amirabbas esharaghi
6 یادداشت منتشر شدهمعماری رفتارگرایی
هفت و همکارانش نیز به طور مستقیم این اصطلاح را معیار تشخیص هویت مقر رفتاری میدانند. به عقیده آنها نه الگوهای رفتار به تنهایی میتواند ملاک تشخیص باشد و نه صرفا الگوهای محیطی. بعلاوه، این ویژگی از نظر محققان دیگر، هم مبنای دسته بندی ساختاری و هم مبنای ارزیابی رابطه پویای میان مقرهای رفتاری محسوب میشود. به لحاظ تحلیل ساختاری، «نظریه بارکر» بر اساس گسترهای از واحدهای تحلیل درحال رشد، طبقه بندی جالبی از حوزه بندی محیط انسانی با رویکرد رفتاری ارائه میدهد:
- محدوده اجرای بخشی از یک فعالیت مشترک و جمعی (حوزه نفوذ)،
- محدوده اجرای یک فعالیت کامل (مقر رفتاری)،
- محدوده های اجرای یک نوع ویژه فعالیت (ژنوتیپ[1]) و
- یک قلمرو کلی زندگی اجتماعی (زیستگاه[2]) تا
- یک جامعه کلی(مجموعهای از زیستگاهها).
فعالیتهای مستمر و پایدار در یک مکان و یا الگوی پایدار یک رفتار قلمرو و یا آرایش سه بعدی محیط یک مکان- رفتار ساختار محیط یک مکان- رفتار که حاصل همزیستی بین دو عنصر اول و دوم است و راجر بارکر آن را اصطلاحا «سینومرفی»1 نامید. در پژوهشهای بعدی یکی از شاگردان او به نام «ویکر» عوامل دیگری را که در تبیین یک مقر رفتاری می تواند موثر واقع شوند را ارائه کرد. از میان این عوامل دو عامل برنامه یک قرارگاه رفتاری و عامل شخص و یا عوامل کنترل کننده آن به عنوان عناصر پنجم و ششم از اهمیت بیشتری برخوردار است. قرارگاه رفتاری و یا یک «مکان- رفتار» عنصری تحلیل کننده و یا برای تحلیل محیط است که برای تشریح کارکردهای اصلی فضاهای معماری و طراحی شهری و یا طراحی آنها به کار گرفته میشود. قرارگاه رفتاری مفهومی است که برای اولینبار به وسیله «راجر بارکر» و همکارانش در راستای پژوهش در «روانشناسی رشد» برای تجزیه و تحلیل محیط اجتماعی، روانشناختی کالبدی کودکان ابداع گردید.
[1] : Genotype تمامی مقرهای رفتاری دارای ویژگیهای یکسان را در محیط انسانی نشان می دهد. هفت و همکارانش با الهام از Wittgensteinاز ژنوتیپ به گونه و شباهت خانوادگی (family resemblance) تعبیر نموده است.
[2] Habitatزیستگاه رفتاری به مجموعه ژنوتیپهای مرتبط با یکدیگر گفته می شود. زیستگاهها لایه ها و قلمروهای مختلف زندگی اجتماعی(تجاری، تفریحی، آموزشی، سرگرمی) محسوب می شوند.