گندم به عنوان یک محصول استراتژیک دارای اهمیت فراوانی در اقتصاد کشور است. برآورد
تابع تولید این محصول وتاثیر تغییر
نهاده ها و بر تولید اهمیت فروانی دارد. عدم دقت کافی در تصریح مناسب فرم های تابعی منجر به انتخاب نوعی از تابع می شود که ارتباط واقعی بین متغیرها را نشان نمی دهد و پارامترهای برآوردشده از این رهگذر اعتبار لازم را ندارد. تولید کشاورزی نیز فعالیتی تجریدی نیست بلکه مجموعه فعالیت های دیگر ومشخصی را در بر می گیرد که اثرات آن ها بر یکدیگر و تاثیر همه آن ها بر دستاورد نهایی قابل پیش بینی، کنترل وسنجش است.تاثیر انتخاب نوع
تابع تولید بسیار قابل توجه بوده و چنان چه اطلاعات اخذ شده مبنای سیاست گذاری جدید در بخش کشاورزی قرار گیرد، هزینه انتخاب نادرست
تابع تولید بسیار چشمگیر خواهد بود بنابراین بایستی در راستای مدیریت صحیح
نهاده ها به ویژه
نهاده آب، و ارتباط صحیح
نهاده ها با تولید، توجه ویژه در زمینه انتخاب
تابع تولید نمود. در مطالعه حاضر به بررسی توابع تولیدگندم وانتخاب مناسب ترین
تابع تولید پرداخته شد. توابع تولید مورد بررسی توابع تولیدکاب داگلاس، ترانسندنتال وترانسلوگ بوده که با استفاده از روش
حداقل مربعات معمولی OLS ونرم افزار shazm براورد گردید سپس
تابع تولید مناسب
گندم انتخاب گردید نتایج نشان می دهد
تابع تولید مناسب گندم، تابع ترانسلوگ می باشد و از دیدگاه آماری، رگرسیون تخمین زده شده داده ها را به خوبی برازش می کند و هر قدر در انتخاب الگوی
تابع تولید دقت بیشتری گردد و الگوی مناسب تر برگزیده شود روابط تولیدی به طور واقعی تر منعکس و از بروز خطا در بیان روابط بین
نهاده ها وستانده ها کاسته خواهد شد.