مرگ زیبای انسانیت

9 آذر 1403 - خواندن 5 دقیقه - 177 بازدید

برخی از نخستین تلاش ها برای تبیین جرم اساسا ماهیتی زیست شناختی داشتند. کیفیات ذاتی و مادرزادی افراد به عنوان منشا جرم و کجروی، کانون توجه آنها بود. جرم شناس ایتالیایی چزاره لامبروزو که در دهه ۱۸۷۰ فعالیت می کرد، معتقد بود که از روی برخی مشخصه های کالبدی می توان گونه های مجرمان را شناسایی کرد. او به کاوش درباره قیافه و خصوصیات جسمانی مجرمان پرداخت. ظواهر و خصوصیاتی مثل شکل جمجمه و پیشانی، اندازه آرواره ها و طول بازوها،و نتیجه گرفت که این افراد دارای ویژگی هایی هستند که شبیه مراحل اولیه تکامل بشر است. لامبروزو می پذیرفت که یادگیری اجتماعی می تواند در شکل گیری رفتار مجرمانه موثر باشد، اما اکثر مجرمان را دچار نقص و کاستی های زیست شناختی می پنداشت. از نظر وی، مجرمان به این دلیل به اعمالی برخلاف ضوابط جامعه انسانی گرایش داشتند که به طور کامل تکامل نیافته بودند. اندیشه های لامبروزو از بیخ و بن باطل شد. این دیدگاه ها مورد انتقاد گسترده قرار گرفته است، حتی اگر رابطه ای کلی میان نوع بدن و بزهکاری وجود می داشت، این امر هیچ چیز را درباره تاثیر وراثت زیستی نشان نمی داد. هیچ سند و مدرک قاطعی وجود ندارد که این گونه خصائل شخصیتی به صورت ارثی منتقل شود.(کتاب جامعه شناسی گیدنز، فصل ۸؛ جرم و کجروی) می توان ریشه کشتار سیاهان توسط پلیس آمریکا را در چنین دیدگاه هایی جستجو نمود. همچنین داروینیسم اجتماعی اسپنسر، ثروتمندان را موفق ترین اعضای جامعه می داند و فقرا کسانی که قادر به پیشرفت نبوده اند. بنابراین تعجبی ندارد که اسپنسر محبوب کارخانه داران عصر خویش باشد.( کتاب مسائل اجتماعی مشونیس، فصل ۱) ریشه ظلم به سیاهان در آمریکا، در این دیدگاه نیز نهفته است. این دو دیدگاه، که بنظر میرسد درجهت منافع نژادپرستی مطرح شده بود، در جهت تثبیت آن گام برداشته بود. اگرچه امروز چنین دیدگاه هایی رد شده است، اما گذر از آن جاهلیت سنتی، جامعه جهانی را دچار جاهلیتی مدرن کرده است که منافع سرمایه داری را تثبیت میکند، عمل جراحی برای تغییر رنگ پوست نشان از امپراتوری تفکرات غیرانسانی و جاهلی دارد. رهبر انقلاب درباره جاهلیت مدرن می فرمایند: جبهه ی مقابل بعثت، جبهه ی جاهلیت است. جاهلیت را یک امر مربوط به یک مقطع تاریخی مشخص و معینی نباید دانست که بگوییم آن روز پیغمبر در مقابل جاهلیت قرار داشت و آن روز گذشت؛ جاهلیت مخصوص آن روز نیست؛ جاهلیت ادامه دارد، همچنان که بعثت ادامه دارد.

رگ رگ است این آب شیرین و آب شور

بر خلایق میرود تا نفخ صور 

این دوجبهه ای در میان بشر هست؛ این جاهلیتی که در مقابل بعثت پیغمبران است، به معنای نداشتن علم نیست؛ این جهل، جهل در مقابل علم نیست؛ گاهی علم در خدمت جاهلیت قرار میگیرد، کمااینکه امروز این جور است. امروز در دنیا، دانش بشری پیشرفته است اما در خدمت همان جاهلیتی است که بعثت پیامبران برای زدودن آن جاهلیت بوده است. این جاهلیت نقطه ی مقابل عقل هدایت شده ی به وسیله ی پیامبران و پروردگار است. وقتی که بر زندگی بشر خرد حاکم بود، آن هم خردی که در زیر حمایت و در سایه ی هدایت پیامبران است، زندگی سعادتمند خواهد شد؛ باید دنبال این بود. آن روزی که این نباشد، خرد بشری حاکم نباشد، شهوت و غضب حاکم خواهد شد؛ نفسانیات حاکم خواهد شد. آن وقت است که بشر در کوره ی گداخته ای از بدبختی ها خواهد سوخت؛ همچنان که در طول تاریخ دیده ایم و امروز هم داریم مشاهده میکنیم.

 وقتی که شهوت و غضب بر رفتار انسانها حاکم شد، آن وقت شما ملاحظه میکنید که در دو جنگ بین الملل، میلیون ها انسان به خاک وخون میغلتند، جان انسان بی مقدار میشود، حرمت انسان از بین میرود. این حاکمیت شهوت و غضب، یا در مقابل، حاکمیت خرد راهنمایی شده ی به دست انبیا، در همه ی سطوح هست؛ در سطوح فردی هم هست، در سطوح جامعه هم هست، در سطوح بین المللی هم هست. اگر در سطح بین المللی، آنچه حاکم بر رفتار قدرتمندان بین المللی است، خرد خداداد باشد و هدایت شده باشد، دنیا یک جور است؛ وقتی نفسانیات بر آنها حاکم باشد، قدرت طلبی باشد، فتنه انگیزی باشد، مسئله جور دیگری است. گرفتاری بشر اینها است. بعثت در مقابل این جریان جاهلی است که در همه ی زمانها ممکن است وجود داشته باشد و همه ی انسانها در مقابل آن موظفند.(حسینی خامنه ای،بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی، ۱۳۹۵/۲/۱۶)