در دهه های اخیر موضوع
حقوق و
تکالیف شهروندی به یکی از پیچیده ترین مسائل سیاسی و اجتماعی تبدیل شده و توجه زیادی را به خود جلب کرده است. شهروند، مفهومی حقوقی است که در مباحث
حقوق عمومی و
حقوق بشر مطرح می شود. وجه مشترک تعاریف حقوقی درباره شهروند، رابطه ای است که بین فرد و حکومت وجود دارد. این رابطه، رابطه ای دوسویه است. شهرها در سراسر جهان به کانون اجتماعات انسانی بدل شده که حجم گسترده ای از مناسبات و ارتباطات بین افراد در آن شکل گرفته و به همین سبب لازم شده تا موازین دقیقی برای حفظ
حقوق افراد و تعیین حد و مرز مناسبات انسانی در این زمینه تعریف شود. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی ضرورت آگاهی به
حقوق و
تکالیف شهروندی در
مدیریت شهری نوین می باشد. در مقابل، شهروندان آن جامعه تکالیفی در قبال دولت یا حکومت دارند که موظف به اجرای یا رعایت آن می باشند .
حقوق شهروندی در اکثر کشور ها یکسان است و به نوعی حالت عمومی دارد. ولی برخی از
تکالیف شهروندی در اکثر کشور ها یکسان و برخی از تکالیف خاص یک کشور است. و می توان گفت طبیعتا در هر کجا اجتماعات انسانی بیشتر و شما افراد فراوان تر باشد، دانش
حقوق نیز کارایی بیشتری خواهد داشت؛ البته این بدان معنا نیست که سایر بخشها نظیر محیطزیست یا بازار سرمایه فاقد قوانین و مقررات مدون یا بینیاز از آنهاست، بلکه پیدایش شاخه هایی نظیر
حقوق محیط زیست،
حقوق نفت و گاز،
حقوق تجارت و
حقوق مالکیت فکری نشان از ضابطهمند بودن این عرصه هاست، ولی آنچه سبب اهمیت آنها شده، ارتباط و پیوستگی با زندگی انسانی است.