مطالعه بالینی، خون شناسی، بیوشیمیایی و التروکاردیوگرافی جابجایی شیردان در گاوهای شیری اطراف تهران abstract
شیردان به عنوان معده اصلی نشخوارکنندگان نقش مهمی را در هضم مواد غذایی به عهده دارد و این عمل را به کمک ترشح آنزیم های گوناگون انجام می دهد و بیماری های مربوط به این اندام از اهمیت خاصی برخوردار هستند. زیان های اقتصادی ناشی از بیمای
جابجایی شیردان شامل کاهل تولید شیر در حین بیماری و عوارض بعد از علم جراحی و مخارج درمان می باد. به طور متوسط 80 درصد گاوهای مبتلا به
جابجایی شیردان به طرف چپ (Left Displacement of the Abomasum (LDA بین 300-500 کیلوگرم شیر و 20 درصد گاوها حداقل 2000 کیلوگرم در یک دوره شیردهی نسبت به گاوهای دیگر کمتر شیر تولید می نمایند. این مطالعه بر روی 33 رأس
گاو از بین گاوهایا رجاع داده شده به بیمارستان و درمانگاه شماره 1 دانشکده دامزشکی دانشگاه تهران و در گاوداری های اطراف تهران که مبتلا به
جابجایی شیردان بودند، انجام شد. یافته های بالینی، خون شناسی، بیوشیمیایی و
الکتروکاردیوگرافی در هر یک از گاوهای تحت بررسی ثبت گریدد. متعاقب عمل جراحی ضمن آنکه تشخیص بالینی تأیید می شد، در هر مورد به ویژه از نقطه نظر وجود یا عدم وجود چسبندگی و ا لتهاب موضعی یا منتشر صفاق ثبت می گردید. از 33 مورد
جابجایی شیردان تشخیص داده شده در این مطالعه، 31 مورد مربوط به گاوان هلشتاین و 2 مورد مربوط به گاوهای دورگ می باشد. میانگین سنی گاوهای مبتلا 4/8 سال برآورد گردید. بیشترین موارد
جابجایی شیردان در زایمان های سوم و چهارم (45/16 درصد) م شاهده شد. از مجموع 33 مورد (Abomasal Displacement (DA، 29 مورد (81/99 درصد) مبتلا به LDA و 4 مورد (18/1 درصد) (Right Displacement of Abomesum (RDA تشخیص داده شد. همزمان با بروز جابجایی شیردازن در 24/66 درصد موارد جفت ماندگی و 16/66 درصد م وارد التهاب رحم پس از زایش وجودداشت. از بین مواردی که سیمای خونی آنها تهیه شد، 16 درصد لکوسیتوز، 4 درصد لکوپنی و 40 درصد نوتروفیلی را نشان دادند. همچنین با اندازه گیری الکترولیت های سرم، 50 درصد موارد هیپوکلرمی، 31/81 درصد هیپوفسفاتمی، 22/72 درصد هیپوکلسمی، 13/63 درصد ه یپوکالمی، 4/5 درصد هیپرفسفاتمی، 18/18 درصد آلکالوزمتابولیک و 9/09 درصد ا سیدوزمتابولیک را نشان داد. آریتمی های قلبی شامل 22/72 درصد برادی کاردی، 18/18 درصد آریتمی سینوسی غیر تنفسی، 13/63 درصد تاکی کاردی، 13/63 درصد فیبریلاسیون دهلیزی، 9/09 درصد انقباضات زودرس دهلیزی و 4/54 درصد بلوک سینوسی دهلیزی را تشکیل می داد. به نظر می رسد اختلالات الکترولیتی و تأثیر پذیری عصب واگ بیشترین نقش را در بروز آریتمی های فوق داشته باشند. قابل توجه اینکه آریتمی های فوق به دلیل اینکه ضایعه عضوی در قلب وجود ن داشت پس از اصلاح
جابجایی شیردان به روش جراحی و تجیویز مایعات و الکترولیت ها، برطرف شدند.