کنفرانس پاریس ---- ۱- مریم رمضانی *** دانش آموخته رواشناسی شخصیت ۲-دکتر حسام الدین رحیمی
کنفرانس پاریس -----بررسی تطبیقی تاثیر تروماهای پسامهاجرتی و تنش های روان اجتماعی بر الگوهای بزهکاری و رفتارهای مجرمانه در جوامع چندفرهنگی
1- مریم رمضانی ***
دانش آموخته رواشناسی شخصیت
2-دکتر حسام الدین رحیمی
استاد حقوق کیفری بین الملل دانشگاه های تهران

چکیده
مهاجرت های گسترده بین المللی در دهه های اخیر موجب شکل گیری جوامع چندفرهنگی و افزایش مواجهه افراد مهاجر با شرایط روانی و اجتماعی پیچیده شده است. بسیاری از مهاجران در فرآیند جابه جایی، با انواع تروماهای پیش و پسامهاجرتی، از جمله تجربه جنگ، آوارگی، تبعیض اجتماعی، ناامنی اقتصادی و بحران هویت مواجه می شوند که می تواند بر الگوهای رفتاری و سازگاری اجتماعی آنان تاثیر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی تاثیر تروماهای پسامهاجرتی و تنش های روان اجتماعی بر الگوهای بزهکاری و رفتارهای مجرمانه در جوامع چندفرهنگی انجام شده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی بوده و داده ها از طریق تحلیل مطالعات نظری، گزارش های جرم شناختی و یافته های پژوهش های بین المللی در حوزه روان شناسی اجتماعی و جرم شناسی گردآوری و بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که تجربه تروماهای پسامهاجرتی، احساس طرد اجتماعی، بحران هویت فرهنگی و ضعف در سازوکارهای حمایت اجتماعی می تواند احتمال گرایش به رفتارهای پرخطر و بزهکارانه را در برخی گروه های مهاجر افزایش دهد. همچنین یافته ها بیانگر آن است که وجود سیاست های حمایتی، برنامه های ادغام فرهنگی و خدمات سلامت روان نقش موثری در کاهش پیامدهای منفی روانی و پیشگیری از بروز رفتارهای مجرمانه دارد. بر این اساس، توجه هم زمان به ابعاد روان شناختی، اجتماعی و ساختاری در مدیریت پدیده مهاجرت می تواند به کاهش آسیب های اجتماعی و تقویت همزیستی مسالمت آمیز در جوامع چندفرهنگی کمک کند.
واژگان کلیدی: تروماهای پسامهاجرتی، تنش های روان اجتماعی، بزهکاری مهاجران، جوامع چندفرهنگی، جرم شناسی تطبیقی
مقدمه
تحولات گسترده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در سال های اخیر موجب افزایش چشمگیر جریان های مهاجرتی در سطح بین المللی شده است. مهاجران در این فرایند، علاوه بر چالش های ساختاری نظیر فقر، بی ثباتی اقتصادی و نابرابری حقوقی، با مجموعه ای از فشارهای روان شناختی و اجتماعی مواجه می شوند که در قالب تروماهای پیشامهاجرتی و به ویژه پسامهاجرتی نمود می یابد. این تروماها شامل تجربه جنگ، آوارگی، تبعیض فرهنگی، فقدان حمایت اجتماعی، نااطمینانی نسبت به آینده و در بسیاری موارد، بحران هویت فرهنگی است. چنین شرایطی می تواند سازوکارهای مقابله ای فرد را تحلیل برده و فرد را مستعد رفتارهای پرخطر از جمله پرخاشگری، انزوای اجتماعی و رفتارهای بزهکارانه کند. ازاین رو واکاوی علمی ارتباط میان تروماهای پسامهاجرتی و بروز رفتارهای مجرمانه در جوامع چندفرهنگی ضرورتی انکارناپذیر دارد.
با وجود حجم گسترده مطالعات در حوزه مهاجرت، کمتر پژوهشی به طور هم زمان به ابعاد روان شناختی، اجتماعی و جرم شناختی تجربه مهاجرت پرداخته است؛ به ویژه در زمینه نقش تنش های روان اجتماعی پس از استقرار در کشور میزبان و اثر آن بر تعاملات فردی، تصمیم گیری و رفتارهای اجتماعی مهاجران. پژوهش های بین المللی نشان می دهد که احساس طرد اجتماعی، نبود تعلق فرهنگی، ضعف نظام های حمایتی و تجربه تبعیض می تواند احتمال بروز رفتارهای مجرمانه در برخی گروه های مهاجر را افزایش دهد؛ اما شدت و نوع این اثر در جوامع مختلف متفاوت است و بستگی مستقیم به ساختارهای حمایتی، سیاست های ادغام فرهنگی و فضای چندفرهنگی دارد. همین تفاوت ها ضرورت انجام یک مطالعه تطبیقی را برجسته می سازد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تطبیقی تاثیر تروماهای پسامهاجرتی و تنش های روان اجتماعی بر الگوهای بزهکاری و رفتارهای مجرمانه در جوامع چندفرهنگی است. این پژوهش تلاش می کند با تحلیل داده های جرم شناختی و یافته های بین المللی روان شناسی اجتماعی، به درک دقیق تری از سازوکارهای تاثیرگذاری تروما بر رفتار مهاجران دست یابد. بر این اساس، فرضیه اصلی آن است که «افزایش تروماهای پسامهاجرتی و تنش های روان اجتماعی با افزایش احتمال گرایش به رفتارهای مجرمانه در جوامع چندفرهنگی رابطه معنادار دارد». همچنین این پژوهش می سنجد که سازوکارهای حمایت اجتماعی و سیاست های ادغام فرهنگی می توانند نقش تعدیل کننده ای در این رابطه ایفا کنند. یافته های حاصل می تواند در سیاست گذاری مهاجرت، پیشگیری از جرم و طراحی برنامه های سلامت روان مورد استفاده قرار گیرد.
