نقش الگوهای پایداری در هویت بخشی به طراحی داخلی با رویکرد ذهنیت فرهنگی مردم (نمونه موردی: معماری بومی کرمانشاه) abstract
معماری مدرن با گسترش سبک بین الملل، موجب ایجاد فضاهایی مشابه در مناطقی متفاوت گردیده است، فضاهایی که به بستر، فرهنگ، طبیعت و اقلیم خاستگاه خود اعتنایی ندارند، یکی از دلایل بحران محیط زیست در دنیای مدرن امروز بی توجهی به محیط و خواسته ها و انتظارات انسان و عدم تعادل و رابطه بین انسان و معماری با محیط است، در مباحث معماری پایدار، هدف، یافتن راه حل های معمارانه برای تامین شرایط زیست محیطی مناسب با به کار گیری روشهای طراحی اقلیمی و بهرهگیری از مصالح بوم آورد است تا از اثرات منفی معماری موجود بر محیط زیست کاسته شود، در روند طراحی پایدار باید بتوان ارزیابی و تحلیل درستی از تاثیرات محیط پیرامون به ساختمان و بالعکس داشت. همچنین باید توجه ویژه ای به فرهنگ و آداب و رسوم مردم آن منطقه داشت و طراح باید بر اساس درک و شناخت مردم از محیط زندگی شان طراحی کند تا بتواند به اصول معماری پایدار برسد، بر این اساس بررسی رابطه ی فرهنگ و معماری برای رسیدن به پایداری در محیط های انسان ساخت امری ضروری می باشد، توجه به انسان و
ذهنیت فرهنگی او در دستیابی به
الگوهای پایدار از مهمترین اهداف این نوشتار است که می تواند راهکاری مهم در هویت بخشی به معماری و طراحی داخلی باشد، توجه به
معماری بومی هر منطقه به عنوان بستر فرهنگی محیط و مهمترین منشا
ذهنیت فرهنگی انسان و منبعی برای دستیابی به
الگوهای پایدار از دیگر اهداف این پژوهش است. برای این منظور در این مقاله ابتدا به مفهوم پایداری در معماری و ابعاد مختلف آن پرداخته و سپس نقش
ذهنیت فرهنگی انسان در طراحی
الگوهای پایدار و هویت بخشی به طراحی را مورد بررسی قرار می دهد. روش تحقیق در این مقاله از روش پژوهش نمونه موردی و همبستگی پیروی می کند. جهت انجام پژوهش، تعدادی خانه در
معماری بومی کرمانشاه، از نظر
الگوهای پایدار فرهنگی که با ذهنیت کاربران هماهنگ و همسو می باشد از نظر هویت بخشی به طراحی داخلی مورد بررسی قرار گرفته است .پس از این بررسی ها، پژوهندگان بر این عقیده هستند که واکاوی
الگوهای پایدار فرهنگی در
معماری بومی و به کارگیری آن ها در طراحی محیط کالبدی می تواند نقش مهمی در هویت بخشی به معماری داشته باشد.