امروزه تمام روانشناسان تجربی متقاعد شده اند که رفتارهای گوناکون کودک در دوران های مختلف پرورش، بستگی کاملی به رشد نظام های مغزی وی دارد .درک مفاهیم انتزاعی که در جریان
نقاشی و به تدریج پیشرفت می کند ، سبب پرورش نظام عصبی و سیستم عضلانی می شود . به این ترتیب او در محیط پیرامون خود سیاحت می کند ، آنرا تغییر می دهد و بر آن تاثیر می گذارد .این اعمال کودک با گرفتن بعضی اطلاعات از واقعیات پیرامون خود و نیز بر اثر تجربه و دیدن خطاها ، به او امکان پیشرفت می دهد تا به سطح پیچیده تری برای تجزیه و تحلیل برسد.نقاشی درت شکیل
شخصیت کودک نقش بسزایی دارد و به او امکان می دهد مسایلی را که به صورت نامنظم از همه طرف برایش مطرح می شود به شکل صورت بندی شده منظم کند. اگر قوه ی ابتکار کودک را در جریان
نقاشی و مشارکت و کار گروهی و بیان موضوعات عمومی ودر اختیار قرار دادنوسایل و لوازم، تقویت کنیم باعث می شویم
شخصیت کودک ساخته شود و به پختگی فکری برسد . نادیده گرفتن این ابتکار و یا سرکوب کردن آن با عمل کسل کننده کپی برداری و رسم هندسی ، به معنای رها کردن کودک به حال خود و یا مجبور کردن او به ورود زودرس به نوعی زندگی ریاکارانه و سرکوبگ ر است . بنابراین تلاش ما باید کمک به پرورش
شخصیت و نیروی خلاق کودک از طریق فعالیت های هنری و مخصوصا
نقاشی باشد