یکی از کارکرهای پیچیده و نهان
آموزش و
پرورش مبحث
انگیزش است . گرچه اطلاعات ما درباره
انگیزش که داریم اصولاً توصیفی است . ولی از روی کارکردها و رفتارهای بعد از یادگیری ما پی به
انگیزش در افراد برده ایم .
انگیزش مبحثی بسیار وسیع است که حوزه های علایق ، کنجکاوی ، سائق ها ، نیازها ، رغبت ها و حتی حیطه عاطفی را در بر می گیرد . اصولاً آنچه مهم است ، اینست که وجود داشته اند شرایط مساوی در
آموزش و آموخته های عده ای کمتر از عده ای دیگر بوده است . آنچه مسلم است این وجود انگیزه های متفاوت بوده که باعث شده حرکت بسوی دستیابی به هدفها سریعتربشود . گرچه عامل وراثت و محیط یا هوش و غنی سازی محیط آموزشی و بهبود روشهای تدریس تا اندازه ی زیادی در بهبود وضع آموزشی تأثیر دارد ، ولی قلب
آموزش و
پرورش انگیزش است و تا انگیزه نباشد هیچ کس هیچ چیزی را یاد نخواهد گرفت .
انگیزش حالتی کلی تمایل به پیشرفت تحصیلی است و انگیزه در حالت اختصاصی نسبت به درس خاص می باشد . امروز باید با نگاهی عمیق تر و با توجه به افقهای جدید روانشناسی علایق و خواسته های دانش آموزان برای معلم بهتر شناخته شده است . امروز می دانیم هر روش تدریس تا چه اندازه در پیشبرد هدفهای ما مؤثر خواهد بود چه مزایایی داشته و چگونه می توانیم به غنی سازی تجارب کمک کنیم . معایب هر روش را می دانیم ، محاسن آنها را نیز می دانیم و هیچ راهی برای کاستی نباید وجود داشته باشد . دادن موضوعات درس با زندگی روزمره و تجارب گذشته بخش مهمی از تحریک حسن کنجکاوی و سوق دادن علایق و ایجاد تجربیات غنی و ناب است . فعالیتهای مکمل و فوق برنامه و تشویق به یادگیری اکتشافی و روشهای تدریس نمایشی و ایفای نقش ، الگوهای حل مسأله باعث می شود . دانش آموزان محورفعالیتهای
آموزش قرار گرفته و برای یادگیری رغبت ، انگیزه و کنجکاوی لازم را پیدا کنند .
آموزش و
پرورش هزاره سوم متفاوت از
آموزش و
پرورش دوران گذشته است.