پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین تفکر انتقادی،
رضایت شغلی و
عزت نفس معلمان انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع مطالعه همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه معلمان مشغول به کار آموزش و پرورش ناحیه 2 ساری که به تعداد 336 نفر ( 168 نفر زن و 168 نفر مرد ) از این معلمان با نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه 34 سوالی
تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب و پرسشنامه 24 سوالی
رضایت شغلی سایاداین و پرسشنامه 58 سوالی
عزت نفس کوپر اسمیت پاسخ دادند. برای تحلیل آماری داده های پژوهش از آمار توصیفی ( میانگین، میانه و انحراف معیار ) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون ) استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که بین
تفکر انتقادی و
رضایت شغلی و
عزت نفس معلمان رابطه وجود ندارد اما بین
رضایت شغلی و
عزت نفس رابطه مثبت و معنی داری مشاهده گردید. استنتاج: علیرغم تفاوت های که وجود دارد بکارگیری الگوها و روش های آموزشی متناسب برای پرورش این مهارت ها پیشنهاد می شود. و از آنجایی که بین
رضایت شغلی و
عزت نفس معلمان رابطه مستقیم و مثبت وجود دارد مسیولان آموزش و پرورش می توانند با ایجاد
عزت نفس کافی در معلمان، موجبات
رضایت شغلی را در آنان فراهم آورند.