حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین مستلزم پایان سریع اشغال است!!

3 دی 1402 - خواندن 16 دقیقه - 4576 بازدید

The right of self-determination of the Palestinian people requires the occupation to end immediatel

درجولای 2022 «سالنامه حقوق بین الملل فلسطین» Palestine Yearbook of International Law مقاله ای از«دکتر رالف وایلد» Dr Ralph Wilde «دانشیار» Associate Professor دانشکده حقوق «دانشگاه کالج لندن» University College London متخصص در حوزه حقوق بین الملل با عنوان:

The international law of self-determination and the use of force requires an immediate end to the occupation of the Palestinian West Bank and Gaza!!

منتشر نمود. که به جهت ارج نهادن به موضوع مهم «حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین» The right of self-determination of the Palestinian people در حقوق بین الملل معاصر ترجمه آن به شرح ذیل تقدیم می شود.

البته قابل ذکر است که «دکتر رالف وایلد» دارای دکترای تخصصی (Ph.D.) از دانشگاه کمبریج در سال 2003 است و تاکنون مقالات زیادی در مورد حقوق بین الملل و حقوق بشر منتشر کرده است. وی در سال 2008 برای کتابش به نام International Territorial Administration: How Trusteeship and The Civilizing Mission Never Went Awayبرنده جایزه شد و در سال 2009 «گواهینامه شایستگی» Certificate of Merit از «انجمن آمریکایی حقوق بین الملل» American Society of International Law را دریافت نمود. همچنین در رزومه علمی ایشان مواردی همچون: استاد مدعو در دانشکده حقوق «دانشگاه تگزاس» University of Texas ، پژوهشگر ارشد در دانشکده حقوق «دانشگاه نیویورک» New York University، استاد مدعو در «دانشگاه اروپای مرکزی» Central European University در بوداپست و عضو مدعو در برنامه حقوق بشر دانشکده حقوق «دانشگاه هاروارد» Harvard University ذکر شده است.

چکیده: Summary

این مقاله، سعی دارد تا به این سوال پاسخ دهد که چه زمانی باید «اشغال» occupationکرانه باختری فلسطین و غزه (اراضی فلسطینی اشغال شده توسط اسرائیل) پایان یابد؟ همچنین توضیح می دهد که پیروی از حقوق بین الملل مستلزم پایان فوری اشغال است. مردم فلسطین در حقوق بین الملل از «حق تعیین سرنوشت خارجی» right of external self-determinationبرخوردارند، حقی که بخشی از «قواعد بین المللی حقوق بشر»international human rights law را تشکیل می دهد. بر اساس این حق، اشغال فلسطین باید [فورا] پایان یابد.

این «تصورغلط» misconception رایج وجود دارد که تا آنجا که به حقوق بین الملل مربوط می شود، تحقق این امر (چه زمانی و بر چه اساسی اتفاق افتد) به توافق صلح بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها بستگی دارد و این که اهمیت حقوق بین الملل صرفا در این است که رفتار اسرائیل با فلسطینیان تحت اشغال تا چه حد ظاهرا «انسانی» humane است. این برداشت ها «اشتباه» mistaken است. مدت زمان و پایان اشغال، موضوع «حقوق بین الملل تعیین سرنوشت» international law of self-determination است که همراه با «حقوق بین الملل استفاده از زور» international law on the use of force در نظر گرفته شده است.

«حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین» right of self-determination of the Palestinian people مستلزم پایان سریع اشغال است. تنها استثنا در این مورد این است که اسرائیل حق داشته باشد که تحت حقوق بین الملل استفاده از زور، «اشغال نظامی» military occupation اراضی فلسطین را به عنوان نوعی دفاع از خود انجام دهد. که البته اسرائیل چنین حقی ندارد. Israel has no such right در نتیجه، اشغال از نظر وجودی «نامشروع» illegitimate است و وضعیت آن در حقوق بین الملل این است که خواستار خاتمه فوری آن است و منوط به پذیرش توافقنامه صلح نیز نیست.

«همه بازیگران» All actors (دولت ها، مقامات سازمان های بین المللی، و «انجیوها» NGOs) که به «سازگاری» compatibilityاشغال با حقوق بین الملل به طور عام، و قواعد بین المللی حقوق بشر به طور خاص (از آنجایی که تعیین سرنوشت بخشی از این حوزه از حقوق بین الملل را تشکیل می دهد) معتقدند باید از پرداختن به این که رفتار اشغالگر تا چه حد «انسانی» است، که صرفا یک تایید کلی از خودمختاری برای مردم فلسطین است، فراترحرکت کنند. آنها باید این وضعیت را تایید کنند که ادامه اشغال به خودی خود نقض «حقوق بین الملل تعیین سرنوشت» و «حقوق بین الملل در مورد استفاده از زور» است. به این ترتیب، حقوق بین الملل ایجاب می کند که اشغال «کرانه باختری» و «غزه» فورا پایان یابد.