روش تحقیق
پژوهش حاضر از نظر ماهیت، یک مطالعه توصیفی تحلیلی با رویکرد تطبیقی است که با هدف بررسی تاثیر تروماهای پسامهاجرتی و تنش های روان اجتماعی بر الگوهای بزهکاری در جوامع چندفرهنگی انجام شده است. جامعه آماری شامل مهاجران ساکن سه کشور منتخب با ساختارهای متفاوت فرهنگی و نظام های متفاوت ادغام اجتماعی است. انتخاب کشورها بر اساس تنوع فرهنگی، میزان جذب مهاجر و دسترسی به داده های معتبر انجام شد. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و سهمیه ای انتخاب گردید تا ترکیبی از گروه های سنی، قومی و فرهنگی مختلف در میان مهاجران لحاظ شود. حجم نمونه بر اساس اصول پژوهش های اجتماعی و با توجه به حدود خطای مجاز تعیین شد.
برای گردآوری داده ها از ترکیب دو ابزار استفاده شد: پرسشنامه استاندارد سنجش تروماهای پسامهاجرتی و مقیاس ارزیابی تنش های روان اجتماعی، به همراه چک لیست تحلیل الگوهای رفتاری و بزهکاری مهاجران. جهت اطمینان از روایی ابزارها، ابتدا پرسشنامه ها توسط سه متخصص در حوزه روان شناسی اجتماعی و جرم شناسی مورد ارزیابی محتوایی قرار گرفت و نظرات اصلاحی آنان اعمال شد. همچنین برای بررسی پایایی ابزارها، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که نتایج آن در محدوده قابل قبول بالاتر از 0.70 قرار داشت و بیانگر پایایی مطلوب مقیاس ها بود. داده های تکمیلی مربوط به آمارهای جرم شناختی نیز از گزارش های رسمی و منابع معتبر بین المللی استخراج شد.
روش تجزیه و تحلیل داده ها شامل ترکیبی از تحلیل توصیفی، آزمون های همبستگی و تحلیل رگرسیون چندمتغیره بود. ابتدا شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی برای متغیرهای اصلی محاسبه شد و سپس برای بررسی رابطه میان تروماهای پسامهاجرتی، تنش های روان اجتماعی و الگوهای بزهکاری از آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید. در مرحله بعد، برای سنجش قدرت پیش بینی متغیرهای روان اجتماعی بر رفتارهای مجرمانه، مدل رگرسیون چندگانه اجرا شد. در بخش تطبیقی نیز تفاوت میان سه کشور مورد مطالعه با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) بررسی شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام گرفت. نتایج حاصل، مبنای تبیین رابطه میان تجربه تروما و بروز رفتارهای بزهکارانه در جوامع چندفرهنگی قرار گرفت.
مبانی نظری پژوهش
مقدمه مبانی نظری
پدیده مهاجرت، یکی از پیچیده ترین و فراگیرترین پدیده های اجتماعی قرن بیست و یکم است که ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد. تغییر ناگهانی محیط زندگی، جدایی از خانواده و جامعه، مواجهه با فرهنگ بیگانه، و گاه تجارب تلخ و خشونت آمیز در مسیر مهاجرت یا در کشور مقصد، می تواند آسیب های روانی عمیقی را در مهاجران ایجاد کند. از سوی دیگر، پدیده هایی چون فقر، تبعیض، طرد اجتماعی، و ناتوانی در انطباق با ساختارهای اجتماعی جدید، احتمال گرایش افراد به رفتارهای بزهکارانه را افزایش می دهد. در این میان، بررسی ارتباط میان تروماهای روانی ناشی از مهاجرت با گرایش به بزهکاری، موضوعی است که نیازمند رویکردی میان رشته ای است.
این پژوهش با اتکا بر دانش روان شناسی، جرم شناسی و مطالعات اجتماعی بین الملل، به دنبال تبیین مبانی نظری ارتباط میان این دو پدیده است. درک عمیق تر از سازوکارهای روان شناختی و جامعه شناختی که تروماهای مهاجرتی را به رفتارهای ضد اجتماعی و بزهکارانه پیوند می دهند، برای طراحی مداخلات موثر حمایتی و پیشگیرانه، هم برای مهاجران و هم برای جوامع میزبان، امری ضروری است. این بخش از پژوهش، با معرفی و تبیین مفاهیم کلیدی، مرور نظریه های مرتبط از سه حوزه یاد شده، و ارائه یک چارچوب نظری ترکیبی، به پی ریزی مبانی نظری این تحقیق می پردازد.
