، به­عنوان بررسی­های تخصصی رشته­های روان­­شناسی محیطی، روان­شناسی زیست­محیطی با علوم محیط رفتاری منتشر شدند. گرامان ها به سال ۱۹۷۹ برای تعریف و تحدید روان­شناسی محیطی از عناوین دیگر، به بررسی تاریخ روان شناسی می پردازد. وی روان شناسی محیطی را مکمل روان شناسی عمومی فاقد محیط می­داند. از افراد دیگری که در این حیطه به ارائه تعاریف و نظریات پرداخته اند، می­توان «گیفورد» را نام برد. او در کتاب خود «روان­شناسی محیطی» را بررسی متقابل میان فرد و قرارگاه کالبدی وی تعریف می­کرد. وی معتقد است در چنین تاثیر متقابلی، فرد محیط را دگرگون می­کند و هم­زمان، رفتار و تجارب وی توسط محیط دگرگون می­شود. با توجه به تعاریف و آراء مطرح شده آنچه روان­شناسی محیطی را از سایر شاخه­های روان شناسی مجزا می سازد، بررسی ارتباط رفتارهای متکی بر روان انسان و محیط کالبدی است. برخی محققین ازجمله «مور» به طبقه­بندی این مطالعات در طراحی محیط پرداخته ­اند. «روان­شناسی محیطی» با پیوند دادن علوم محیطی و علوم انسانی، مطالعات «انسان- محیط» را در دو شاخه:

  1. «علوم ادراک و شناخت محیطی» (شناخت­گرا) و
  2. «علوم رفتار محیطی یا اکولوژیک» (رفتارگرا) دسته­بندی نموده که مبانی این حوزه مهم جای بحث گسترده دارد.

بنا به نظر «تی­مور»، نظریه­های انسان- محیط، مبتنی بر انسان، یا مبتنی بر تاثیر محیط اجتماعی یا محیط فیزیکی و یا مبتنی بر توجه برابر به هر سه وجه انسان و محیط فیزیکی- اجتماعی تدوین شده­اند. گروه آخر با نگرش­های تعاملی، ارگانیسمی (رشد همزمان یا سیستمی)، تبادلی (کنش متقابل)، اکولوژیکی (همساختی) و یا فلسفی روان­شناختی (پدیدارشناختی) تلاش نموده اند، این رابطه پیچیده را تشریح نمایند. در مورد رابطه محیط و رفتار، چهار موضع­گیری نظری قابل تشخیص است:

1- «رویکرد اختیاری»[1] این رویکرد مدعی است که محیط هیچ تاثیری بر رفتار انسان ندارد. با توجه به اینکه برای رفتار انسان محدودیت­های جدی مثل بعضی ویژگی­های زیست­شناختی وجود دارد، رویکرد اختیاری غیرقابل دفاع است.

2- «رویکرد امکان­گرا»[2] این رویکرد محیط را تامین­کننده رفتار انسان و کمی بیشتر از آن می­دانند. این رویکرد، محیط را شامل مجموعه­ای از فرصت های رفتاری می­داند که بر طبق آن ممکن است عملی رخ داده یا نداده باشد. تحلیل رفتارهای انسانی نشان می­دهند که مردم به این اندازه آزادی عمل ندارند.

3- «رویکرد احتمال گرا»[3] درحالی­که محیط پر از قابلیت­هایی برای رفتار انسان است و ادراک محیط و استفاده از آن وابسته به نیازها و شایستگی­های فردی می باشد.

4- «رویکرد جبری»[4] وقتی که مردم آزادانه عمل می­کنند در واقع تحت کنترل توارث و محیط هستند. جبرگرایی محیط که شاخه­ای از نظریه تکامل می­باشد، محیط را تعیین­کننده اصلی رفتار انسان می­داند. در این نظریه، محیط به معنای محیط جغرافیایی یا زمینی فرض شده است.

[1] free – will approach

[2] possibility approach

[3] . probabilistic approach

[4] . deterministic approach