طرح پژوهشی - طراحی الگوی گرافیک عملیاتی برای مهندسی ادراک نیروهای خودی و مختل سازی زنجیره شناختی دشمن در جنگ های هیبریدی

3 اردیبهشت 1405 - خواندن 5 دقیقه - 74 بازدید

نویسنده: امید اسدی

حوزه تخصص: ارتباطات تصویری و مطالعات شناختی (با رویکرد جنگ های هیبریدی)

نوع انتشار: یادداشت علمی مرتبط با طرح پژوهشی

این طرح پژوهشی با هدف توسعه یک چهارچوب علمی بومی برای تحلیل و طراحی سازوکارهای ادراکی در محیط جنگ های هیبریدی تدوین شده است؛ محیطی که ویژگی اصلی آن، هم پوشانی لایه های رسانه ای، سایبری، اطلاعاتی و روانی با لایه های متعارف نبرد است. مسئله محوری پژوهش، تبیین چگونگی نقش آفرینی «گرافیک عملیاتی» در شکل دهی، جهت دهی و بازآرایی ادراک نیروهای خودی و همچنین تضعیف انسجام شناختی بازیگر مقابل است.



 اهمیت این موضوع از آن جهت است که در الگوهای نوین جنگ، تسلط بر ادراک و چرخه شناختی به عنوان یکی از پیشران های اصلی برتری راهبردی شناخته می شود. در فصل نخست، پژوهش با اتکا بر ادبیات تخصصی حوزه جنگ شناختی، مدل های تصمیم سازی، و نظریه های ادراک و روایت سازی، نشان می دهد که میدان شناختی نه تنها یک بستر جانبی، بلکه یک «عرصه مستقل رقابت راهبردی» است. در این بخش بر نقش عناصر تصویرمحور در تولید معنا، سازمان دهی توجه و اثرگذاری بر ذهنیت تاکید شده و پیوند میان سازوکارهای ادراکی و رفتارهای عملیاتی تشریح شده است. فصل دوم با ارائه چارچوب مفهومی پژوهش، گرافیک عملیاتی را در قالب یک «نظام بازنمایی شناختی» تعریف می کند که به واسطه ترکیب ساختارهای بصری، داده های تحلیلی و منطق عملیاتی، قادر است مدل ذهنی مشترک میان کنشگران را بازسازی یا بازتعریف کند. در این فصل، کارکردهای گرافیک عملیاتی از منظر روان شناسی شناختی، ارتباطات دیداری و تحلیل تصمیم بررسی شده و جایگاه آن در چرخه های OODA، طرح ریزی عملیاتی و مدیریت وضعیت ادراکی توضیح داده می شود. در فصل سوم، روش شناسی پژوهش با اتکا بر رویکرد کیفی-تحلیلی و استفاده هم زمان از سه روش مکمل شامل تحلیل اسنادی پیشرفته، مصاحبه های عمیق با متخصصان حوزه ادراک، و تکنیک دلفی برای دستیابی به اجماع میان ذهنی تبیین شده است. این ساختار روش شناختی با هدف دستیابی به یک مدل معتبر، قابل استناد و قابل کاربرد طراحی شده و امکان شناسایی مولفه های کلیدی زنجیره شناختی و متغیرهای اثرگذار بر آن را فراهم می سازد. یافته های فصل چهارم نشان می دهد که زنجیره شناختی دشمن در محیط جنگ هیبریدی از مجموعه ای از گره های ادراکی، نقاط آسیب پذیر شناختی و مسیرهای جریان اطلاعات تشکیل شده است که در صورت تحلیل نظام مند، قابلیت به هم ریختگی یا کاهش کارآمدی دارند. نتایج همچنین بیانگر آن است که گرافیک عملیاتی، اگر به شکل ساختارمند و متناسب با مدل شناختی هدف طراحی شود، می تواند موجب تغییر جهت توجه، کاهش وضوح موقعیت، افزایش زمان پردازش، و ایجاد نوسان ادراکی در سطوح تاکتیکی و عملیاتی گردد. در سوی مقابل، سازوکارهای پیشنهادی برای نیروهای خودی بر یکپارچه سازی تصویر ذهنی، افزایش دقت شناختی و کاهش بار ادراکی تصمیم گیران استوار است. فصل پنجم الگوی نهایی پیشنهادی را به عنوان یک «چارچوب عملیاتی-تحلیلی» معرفی می کند. این الگو شامل ساختارهای ماتریسی، شاخص های سنجش ادراکی، مسیرهای جریان اطلاعات دیداری، و مجموعه ای از اصول طراحی است که قابلیت به کارگیری در محیط های پیچیده، چندلایه و چندبازیگری را دارند. نوآوری علمی طرح در آن است که گرافیک عملیاتی را از یک ابزار ترسیمی به یک سازه تحلیلی و شناختی تبدیل می کند و آن را به عنوان یکی از حلقه های تاثیرگذار در معماری عملیات های ادراکی مطرح می سازد. این رویکرد در ادبیات علمی کشور کمتر توسعه یافته و پژوهش حاضر با ارائه یک مدل ساخت یافته، خلا نظری و کاربردی موجود را پوشش می دهد. این طرح، با توجه به پیچیدگی موضوع، انسجام نظری، رویکرد میان رشته ای و مدل عملیاتی ارائه شده، قابلیت آن را دارد که به عنوان مبنایی برای توسعه سامانه های بومی ارزیابی ادراکی، طراحی پلتفرم های تصویرمحور، آموزش های شناختی، و پژوهش های پیشرفته در حوزه مطالعات ادراک و امنیت شناختی مورد استفاده قرار گیرد. 

نسخه PDF طرح به همراه گزارش رسمی از طریق لینک زیر قابل دسترسی است:


https://farsnews.ir/IranScienceNews/1776956560472560941