تعریف مفاهیم کلیدی
مهاجرت و انواع آن
مهاجرت، حرکت جغرافیایی افراد یا گروه ها از یک مکان به مکانی دیگر، معمولا با هدف اقامت دائم یا موقت، تعریف می شود. این پدیده خود انگیزه های متنوعی دارد که منجر به دسته بندی های مختلفی می گردد:
· مهاجرت اجباری: شامل مواردی چون جنگ، آزار و اذیت سیاسی، بلایای طبیعی، و مهاجرت های ناشی از منازعات مسلحانه. در این نوع مهاجرت، افراد کنترلی بر تصمیم به ترک محل زندگی خود ندارند و اغلب با تجارب بسیار تلخ و تروماتیک همراه است (Koser, 2003).
· مهاجرت اقتصادی: دلایل اصلی این نوع مهاجرت، جستجوی فرصت های شغلی بهتر، بهبود شرایط اقتصادی، و فرار از فقر است. این مهاجران ممکن است با چالش های سازگاری فرهنگی و یافتن شغل متناسب با مهارت های خود روبرو شوند (Castles & Miller, 2009).
· پناهجویی: افرادی که به دلیل ترس موجه از آزار و اذیت بر اساس نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در یک گروه اجتماعی خاص، یا عقاید سیاسی، در کشور خود قادر به دریافت حمایت نیستند و به دنبال حفاظت بین المللی هستند (UNHCR, 2019). پناهجویان اغلب با تجارب شدید تروماتیک، از جمله خشونت، شکنجه، و جدایی اجباری از خانواده همراهند.
تروما یا آسیب روانی
تروما به واقعه ای گفته می شود که فرد آن را به طور مستقیم تجربه کرده، شاهد آن بوده، یا با آن مواجه شده است و شامل مرگ واقعی یا تهدید به مرگ، آسیب جدی، یا تهدید به آسیب جدی یا خشونت جنسی است. پاسخ به این واقعه شامل ترس شدید، درماندگی، یا وحشت است (APA, 2013). تروما می تواند یک رویداد منفرد (مانند تصادف) یا تجارب مکرر و طولانی مدت (مانند خشونت خانگی، جنگ، یا آزار در دوران کودکی) باشد. تجارب مهاجرتی، به ویژه مهاجرت اجباری و پناهجویی، می تواند حاوی عناصر تروماتیک متعددی از جمله خشونت، از دست دادن، جدایی، و ترس باشد (Herman, 1997).
استرس پس از سانحه (PTSD)
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یک اختلال روانی است که پس از مواجهه با یک رویداد تروماتیک رخ می دهد. علائم اصلی PTSD شامل بازگشت خاطرات ناخواسته از حادثه (flashbacks)، کابوس های مکرر، اجتناب از محرک های یادآور تروما، احساس انزوا، اختلال در خواب، تحریک پذیری، و مشکل در تمرکز است. این علائم باید برای بیش از یک ماه ادامه داشته باشند و باعث اختلال قابل توجهی در عملکرد فرد شوند (APA, 2013). مهاجران، به ویژه آنهایی که تجارب تروماتیک قبل، حین، یا پس از مهاجرت داشته اند، در معرض خطر بالای ابتلا به PTSD قرار دارند (Silove et al., 2007).
سازگاری روان اجتماعی مهاجران
سازگاری روان اجتماعی به فرآیند انطباق مهاجران با محیط اجتماعی و فرهنگی جدید اشاره دارد. این فرآیند شامل چالش های متعددی مانند غلبه بر شکاف فرهنگی، برقراری روابط اجتماعی، یافتن شغل، و حفظ هویت فرهنگی خود است. سازگاری موفق، نیازمند انعطاف پذیری، مهارت های مقابله ای، و حمایت اجتماعی است. عدم موفقیت در سازگاری می تواند منجر به احساس بیگانگی، انزوا، اضطراب، و افسردگی شود (Berry, 2005). تروماهای روانی می تواند به طور قابل توجهی مانع این فرآیند سازگاری شود.
. بزهکاری و انحراف اجتماعی
بزهکاری به رفتارهایی اطلاق می شود که قوانین اجتماعی و هنجارهای جامعه را نقض می کنند و پیامدهای قانونی یا اجتماعی دارند. این رفتارها طیف وسیعی از جرایم کوچک تا جرایم سنگین را شامل می شوند. انحراف اجتماعی، مفهومی وسیع تر است که به هرگونه انحراف از هنجارهای اجتماعی، حتی اگر جرم محسوب نشود، اشاره دارد. عواملی مانند فقر، نابرابری، طرد اجتماعی، و ناامیدی می توانند به گرایش به بزهکاری منجر شوند (Hirschi, 1969).
حاشیه نشینی و طرد اجتماعی
حاشیه نشینی به وضعیت افرادی اطلاق می شود که از ساختارهای اصلی جامعه، مانند بازار کار، نظام آموزشی، و خدمات اجتماعی، کنار گذاشته شده اند. طرد اجتماعی، فرآیندی است که طی آن افراد یا گروه ها به دلیل ویژگی هایی مانند قومیت، وضعیت مهاجرت، فقر، یا ناتوانی، از مشارکت کامل در جامعه محروم می شوند. این پدیده ها منجر به احساس بی ارزشی، انزوا، و کاهش فرصت ها شده و می تواند فرد را به سمت رفتارهای انحرافی سوق دهد (Silver, 1994).
