عوارض ناشی از طلاق به ویژه اثرات شدید روحی آن بر روی فرزندان، ما را به این فکر می اندازد که چه خوب میبود ازدواجها با بصیرت، شناسایی و آگاهی عمیقتری از خصوصیات اخلاقی و روحی طرفین صورت میگرفت و تا زوجها در مسایل خانوادگی به توافق کافی نمیرسیدند، بچهدار نمیشدند؛ زیرا در اینگونه موارد، فرزند، قربانی امیال و خواستههای زودگذر
والدین میشود و بر مسایل و مشکلات آنان میافزاید. تبعات طلاق منحصربه زوجین نیست بلکه باعث متزلزل شدن سرنوشت و شخصیت فرزندان نیز می شود. امروز ما شاهد روند روبه رشد این معضل اجتماعی هستیم و فرزندان که اصلی ترین نماد و نتیجه خانواده هستند در معرض پیامدهای ناگوار پدیده طلاق قرار دارند. در این تحقیق سعی براین شده است نگاهی هرچند مختصر به این پدیده اجتماعی انداخته و در مورد برخی از آسیب های فردی و اجتماعی وارده از سوی آن بر فرزندان را به بحث و گفتگو بپردازیم و با این امید که در آینده شاهد کاهش میزان طلاق و از هم پاشی کانون خانواده ها باشیم.