امروزه عرصه تولید با تغییر الگوی رقابت مواجه است و عوامل زیادی از جمله افزایش فشارهای هزینه و افزایش نوسانات تقاضا به عنوان یک چالش اساسی که کیفیت عملکردی زنجیره تامین را به طور نامطلوبی تحت تاثیر قرار می دهد، شرک تهای زیادی را به اتخاذ
استراتژی تعویق به عنوان یک استراتژی زنجیره تامین سوق داده است. از سوی دیگر، علاوه بر اهداف به حداقل رساندن هزینهکل و یا به حداکثر رساندن سود، عوامل دیگری همچون اثرات زیست محیطی محصولات و عملیات، سلامتی، ایمنی و رفاه کارکنان از دغدغههای اصلی زنجیرههای تامین محسوب میشوند. به این ترتیب، فعالان، سازمانهای غیردولتی و رسانهها خواستار این هستندکه شرکتها نه تنها مسیولیت اقدامات خود بلکه مسیولیت دیگر اعضا زنجیره تامین را نیز بر عهده گیرند؛ بنابراین زنجیره تامین با انگیزههای مختلف در حال تغییر به سمت مدیریت
زنجیره تامین پایدار است. ازاین رو، در این تحقیق، به ارایه یک مدل برنامه ریزیتولید و توزیع با در نظر گرفتن
استراتژی تعویق با توجه به ملاحظات زیس تمحیطی و اجتماعی در قالب یک مسیله سه هدفه پرداخته و برای حل مسیله سه هدفه حاصل، از رویکرد برنامهریزی آرمانی چندگزینه ای استفاده شده است. جهت تعیین نحوهعملکرد مدل پیشنهادی، مطالعه موردی بر روی صنعت داروسازی صورت گرفته است. نتایج حاصل بیانگر این موضوع است که استفاده از
استراتژی تعویق هزینه کمتری نسبت به حالت عدم استفاده از آن دارد