مقدمه: Introduction

ارتباط حقوق بین الملل برای پایان دادن به اشغال کرانه باختری و غزه

به طورگسترده و به درستی به رسمیت شناخته شده است که به عنوان یک موضوع حقوق بین الملل، مردم فلسطین از «حق تعیین سرنوشت خارجی» برخوردارند. [حقی است که مردم برای «تعیین وضعیت سیاسی خود» determine their own political status و «رهایی از سلطه بیگانگان» to be free of alien domination,، از جمله تشکیل «دولت مستقل» independent state خود دارند] که این دو نتیجه دارد:

1- تحقق این حق لزوما به معنای پایان دادن به اشغال کرانه باختری و غزه است. بنابراین موضع حقوق بین الملل این است که «اشغال باید پایان یابد».occupation must end

2- هیچ یک یا تمام بخش های کرانه باختری، از جمله «بیت المقدس شرقی» East Jerusalem، نمی توانند «به طور قانونی» lawfully به اسرائیل ملحق شوند. تا آنجا که اسرائیل مدعی انجام این کار در بیت المقدس شرقی بوده است، «از نظر قانونی» legally موثر نبوده است. پس بیت المقدس شرقی «ضمیمه» annexed نشده است و به طور«غیرقانونی»unlawfully («به ظاهر» purportedly) الحاق شده/است. از نظر «حاکمیت» sovereignty در حقوق بین الملل، مانند «بقیه کرانه باختری» rest of the West Bank، بخشی از اسرائیل نیست. به همین ترتیب، هرگونه «گسترش قوانین ملی اسرائیل» extension of Israeli national law برای اعمال سایر بخش های کرانه باختری، «ماهیت غیرحاکمیتی اسرائیل » non-sovereign nature of Israel’s «وضعیت حقوقی» legal position را در رابطه با «قلمرو تحت تاثیر» territory affected «تغییر» alter نمی دهد.

این خلاصه خط مشی مربوط به موضوع مهمی است که در مرحله (1) مطرح شده است: اگر اشغال باید پایان یابد، پس کی و بر چه اساسی؟ «قصور گسترده ای» widespread failure در ارزیابی، پذیرش و اتخاذ مواضع سیاسی در رابطه با پایان اشغالگری وجود دارد که «بازتاب» reflect موضع صحیح در حقوق بین الملل است.

«دیدگاه رایج و اشتباه»: Common and mistaken view

یک دیدگاه رایج و اشتباه در مورد این سوال است که اشغال چه زمانی باید پایان یابد، فقط یک موضوع سیاسی است، نه صرفا حقوق بین المللی. بر اساس این دیدگاه، پایان دادن به اشغالگری تنها زمانی اتفاق می افتد که «توافق صلحی» peace agreement بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها وجود داشته باشد، زیرا هیچ قاعده حقوق بین الملل مبنی بر اینکه اسرائیل را ملزم به «پایان دادن» terminate به اشغالگری کند، صرف نظر از اینکه آیا توافقنامه صلحی که برای این امر به تصویب رسیده است یا خیر، وجود ندارد.

بنابراین «درغیاب توافق» absence of an agreement، اسرائیل به نوعی حق دارد که کنترل خود را حفظ کند (اگرچه همانطور که گفته شد، نمی تواند هیچ یک از سرزمین ها را «ضمیمه» annex کند) و در طول این دوره تداوم اشغال، «فایده مفروض» supposed utility حقوق بین الملل تنها به عنوان مبنایی برای رسیدگی به حوادث ادعایی خاص در مورد «نقض» violation حقوق فردی و جمعی توسط اسرائیل است. (اساسا اینکه چه چیزهایی ظاهرا «انسانی» humane در شرایط اشغال هستند) با استفاده از قواعد حقوق بین الملل بشردوستانه (حقوق مخاصمات مسلحانه law of armed conflict)، از جمله «حقوق اشغال» occupation law، قواعد بین الملل حقوق بشر، حقوق بین الملل کیفری (شامل «جنایات جنگی» war crimes و «جنایات علیه بشریت» crimes against humanity) و «ممنوعیت آپارتاید» prohibition of apartheid و ممنوعیت اسرائیل از «اعمال کنترل» exercise of control خود برای ضمیمه کردن هر بخشی از سرزمین [فلسطین] همانطور که ذکر شد، تحت تاثیر قواعد حقوقی بالا قرار گرفته است. « مفسران» Commentators تمایلی به استناد به حقوق بین الملل برای آدرس دهی «ماهیت اقتدار» existence of the authority برای «اشغال خود» occupy itself ندارند.

