حقوق و فرهنگ عمومی

12 آبان 1405 - خواندن 7 دقیقه - 17 بازدید

« فرهنگ عمومی؛ ستون پنهان اقتدار ملی و مسئولیت دولت ها در عصر جهانی سازی فرهنگی »


( به مناسبت روز فرهنگ عمومی / ۱۴ آبان )





نویسنده : سید کیهان اسدی

پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه

S.kayhanasadi@gmail.com


چکیده:

فرهنگ عمومی، آیینه وجدان جمعی ملت ها و زیربنای شکل گیری هویت اجتماعی و مشروعیت سیاسی است. در دوران جهانی شدن و گسترش شبکه های ارتباطی، فرهنگ عمومی به موضوعی راهبردی در عرصه حکمرانی، توسعه پایدار و دیپلماسی عمومی تبدیل شده است. امروزه دولت ها با چالش هایی نظیر تهاجم فرهنگی، فروپاشی ارزش های سنتی، کاهش انسجام اجتماعی و رشد بی اعتمادی عمومی روبه رو هستند. این چالش ها نه صرفا با سیاست های امنیتی، بلکه با فرهنگ سازی هدفمند، حقوق محور و مشارکتی قابل مدیریت است.

این مقاله با نگاهی تحلیلی و تطبیقی، مفهوم «فرهنگ عمومی» را از منظر حقوق عمومی، جامعه شناسی فرهنگی و حقوق بین الملل فرهنگی بررسی می کند. سپس به تحلیل وظایف دولت ها، سازمان های فرهنگی و نهادهای مدنی در ارتقای فرهنگ عمومی می پردازد و تاثیر آن را بر توسعه، امنیت، روابط بین الملل و تصویر جهانی کشور تبیین می نماید. در نهایت، نتیجه گرفته می شود که فرهنگ عمومی در عصر حاضر، زبان دیپلماسی نرم ملت ها و شاخص اصلی اقتدار معنوی در نظام بین الملل است.

مقدمه: فرهنگ عمومی، بنیان نظم اجتماعی و سرمایه نرم ملی

فرهنگ عمومی فراتر از آداب و رسوم یا سنت های ملی است؛ این مفهوم دربرگیرنده مجموعه ای از ارزش ها، هنجارها، باورها و رفتارهایی است که تعامل اجتماعی را سامان می بخشند. به تعبیر جامعه شناسان، فرهنگ عمومی همان  « قرارداد نانوشته جامعه »  است که نظم اخلاقی و اجتماعی را حفظ می کند.

در نظام های حقوقی مدرن، فرهنگ عمومی یک مفهوم حقوقی - سیاسی نیز محسوب می شود. اصل های متعددی از قانون اساسی ایران، از جمله اصول سوم، هشتم و بیست وچهارم، دولت را مکلف کرده اند که در جهت ارتقای آگاهی فرهنگی، گسترش فضایل اخلاقی و ترویج احترام به قانون و نظم عمومی گام بردارد.

در سطح بین المللی نیز، حقوق بین الملل فرهنگی به ویژه در قالب اسناد یونسکو، تاکید دارد که دولت ها نه تنها باید فرهنگ را حفظ کنند، بلکه باید آن را به گونه ای توسعه دهند که با تغییرات جهانی هم افزا باشد. به همین دلیل، مفهوم فرهنگ عمومی امروز با توسعه، امنیت و حتی روابط بین الملل پیوندی مستقیم دارد.

بخش اول: مفهوم و جایگاه حقوقی فرهنگ عمومی

فرهنگ عمومی در ادبیات حقوقی، ترکیبی از مفاهیم حقوقی، اجتماعی و اخلاقی است. این مفهوم در حقوق ایران به عنوان مبنایی برای نظم اجتماعی و مشروعیت قانون گذاری شناخته می شود. در قوانین مختلف، از جمله قانون مجازات اسلامی و قانون مدنی، « نقض فرهنگ عمومی » یا « اخلال در نظم عمومی »  از دلایل اصلی محدودیت برخی آزادی هاست.

اما در عرصه سیاست گذاری فرهنگی، فرهنگ عمومی صرفا محدودکننده نیست، بلکه تضمین کننده آزادی های اجتماعی است. فرهنگی پویا و سالم، به جای سانسور و کنترل، شهروندان را به احترام، مسئولیت پذیری و خودنظارتی فرهنگی سوق می دهد.

به بیان دیگر، فرهنگ عمومی همان «قانون نانوشته اخلاق جمعی» است که در تعامل با حقوق نوشته، جامعه ای قانون مدار و اخلاق محور را می سازد.