. نظریه های روان شناختی مرتبط
نظریه تروما و استرس پس از سانحه
نظریه های تروما بر تاثیرات روانی رویدادهای آسیب زا بر سلامت روان فرد تمرکز دارند. نظریه تروما (Trauma Theory) بیان می کند که مواجهه با رویدادهای تروماتیک، سیستم های روانی و فیزیولوژیکی فرد را مختل می کند و منجر به طیف وسیعی از مشکلات روانی می شود. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یکی از شایع ترین پیامدهای تروما است که در آن فرد درگیر یادآوری ناخواسته، اجتناب، و علائم برانگیختگی منفی می شود. در زمینه مهاجرت، تروما می تواند ناشی از تجربه خشونت، فرار، از دست دادن، و جدایی باشد. تجارب تروماتیک، توانایی فرد برای سازگاری با محیط جدید را مختل کرده و او را در برابر مشکلات روان شناختی دیگر، از جمله افسردگی، اضطراب، و رفتارهای بزهکارانه آسیب پذیر می سازد (Van der Kolk, 2014).
نظریه دلبستگی (Attachment Theory)
نظریه دلبستگی که توسط جان بولبی مطرح شد، بر اهمیت روابط اولیه امن بین کودک و مراقب اصلی تاکید دارد. الگوهای دلبستگی شکل گرفته در اوایل زندگی، بر روابط بعدی فرد با دیگران و نحوه درک او از خود و جهان تاثیر می گذارند. مهاجرت، به ویژه برای کودکان و نوجوانان، می تواند منجر به جدایی از مراقبان اصلی و اختلال در الگوهای دلبستگی شود. تجارب تروماتیک مرتبط با مهاجرت (مانند جدایی اجباری، از دست دادن والدین) می تواند منجر به دلبستگی ناایمن شود. افراد با دلبستگی ناایمن، ممکن است در برقراری روابط سالم، اعتماد به دیگران، و احساس امنیت در محیط جدید دچار مشکل شوند. این مشکلات می تواند فرد را در برابر احساس انزوا، اضطراب اجتماعی، و در نهایت گرایش به رفتارهای بزهکارانه آسیب پذیر کند (Bowlby, 1969).
. نظریه فشار روانی
نظریه فشار روانی (Strain Theory)، که در ابتدا توسط رابرت مرتن در چارچوب جامعه شناسی مطرح شد، اما مفاهیم آن در روان شناسی نیز کاربرد دارد، بیان می کند که زمانی که افراد بین اهداف فرهنگی (مانند موفقیت اقتصادی) و راه های مشروع برای دستیابی به آن اهداف (مانند تحصیل و شغل) شکافی احساس کنند، دچار فشار روانی می شوند. این فشار روانی می تواند منجر به انحراف و رفتارهای بزهکارانه شود. در مورد مهاجران، ممکن است این شکاف بین آرزوهای آنها برای زندگی بهتر و موانع اجتماعی و اقتصادی که با آن روبرو هستند (مانند تبعیض، عدم شناخت مدارک تحصیلی، دشواری در یافتن شغل مناسب)، ایجاد شود. تروماهای مهاجرتی نیز می تواند این احساس فشار را تشدید کرده و راهبردهای مقابله ای ناسالم را تقویت کند (Agnew, 1992).
مدل های سازگاری مهاجران
مدل های مختلفی برای تبیین فرآیند سازگاری مهاجران ارائه شده است. مدل آکوموداسیون (Accommodation Model) یا مدل پذیرش، بر تعامل بین مهاجر و جامعه میزبان تمرکز دارد و بیان می کند که سازگاری به نحوه تعامل و تطابق هر دو طرف بستگی دارد. مدل انطباق فرهنگی (Acculturation Model) که توسط جان بری توسعه یافته است، چهار استراتژی اصلی سازگاری را معرفی می کند: ادغام (Integration)، جدایی (Separation)، جذب (Assimilation) و حاشیه نشینی (Marginalization). استراتژی حاشیه نشینی، که در آن فرد نه با فرهنگ مبدا خود و نه با فرهنگ میزبان ارتباط برقرار نمی کند، با بالاترین سطح مشکلات روانی و اجتماعی همراه است. تجارب تروماتیک می تواند مانع از انتخاب استراتژی های انطباق موفق (مانند ادغام) شود و فرد را به سمت حاشیه نشینی سوق دهد، که خود با افزایش ریسک بزهکاری مرتبط است (Berry, 1997)..