چرا این اشتباه است و دیدگاه صحیح: Why this is wrong, and the correct view

این یک دیدگاه کاملا اشتباه از حقوق بین الملل است. این وضعیت حقوقی بین المللی را «نادیده می گیرد» ignores که یک دولت فقط «حق کنترل» entitled to control سرزمینی را دارد که «قلمرو حاکمیتی» sovereign territory خودش نیست (مانند اینجا)، و «قلمرو» territoryگروهی از جمعیت است که حق تعیین سرنوشت خارجی دارند (مانند اینجا .(بر اساس مولفه «دفاع مشروع» self-defense در حقوق بین الملل در مورد «استفاده از زور» use of force (یا اگر «شورای امنیت سازمان ملل» UN Security Council به آن اختیار داده است که این کار را انجام دهد، در اینجا «بی ربط» irrelevant است) .

از آنجایی که آزمون حقوق بین الملل در مورد استفاده از زور در این مورد انجام نشده است، اعمال کنترل («وجود خود اشغال» existence of the occupation itself، نه صرفا نحوه انجام آن) غیرقانونی است. بنابراین، «مشروعیت» legitimacy وجودی اشغال کرانه باختری و غزه توسط اسرائیل یک موضوع حقوق بین الملل است. بالاخص، مرتبط با حقوق بین الملل تعیین سرنوشت، و حقوق بین الملل در مورد استفاده از زوراست.

«حق تعیین سرنوشت خارجی در حقوق بین الملل» External self-determination in international law

معنی و کاربرد حق تعیین سرنوشت برای مردم فلسطین

• حقوق بین الملل تعیین سرنوشت خارجی به «حق یک گروه جمعیتی» right of a population grouping برای تصمیم گیری درباره وضعیت «بین المللی» international آنها مربوط می شود برای مثال برای تشکیل خود به عنوان یک «کشور مستقل» independent state و بر این اساس «خودگردان» self-governing باشد و از کنترل (یک) دولت یا دولت های دیگر رها باشد. بسیاری از گروه ها در سراسر جهان بر این حق «تاکید» assert دارند. اما در حقوق بین الملل، تنها یک زیرمجموعه محدود آن را به عنوان یک «استحقاق قانونی» legal entitlement در اختیار دارند.

• مردم فلسطین به دلیل تبعیت قبلی آنها به موجب سلطه استعماری توسط امپراتوری های «عثمانی» Ottoman و «بریتانیا» British و«انکار مستمر توانایی آنها» continued denial of their ability برای اعمال سرنوشت از زمان «ایجاد اسرائیل» creation of Israel در سال 1948 و اشغال کرانه باختری و غزه از سال 1967، به نحو «جهانی پذیرفته شده» universally accepted که در این گروه محدود قرار بگیرند.

اهمیت «حق تعیین سرنوشت» برای وجود اشغال کرانه باختری و غزه نامشروع است و باید پایان یابد:

• «شکل ضداستعماری» anti-colonial form «تعیین سرنوشت خارجی» external self-determination که در حقوق بین الملل و در نیمه دوم قرن بیستم پذیرفته شد، در مورد مردم فلسطین قابل اجرا است و در واقع «رد» (انکار) repudiation مفهوم «تحت قیمومت بودن» trusteeship مردم است. بر اساس این مفهوم، از قرار معلوم به طور بالقوه می بایست از سوی «مقامات استعماری» colonial authorities آزادی افراد اعطا شود، اگر زمانی که توسط آن مقامات «آماده» readyتشخیص داده شوند.

قاعده خودمختاری ضد استعماری که «مبنای حقوقی بین المللی» international legal basis برای به رسمیت شناختن «استعمارزدایی» decolonization بود، به نفع یک «حق خودکار» automatic right، این «رویکرد» approach کنار گذاشته شد. قاعده جدید ریشه در «استحقاق اساسی» basic entitlement مردم برای آزادی دارد، نه «آمادگی» readinessو این حق «صرف نظراز» regardless این که آیا اقتداری که مردم را از توانایی «اعمال حکومت بر خود» self-ruleمحروم می کند، با «کنار گذاشتن کنترل» relinquish control موافقت می کند یا نه، اعمال می شود. بنابراین، لزوما این شکل از «آزادی» freedom («پایان کنترل خارجی» end of external control) باید بلافاصله تحقق یابد.

در نتیجه، قرار است مردم فلسطین فورا از اشغال آزاد شوند. این اشغال قرار است سریعا پایان یابد، زیرا «هیچ مبنای قانونی معتبری» no valid legal basis برای آن وجود ندارد. به عبارت دیگر، وجود آن غیرقانونی است.

• با این حال: یک استثنا وجود دارد: «اشغال نظامی» military occupation به عنوان «استفاده قانونی از زور» lawful use of force در حقوق بین الملل.

