Shayan Salehipour
11 یادداشت منتشر شدهآن دنیای ایده آل بدرد نخور (از دید مالی)
تقریبا اکثر ما انسان ها به دنبال دنیای ایده آلی هستیم که در ذهن خود تصورش می کنیم.
دنیای کاملا بی عیب نقص و آرمانی.
می توانیم آنرا تصور کنیم اما در اصل نمی توانیم احساس خود را آنجا حس کنیم.
همانطور که در بسیاری از موقعیت های زندگی تصور می کردیم با بدست آوردن چیزی یا جایگاهی خوشحال تر هستیم و بعد از بدست آوردن آن اینگونه نشد!
مغز ما می تواند آینده را پیش بینی کند اما احساسات مربوط به آینده را نه.
دنیای امروز با وجود هوش های مصنوعی به گونه ای برای افرادی که بدنبال بسیاری از راه حل ها می گشتند، ایده آل نسبی شده است.
من خود نیز علاقه زیادی به این هوش های مصنوعی دارم.
اما در حال دیدن و شنیدن زمزمه هایی هستم که بسیار برایم ناخوشایند است.
افرادی در جامعه که صاحب کسب و کار هستند یا سرمایه دار هستند دارند واژه ی جدیدی را به کار می برند و آن هم لشکری از هوش های مصنوعی است!
اکثر افراد مبتدی یا نسبتا مبتدی که در بازارهای مالی میشناسم، بدنبال ربات یا هوش مصنوعی هستند که بتوانند به دقت بازارهای مالی را پیش بینی کرده و معامله کند.
تصورش هم وحشتناک است!
بازار های مالی که انسان ها با تمام غیر قابل پیش بینی بودنشان آنرا با حرکات خود جا به جا کرده و اتفاقات عجیب و غریب در آن رقم می زنند و همین امر جذابش کرده است حالا دارد به سمتی می رود که میخواهیم دنیایی از هوش مصنوعی ها و ربات ها آنها را تحلیل کنند!
این ربات ها و هوش های مصنوعی از خطاهای شناختی، از رفتار های هیجانی انسان و بسیاری دیگر از روحیات انسان، به جز نوشته های علمی چه چیزی می دانند؟
آیا می توانند آن ها را درک کنند و حتی اگر به خودآگاهی انسان نیز دست یابند در نهایت فقط تقلید کرده اند و حتی اگر تغییراتی در آن بوجود آورند دست آخر ما نسخه اصلی هستیم.
بازار های مالی که خربار ها ربات و هوش مصنوعی آنرا بگرداند و تحلیل کنند و تصمیم را بگیرند یا حتی تصمیم مالی را به ما تحمیل کنند، به جز یک مشت سطر و ستون و خط و جدول و عدد که همگی شبیه هم عمل می کنند چیزی دیگری نیستند.
ما انسان ها، با غیر قابل پیش بینی بودنمان، با احساسات عجیب و غریبمان، با دانایی و نادانی هایمان است که این بازار ها و این دنیا و جامعه را جای قشنگی می کنیم.
به این موضوع فکر کنید:
شخصی در بازار سرمایه تازه وارد شده است و پول خود را در این بازار از دست می دهد
این شخص پی می برد پول خود را به یک ربات یا هوش مصنوعی باخته است
عصبانی و رنجور تصمیم می گیرد، ربات یا هوش مصنوعی بهتری را تهیه کند تا بتواند هم انتقام خود را از بازار بگیرد هم آن رقیب را شکست دهد
و در آخر چه می شود؟ برنده بازی سازندگان هوش های مصنوعی و ربات ها هستند که با عرضه مدل های جدید فقط در حال رقابت هستند و آدم هایی که به جای اعتماد به خود به چیز های دیگر متوصل می شوند.
یا مثال دیگری را تصور کنید:
همه افراد ربات ها و هوش مصنوعی های متفاوتی را خریداری کنند برای درآمد و کار های بازارهای مالی.
در نهایت چه می شود؟ همه این ربات ها و هوش مصنوعی ها بدلیل ارتباطاتی که بوسیله دنیای اینترنت بهم دارند، مشابه هم عمل می کنند و در نهایت ممکن از توازن عرضه و تقاضا کاملا بهم بریزد.
انسان ها با تمام رفتار های درست و غلطشان زیبا هستند و دنیا را زیبا می کنند.
کمالگرایی بزرگترین دشمن این دنیا است و چه بسا بزرگترین تهدید کننده حیات زمین نیز همین کمالگرایی باشد.
تین بحث جای گسترش بسیاری در زمینه های رفتار انسانی، کمالگرایی، روانشناسی افراد، نفرین دانش و بسیاری از موضوعات دیگر دارد.
حرف آخر:
دنیا از جایی شروع می شود که فرد ابتدا به درونش نگاه کند و خودش را بشناسد.