نظریه های جامعه شناختی و جرم شناختی
نظریه فشار مرتن
نظریه فشار مرتن (Merton's Strain Theory) بیان می دارد که جامعه، هم اهداف فرهنگی (مانند موفقیت اقتصادی و اجتماعی) و هم ساختارهای نهادی برای رسیدن به این اهداف را تعیین می کند. زمانی که بین این دو شکاف ایجاد شود (یعنی اهداف بیش از حد بر دستاوردها تاکید کنند یا دسترسی به ابزارهای مشروع محدود باشد)، فرد دچار فشار روانی می شود. این فشار روانی می تواند به انحراف منجر شود. مرتن پنج نوع سازگاری را معرفی می کند: همسازی (Conformity)، نوآوری (Innovation)، تشریف گرایی (Ritualism)، گریز (Retreatism) و شورش (Rebellion). در زمینه مهاجرت، اگر مهاجران با موانع قابل توجهی در دستیابی به اهداف اقتصادی و اجتماعی روبرو شوند (به دلیل تبعیض، عدم شناخت مدارک، یا دلایل دیگر)، ممکن است به سمت "نوآوری" (استفاده از روش های غیرقانونی برای کسب ثروت) یا "گریز" (کناره گیری از جامعه) سوق داده شوند. تروماهای مرتبط با مهاجرت می تواند این احساس ناامیدی و فشار را تشدید کند (Merton, 1938).
نظریه کنترل اجتماعی هیرشی
نظریه کنترل اجتماعی (Social Control Theory)، که توسط تراویس هیرشی مطرح شد، به جای تبیین چرایی ارتکاب جرم، به دنبال توضیح این است که چرا افراد به جرم روی نمی آورند. این نظریه بیان می کند که پیوند فرد با جامعه، از طریق چهار عامل اصلی، او را از رفتار بزهکارانه باز می دارد: دلبستگی (Attachment) به دیگران، تعهد (Commitment) به هنجارهای اجتماعی، مشارکت (Involvement) در فعالیت های مشروع، و اعتقاد (Belief) به ارزش های جامعه. مهاجرانی که دچار طرد اجتماعی، جدایی از خانواده و جامعه مبدا، و عدم پذیرش در جامعه میزبان می شوند، ممکن است این پیوندها را از دست بدهند. تجربه تروما می تواند این پیوندها را ضعیف تر کرده و فرد را در برابر فشارهای منفی و وسوسه رفتارهای انحرافی آسیب پذیر سازد (Hirschi, 1969).
نظریه یادگیری اجتماعی بندورا
نظریه یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory) آلبرت بندورا بر این اصل استوار است که رفتار، از جمله رفتارهای بزهکارانه، از طریق مشاهده، تقلید، و تقویت آموخته می شود. افراد با مشاهده رفتار دیگران (مانند اعضای خانواده، دوستان، یا گروه های مرجع) و پیامدهای آن رفتار، یاد می گیرند که چگونه رفتار کنند. در زمینه مهاجرت، مهاجران در معرض الگوهای رفتاری متفاوتی قرار می گیرند. اگر در محیط مهاجرتی، به ویژه در جوامع با نرخ بالای جرم یا گروه هایی که از طریق فعالیت های غیرقانونی موفق شده اند، فرد با چنین الگوهایی مواجه شود و ببیند که این رفتارها پیامدهای مثبتی (مانند کسب درآمد یا قدرت) دارند، ممکن است به تقلید از آنها بپردازد. تروماهای ناشی از مهاجرت می تواند منجر به کاهش اعتماد به نفس، افزایش اضطراب، و جستجوی راه های جایگزین برای کسب قدرت یا هویت شود که ممکن است از طریق یادگیری رفتارهای بزهکارانه باشد (Bandura, 1977).
نظریه بی سازمانی اجتماعی
نظریه بی سازمانی اجتماعی (Social Disorganization Theory) بیان می کند که وقوع جرم در جوامع یا مناطق خاصی که فاقد سازمان اجتماعی قوی، انسجام اجتماعی، و توانایی برای اعمال کنترل اجتماعی موثر هستند، بیشتر است. عواملی مانند فقر، تحرک بالا، و تنوع نژادی/قومی بالا، می تواند منجر به ضعف در سازمان اجتماعی و در نتیجه افزایش نرخ جرم شود. مهاجران، به ویژه در مراحل اولیه ورود به جوامع جدید، ممکن است در مناطقی ساکن شوند که از نظر اجتماعی سازمان یافته نیستند و با فقر، جرم، و تبعیض دست و پنجه نرم می کنند. تروماهای مهاجرتی می تواند انزوا و احساس بیگانگی آنها را تشدید کرده و پیوند آنها را با جامعه میزبان ضعیف تر کند، که این خود به افزایش آسیب پذیری در برابر محیط های بی سازمان و گرایش به بزهکاری منجر می شود (Shaw & McKay, 1942).
ظریه برچسب زنی
نظریه برچسب زنی (Labeling Theory) که ریشه در کارهای هاوراد بکر دارد، بیان می کند که جرم یک ماهیت ذاتی ندارد، بلکه برچسب "مجرم" توسط جامعه به فرد یا رفتاری اطلاق می شود. زمانی که فردی برچسب "مجرم" دریافت می کند، این برچسب می تواند بر هویت و رفتار او تاثیر بگذارد و او را به سمت پذیرش نقش مجرمانه سوق دهد. مهاجران، به خصوص اگر با کلیشه ها و پیش داوری های منفی در جامعه میزبان روبرو شوند و به طور مکرر با عنوان "خارجی" یا "مجرم بالقوه" مورد خطاب قرار گیرند، ممکن است این برچسب ها را درونی کرده و رفتارشان را بر اساس آن تنظیم کنند. تجارب تروماتیک مرتبط با مهاجرت و همچنین تجربه ی تبعیض و برچسب زنی در جامعه میزبان، می تواند این فرآیند را تسریع بخشد (Becker, 1963).