• استفاده اسرائیل از زور در اشغال نظامی کرانه باختری و غزه، که از اعمال حق تعیین سرنوشت جلوگیری می کند، «در صورتی می تواند مجاز باشد» can be permitted که بر اساس حقوق بین الملل استفاده از زور، به ویژه در مورد «دفاع مشروع»، توجیه شود. اگر اشغال بر این اساس توجیه می شد، حق تعیین سرنوشت را نقض نمی کرد. و بر این اساس می توان آن را به طور قانونی حفظ کرد. در نتیجه، اشغال غیرقانونی نخواهد بود و نیازی به خاتمه فوری نخواهد داشت. با این حال، همانطور که توضیح داده خواهد شد، طبق حقوق توسل به زور هیچ توجیهی [در این اشغال] وجود ندارد.

«اشغال کرانه باختری فلسطین و غزه استفاده غیرقانونی از زور است»

The occupation of the Palestinian West Bank and Gaza is an illegal use of force

اشغال کرانه باختری فلسطین و غزه توسط اسرائیل یک اشغال نظامی است. به این ترتیب، استفاده از زبان حقوق بین الملل، «استفاده از زور» است. در حقوق بین الملل، «استفاده از زور» «تعبیری برای جنگ» euphemism for war، از جمله اشغال نظامی است. استفاده از زور فقط به صورت قانونی برای دفاع مشروع مجاز است (یا در صورت «مجوز شورای امنیت سازمان ملل» authorized by the UN Security Council ، که مربوط به اشغال کرانه باختری و غزه نیست). و استفاده از زور در دفاع مشروع تنها در صورتی مجاز است که یک «تهدید واقعی یا قریب الوقوع» actual or imminent threat وجود داشته باشد، و استفاده از زور «مستلزم» involve (در اینجا، اشغال کامل نظامی) «ضروری بودن» necessary و «متناسب بودن» proportionate با آن تهدید است. اشغال کرانه باختری و غزه آشکارا «خارج از محدوده مجاز قانونی» outside the scope of what is legally permitted است. در نتیجه، این استفاده غیرقانونی از زور «یک تجاوز» an aggression است.

این همان نقض حقوق بین الملل است که «روسیه» Russia در «اوکراین» Ukraine در سال 2022 مرتکب شد. و با توجه به طول مدت 55 سال آن، «نقض فاحش» egregious violation است. این بدان معناست که «اعمال اقتدار» exercise of authority و «کنترل» control اسرائیل در کرانه باختری (از جمله اورشلیم شرقی) و غزه به خودی خود «غیرمشروع» illegitimate و «غیرقانونی» illegal است. به عبارت دیگر، اسرائیل اصلا حق اعمال اقتدار در آنجا را ندارد. بنابراین شیوه ای که اسرائیل این اختیار را اعمال می کند، (رفتارش با مردم فلسطین، تحت پوشش سایر قواعد حقوق بین الملل که قبلا ذکر شد مثل حقوق بین الملل بشردوستانه (از یک جهت مهم، اساسا یک «موضوع فرعی» secondary matter است، زیرا این »مقام خود [منشاء] غیرقانونی دارد». authority is itself illegal

«نتیجه» Conclusion

«همه بازیگران» All actors (دولت ها، مقامات سازمان های بین المللی به طور کلی، سازمان ملل متحد به ویژه، از جمله «دو کمیته بین المللی سازمان ملل» two international UN Committees که برای «نظارت بر اجرای میثاق های حقوق بشر» monitor the implementation of the human rights Covenants تشکیل شده اند، سایر نهادهای حقوق بشر سازمان ملل از جمله «شورای حقوق بشر» Human Rights Council، «سازمان های مردم نهاد حقوق بشری» human rights NGOs، و سایر طرف های ذینفع) که نگران سازگاری اشغال با حقوق بین الملل به طور عام، و قواعد بین الملل حقوق بشر به طور خاص هستند، باید فراتر از پرداختن صرف به «انسانی بودن» humane رفتار اشغال و اظهار نظرهای کلی گام بردارند. تعیین سرنوشت برای مردم فلسطین باید این موضع را تایید کنند که ادامه اشغال به خودی خود نقض «حقوق بین الملل تعیین سرنوشت» و «حقوق بین الملل در مورد استفاده از زور» است. بر این اساس، حقوق بین الملل ایجاب می کند که اکنون اشغال پایان یابد. هر روزی که اشغال ادامه می یابد، صرف نظر از اینکه رفتار «انسانی» آن چگونه باشد، مشمول نقض «حقوق بین الملل» توسط اسرائیل است.

حقوق بین المللفلسطیندیوان بین المللی کیفریجنایت بین المللیحق تعیین سرنوشت