بخش دوم: فرهنگ عمومی در حقوق بین الملل فرهنگی

در حقوق بین الملل، فرهنگ عمومی ذیل عنوان «حقوق فرهنگی ملت ها» شناخته می شود. اسناد متعددی همچون:

• میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (۱۹۶۶)

• کنوانسیون ۲۰۰۵ یونسکو درباره تنوع فرهنگی

• اعلامیه جهانی یونسکو درباره تنوع فرهنگی (۲۰۰۱)

به صراحت دولت ها را موظف کرده اند که از طریق آموزش، رسانه، هنر، و میراث فرهنگی، زمینه ی رشد و تبادل فرهنگی را فراهم کنند.

از دیدگاه بین المللی، نقض فرهنگ عمومی ملت ها می تواند حتی نوعی « خشونت فرهنگی » یا « تهاجم نرم »  محسوب شود. نمونه بارز آن، نفوذ فرهنگی از طریق رسانه ها و پلتفرم های جهانی است که می تواند استقلال فرهنگی کشورها را تهدید کند. از این رو، حفظ فرهنگ عمومی، بخشی از حق تعیین سرنوشت فرهنگی ملت ها تلقی می شود.

بخش سوم: وظایف دولت ها و نهادهای مسئول در حفظ و تقویت فرهنگ عمومی

۱. وظیفه آموزشی و آگاهی بخشی:

دولت ها باید از سنین پایین آموزش های فرهنگی، اخلاقی و شهروندی را در نظام آموزشی نهادینه کنند تا فرهنگ قانون پذیری، احترام و همزیستی اجتماعی در نسل های جدید تثبیت شود.

۲. وظیفه حمایتی و نهادی:

نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، شهرداری ها ، وزارت آموزش وپرورش و وزارت علوم و آموزش عالی باید با هماهنگی، سیاست های فرهنگی واحدی را اجرا کنند. ایجاد « شورای عالی فرهنگ عمومی » با قدرت تصمیم گیری فرابخشی یکی از ضرورت هاست.

۳. وظیفه بین المللی و دیپلماسی فرهنگی:

دولت ها باید از ظرفیت فرهنگی خود برای تعامل جهانی استفاده کنند. دیپلماسی فرهنگی، ابزار تقویت وجهه بین المللی و مقابله با تصویرسازی منفی از ملت هاست.

۴. حمایت از نهادهای مردمی:

انجمن های مردم نهاد ( NGO ) فرهنگی می توانند پل ارتباطی بین مردم و دولت در تولید و انتقال فرهنگ اصیل باشند.

بخش چهارم: تاثیر فرهنگ عمومی بر توسعه و امنیت اجتماعی

فرهنگ عمومی به طور مستقیم بر امنیت اجتماعی، انسجام ملی و توسعه پایدار تاثیر دارد.

• جامعه ای با فرهنگ عمومی قوی، کمتر در معرض افراط گرایی و خشونت قرار می گیرد.

• رشد آگاهی فرهنگی، اعتماد به نهادهای رسمی را افزایش می دهد و فساد را کاهش می دهد.

• ارتقای فرهنگ عمومی باعث افزایش مشارکت سیاسی و مدنی مردم می شود و مشروعیت نظام را تحکیم می بخشد.

در واقع، فرهنگ عمومی زیربنای «اقتدار نرم» است؛ قدرتی که نه از اجبار، بلکه از باور و پذیرش درونی مردم ناشی می شود.

بخش پنجم: مصادیق بین المللی و مقایسه تطبیقی

در کشورهای توسعه یافته، فرهنگ عمومی در قلب سیاست گذاری قرار دارد.

• ژاپن، با تاکید بر نظم، احترام و کار جمعی، فرهنگ عمومی را در آموزش و رسانه نهادینه کرده است.

• فرانسه، با ایجاد نهادهای فرهنگی بین المللی چون Alliance Française، فرهنگ خود را به ابزار قدرت نرم تبدیل کرده است.

• ایران نیز با ظرفیت عظیم فرهنگی، تاریخی و دینی، می تواند از طریق دیپلماسی فرهنگی و هنری، سهم بزرگی در شکل دهی به فرهنگ عمومی جهانی داشته باشد.


نتیجه گیری: فرهنگ عمومی به مثابه دیپلماسی نرم ملت ها

در جهان امروز، اقتدار فرهنگی از قدرت نظامی پیشی گرفته است. کشوری که بتواند از طریق فرهنگ، ذهن و دل انسان ها را فتح کند، بی نیاز از سلطه جویی خواهد بود.

فرهنگ عمومی، اگر درست درک و تقویت شود، نه تنها حافظ هویت ملی است بلکه ابزار تعامل مسالمت آمیز با جهان نیز خواهد بود.

روز فرهنگ عمومی، یادآور این حقیقت است که توسعه پایدار، عدالت اجتماعی، و اقتدار ملی بدون پایه های فرهنگی ممکن نیست.

فرهنگ عمومی، ستون پنهان اما حیاتی تمدن است — ستونی که اگر فروبپاشد، هیچ سازه اقتصادی یا سیاسی پابرجا نمی ماند.