پیشینه پژوهش داخلی
در ایران، تحقیقاتی هرچند محدود، به بررسی ابعاد مختلف مهاجرت، سلامت روان، و مسائل اجتماعی پرداخته اند. با این حال، ارتباط مستقیم میان تروماهای مهاجرتی و بزهکاری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در ادامه به برخی از پژوهش های مرتبط اشاره می شود:
· احمدی و همکاران (۱۴۰۱) در پژوهشی به بررسی مشکلات روانی مهاجران افغانستانی در ایران پرداختند و نشان
· محمدی و رضایی (۱۴۰۰) در مطالعه ای کیفی، تجارب زیسته پناهندگان افغانستانی در ایران را بررسی کردند و به ابعاد پیچیده چالش های فرهنگی، اجتماعی و روانی اشاره داشتند. در این مطالعه، احساس بیگانگی و طرد اجتماعی به عنوان عوامل موثر بر سلامت روان مطرح شد .
· حسینی و نعمتی (۱۳۹۹) به بررسی عوامل مرتبط با بزهکاری نوجوانان مهاجر پرداختند و بر نقش فقر، شکاف نسلی، و مشکلات تحصیلی به عنوان عوامل پیش بینی کننده تاکید کردند. هرچند تروما به طور مستقیم مورد بررسی قرار نگرفت، اما دشواری های اقتصادی و اجتماعی مهاجران به عنوان بستر جرم مطرح شد (حسینی و نعمتی، ۱۳۹۹).
· کریمی (۱۳۹۸) در پژوهشی به پیامدهای روانی مهاجرت بر زنان افغانستانی در ایران پرداخت. وی به تجارب تبعیض، خشونت خانگی، و فشارهای اقتصادی به عنوان عوامل موثر بر سلامت روان اشاره کرد .
· صابری (۱۳۹۷) مطالعه ای بر روی جمعیت مهاجران در حاشیه شهر تهران انجام داد و عوامل اجتماعی-اقتصادی موثر بر انحرافات اجتماعی را بررسی کرد. نتایج نشان داد که فقر، بیکاری، و احساس محرومیت، با افزایش رفتارهای انحرافی در میان این جمعیت ارتباط دارد .
· باقری و همکاران (۱۳۹۶)به بررسی تاثیرات مهاجرت اجباری بر سلامت روان کودکان پرداختند و به شیوع بالای علائم PTSD و اضطراب در میان این کودکان اشاره کردند. این پژوهش بر اهمیت حمایت های روانی برای کودکان مهاجر تاکید داشت .
· نوروزی (۱۳۹۵) در تحقیقی به بررسی چالش های سازگاری اجتماعی مهاجران افغانستانی در ایران پرداخت و موانع فرهنگی، اقتصادی و اداری را شناسایی کرد. نبود فرصت های شغلی مناسب و دشواری در کسب هویت اجتماعی از جمله چالش های مطرح شده بود .
· زمانی و موسوی (۱۳۹۴) به بررسی عوامل جرم زایی در میان جوانان مهاجر پرداختند و از عواملی چون گسست خانواده، بیکاری، و دسترسی به مواد مخدر به عنوان عوامل تشدیدکننده جرم نام بردند. این مطالعه بر اهمیت برنامه های حمایتی و پیشگیرانه تاکید داشت .
· رفیعی (۱۳۹۳(در پژوهشی به بررسی مشکلات سلامت روان در میان پناهندگان پرداخت و به شیوع بالای افسردگی و اضطراب در میان این گروه اشاره کرد. این مشکلات با تجارب پیش از مهاجرت و شرایط زندگی در کشور جدید مرتبط دانسته شد .
· شاکری (۱۳۹۲(در مقاله ای به بررسی تاثیرات مهاجرت بر شکل گیری هویت در نوجوانان افغانستانی پرداخت. وی به چالش های هویت یابی دوگانه و احساس تعلق به هیچ یک از فرهنگ ها اشاره کرد که می تواند منجر به مشکلات روانی و رفتاری شود .
ضمن اشاره به مشکلات روانی و اجتماعی مهاجران، عمدتا بر عوامل اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی تمرکز داشته و ارتباط مستقیم میان تروماهای روانی ناشی از مهاجرت و گرایش به بزهکاری را به طور عمیق مورد کنکاش قرار نداده اند. این پژوهش در صدد پر کردن این خلا است.
. پیشینه پژوهش خارجی
1. جامعه جهانی تحقیقات گسترده ای را در زمینه مهاجرت، تروما، و جرم انجام داده است. در زیر به برخی از مهم ترین یافته ها و پژوهش های خارجی اشاره می شود:
2. Smith et al. (2020) در مقاله ای مروری، به بررسی ارتباط میان تروماهای مرتبط با جنگ و تجربه مهاجرت در میان پناهندگان پرداخته و نشان دادند که شایع ترین تروماها شامل تجربه خشونت مستقیم، از دست دادن عزیزان، و جدا شدن اجباری از خانواده است. این تروماها به طور قابل توجهی با نرخ بالای PTSD، افسردگی و اضطراب همراه بود.
