بیشتر مدیران حرفه ای به اهمیت مذاکره در زندگی واقفند ، زیرا زمان قابل توجهی از زندگی حرفه ای خود را صرف مذاکره میکنند. به علاوه ، زندگی شخصی شان هم با مذاکره همراه است. موفقیت و اثر بخشی حرفه ای آنان به شدت متاثر از توانایی آن ها در هنرو فن مذاکره است. این مهارت یا ناشیگری آنان در مذاکره است که نظر مدیران ، همکاران ، زیر دستان ، مشتریان ، رقبا و سایرین رادرباره موفقیت کاری شان شکل می دهد اکثر مدیران ، زمان و کوشش بسیاری را صرف مذاکره می کنند ، اما معدودی از آنان هنر و دانش مذاکره را به درستی می دانند. از این رو ، بسیاری از مدیران حرفه ای نیازمند رویکرد بهینه در طرح ریزی و اجرای مذاکرهها هستند. پس بنابراین توسعه مهارت های مدیریت اثربخش برای مقابله با چالش ها و برنامه های خاص هر سازمان به عنوان یک نیاز فوری در بسیاریاز شرکت ها و سازمان ها در رقابت های جهانی ، تغییرات سریع تکنولوژی و محیط به شمار می رود. امروزه تمایل به آموزش و توسعه در سازمان های موفق در سرتا سر جهان و مهارت های موثر در مقابله با چالش های خاص در سازمان برای دستیابی به اهداف و ماموریت هادر سازمان مبحث جدیدی است که در شبکه سازمان جهانی انعطاف پذیر ، یکنواخت و متنوع مشخص می شود. مهارت های مدیریتاثربخش به کارکنان و سازمان کمک می نماید تا آنان کارایی و اثربخشی خویش را بهبود ببخشند. از طرفی توسعه سریع فناوری و جهانی شدن نیز روندی از رقابت های فشرده را نشان می دهد که وجود مدیریت اثربخش در این محیط های پیچیده ضروری به نظر میرسد. ویژگی ها و سبک های مدیریت اثربخش در فرهنگ سازی ، بهره وری کارکنان و در نهایت ، در موفقیت یا شکست تعیین کنندههستند. یک مدیر باید توانایی هدایت ، نظارت ، تشویق ، القاء کردن ، هماهنگی ، تسهیل در امور و پیشرو بودن در تغییر را داشته باشد و ویژگیها ی رهبری خود و دیگران را بسط دهد و از برنامه ریزی ، مهارت های ارتباطی و سازمانی بهره جوید. این گونه مهارت ها در رهبری مهم می باشند ولی بیشتر از آن ویژگی هایی مانند. در ستکاری ، وجدان کاری ، جرات ، تعهد ، صداقت ، اشتیاق ، اراده ، شفقتو حساسیت است که مهم تر محسوب می شود. معمولا طی تعاملاتی که در مذاکره پیش میآید ، این ارزیابی ها و بر آوردها در معرض تغییر و تحول اند. به اطلاعات جدیدی که می رسند ، باید ارزیابی و طبقه بندی شوند این پویایی و ماهیت تغییر پذیر گفتوگو است که سبب پیچیدگی و دشواری می شود. توجه به مذاکره و دیدن آن به صورت فرایندی پویا از تبادل کنترل شده اطلاعات ، بر تاثیرهای مثبت مذاکرهکننده می افزاید و مخاطرههای ناشی از نقص و خلل در گرد آوری ، پنهان سازی، افشا یا توجه کامل به اطلاعات را به حداقلمیرساند.