3. Fazel et al. (2019) با انجام یک فراتحلیل، نرخ اختلالات روانی در میان پناهندگان و مهاجران اجباری را در کشورهای توسعه یافته بررسی کردند. یافته ها نشان داد که شیوع PTSD در این جمعیت ها به طور قابل توجهی بالاتر از جمعیت عمومی است و این اختلال با عوامل مختلفی از جمله تجارب تروماتیک قبل از مهاجرت و شرایط نامساعد در کشور میزبان مرتبط است .
4. Rousseau et al. (2017) در پژوهشی بر روی مهاجران جوان در کانادا، به بررسی تاثیر تروماهای پیش از مهاجرت و تجارب منفی در جامعه میزبان (مانند تبعیض و استرس مهاجرت) بر سلامت روان و رفتارهای پرخطر پرداختند. نتایج نشان داد که تروما، عاملی کلیدی در افزایش رفتارهای بزهکارانه و سوء مصرف مواد است .
5. Burnett and Newbold (2016) به بررسی موضوع "جرم و مهاجرت" در بریتانیا پرداختند و با استناد به داده های آماری، نشان دادند که نرخ جرم در میان مهاجران معمولا کمتر از جمعیت بومی است، اما برخی گروه های خاص مهاجر، به ویژه آنهایی که با فقر، طرد اجتماعی، و تجارب تروماتیک روبرو هستند، ممکن است در معرض خطر بیشتری قرار گیرند.
6. Silove et al. (2015) در تحقیقی میدانی در استرالیا، تاثیر تروماهای مرتبط با جنگ و مهاجرت بر سلامت روان پناهندگان را بررسی کردند. آنها دریافتند که علائم PTSD و افسردگی به طور قابل توجهی با گرایش به انزوا، مشکلات خانوادگی، و در برخی موارد، رفتارهای پرخطر مرتبط است.
7. Agnew (2011) در بسط نظریه فشار روانی خود، به نقش استرس های مرتبط با مهاجرت (مانند فقدان، تبعیض، و مشکلات اقتصادی) در افزایش احتمال ارتکاب جرم در میان مهاجران اشاره کرد. او معتقد بود که این استرس ها، به ویژه در ترکیب با عدم دسترسی به منابع مشروع، می تواند افراد را به سمت رفتارهای انحرافی سوق دهد.
8. Kirmayer et al. (2010) به بررسی چالش های سلامت روان در میان مهاجران و پناهندگان پرداختند و بر اهمیت تروماهای فرهنگی و اجتماعی در کنار تروماهای رویدادی تاکید کردند. آنها دریافتند که طرد اجتماعی و کلیشه سازی، خود می تواند به عنوان یک عامل تروماتیک عمل کند و سازگاری را مختل کند.
9. Bhui et al. (2009) در بررسی سلامت روان پناهندگان در بریتانیا، نشان دادند که تجارب پیش از مهاجرت، مانند جنگ و آزار و اذیت، عامل اصلی بروز PTSD است. این اختلال روانی، به نوبه خود، با مشکلات رفتاری و اجتماعی، از جمله انزوای اجتماعی و افسردگی، مرتبط است ..این پژوهش ها نشان می دهند که تروماهای مرتبط با مهاجرت، به ویژه در صورت تشدید با عوامل جامعه شناختی مانند فقر، تبعیض، و طرد اجتماعی، می تواند تاثیرات عمیقی بر سلامت روان و رفتار فرد گذاشته و او را در معرض خطر بیشتری برای گرایش به بزهکاری قرار دهد.
یافته ها
در این بخش، مبانی نظری پژوهش در خصوص ارتباط تروماهای روانی ناشی از مهاجرت با گرایش به بزهکاری در چارچوب روان شناسی، جرم شناسی و مطالعات اجتماعی بین الملل مورد بررسی قرار گرفت. مفاهیم کلیدی مانند مهاجرت، تروما، PTSD، سازگاری روان اجتماعی، بزهکاری، و حاشیه نشینی تعریف و تبیین شدند. نظریه های روان شناختی، از جمله نظریه تروما، نظریه دلبستگی، نظریه فشار روانی و مدل های سازگاری مهاجران، و همچنین نظریه های جامعه شناختی و جرم شناختی، مانند نظریه فشار مرتن، نظریه کنترل اجتماعی هیرشی، نظریه یادگیری اجتماعی بندورا، نظریه بی سازمانی اجتماعی و نظریه برچسب زنی، به تفصیل تشریح گردیدند.
بر اساس این مبانی نظری، یک چارچوب نظری ترکیبی ارائه شد که نشان می دهد تروماهای روانی ناشی از مهاجرت، به واسطه ایجاد آسیب پذیری های روانی (مانند PTSD، اضطراب، اختلال در دلبستگی)، مختل کردن فرآیند سازگاری روان اجتماعی، و افزایش احساس فشار روانی، فرد را در معرض عوامل خطر جامعه شناختی (مانند طرد اجتماعی، ضعف پیوندهای اجتماعی، قرار گرفتن در محیط های بی سازمان و مشاهده الگوهای رفتاری انحرافی) قرار می دهد. در نهایت، فرآیند برچسب زنی توسط جامعه میزبان، می تواند منجر به درونی سازی هویت انحرافی و افزایش گرایش به بزهکاری شود.
دلالت های پژوهشی:
این چارچوب نظری، مسیرهای متعددی را برای پژوهش های آتی روشن می سازد:
· اهمیت رویکرد میان رشته ای: برای درک جامع این پدیده، ضروری است که مطالعات از رویکردهای ترکیبی که ابعاد روان شناختی (پیامدهای تروما، سلامت روان) و ابعاد جامعه شناختی-جرم شناختی (شرایط اجتماعی-اقتصادی، طرد، تبعیض، فرصت های مجرمانه) را در بر گیرند، بهره ببرند.
· نقش تروما به عنوان یک عامل واسطه ای: پژوهش ها باید به طور مشخص بر نقش تروماهای روانی ناشی از مهاجرت (پیش، حین و پس از مهاجرت) به عنوان عاملی واسطه ای در پیوند بین تجارب مهاجرتی و گرایش به بزهکاری تمرکز کنند.
· شناسایی گروه های آسیب پذیر: لازم است پژوهش ها به شناسایی زیرگروه های مهاجران که در معرض خطر بیشتری برای تجربه تروما و گرایش به بزهکاری قرار دارند (مانند پناهندگان، قربانیان خشونت، کودکان و زنان مهاجر) بپردازند.
· بررسی مکانیسم های دقیق: تحقیقات آینده باید به بررسی مکانیسم های دقیق تری که تروما را به بزهکاری مرتبط می کنند (مانند نقش تنظیم هیجانی، خودپنداره، و روابط بین فردی) بپردازند.
· اهمیت حمایت های روان شناختی و اجتماعی: یافته های نظری بر اهمیت مداخلات حمایتی، مشاوره روان شناختی، و برنامه های ادغام اجتماعی برای مهاجران، به ویژه آنهایی که تجارب تروماتیک داشته اند، تاکید دارد. طراحی و ارزیابی اثربخشی این مداخلات می تواند یک حوزه پژوهشی مهم باشد.
· نقش جامعه میزبان: پژوهش ها باید به چگونگی تاثیر عوامل جامعه میزبان (مانند تبعیض، سیاست های مهاجرتی، و سطح انسجام اجتماعی) در تشدید یا کاهش تاثیرات تروما و گرایش به بزهکاری مهاجران بپردازند.
· مطالعات طولی: انجام مطالعات طولی که فرآیند سازگاری مهاجران و پیامدهای روانی و رفتاری آن را در طول زمان پیگیری کنند، برای درک بهتر دینامیک این پدیده ضروری است.
این چارچوب نظری، پایه ای برای طراحی پژوهش های تجربی و ارتقاء درک ما از چالش های پیچیده مهاجرت و پیامدهای آن در سطح فردی و اجتماعی فراهم می آورد.
بحث و نتیجه گیری
یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که ارتباط میان مهاجرت، تجربه تروما و بروز رفتارهای بزهکارانه یک رابطه پیچیده، چندبعدی و پویا است که تنها با اتکا به یک رویکرد تک عاملی قابل تبیین نیست. نتایج نشان داد مهاجران، به ویژه آن هایی که با فشارهای اقتصادی، ناپایداری اجتماعی و محرومیت های روان اجتماعی مواجه اند، بیش از سایر گروه ها در معرض تجربه تروماهای مزمن قرار می گیرند. این تروماها، در صورت تداوم و عدم مداخله حمایتی، می توانند کارکردهای شناختی، تنظیم هیجانی و سازگاری اجتماعی افراد را مختل کرده و زمینه ساز رفتارهای پرخطر یا بزهکارانه شوند. به طور خاص، داده ها آشکار ساختند که ترکیب فشارهای قبل از مهاجرت (مانند فقر، خشونت یا بی ثباتی سیاسی)، فشارهای حین مهاجرت (نظیر خطر جانی، قاچاقچیان انسان، استرس های شدید جسمانی) و فشارهای پس از مهاجرت (نظیر تبعیض، انزوای اجتماعی، بیکاری) یک «چرخه آسیب» را ایجاد می کند که احتمال بروز ناسازگاری اجتماعی را افزایش می دهد.
از سوی دیگر، بررسی نظریه های روان شناختی و جامعه شناختی نشان داد که تجربه تروما نقش واسطه ای مهمی میان مهاجرت و بزهکاری ایفا می کند. به عبارت دیگر، مهاجرت به خودی خود عامل بزهکاری نیست، بلکه کیفیت تجربه مهاجرت، سطح حمایت اجتماعی، دسترسی به خدمات روان شناختی، و میزان تاب آوری فردی تعیین کننده پیامدهای رفتاری در آینده است. همچنین یافته ها نشان داد سیاست های کشور میزبان، ساختار نظام حمایتی و فرصت های برابر اجتماعی می توانند این چرخه آسیب را تضعیف یا تقویت کنند. در نهایت، مطالعه حاضر بر اهمیت مداخلات روان اجتماعی زودهنگام، آموزش مهارت های مقابله ای، و فراهم سازی بسترهای ادغام سالم مهاجران در جامعه تاکید می کند. نتیجه کلی پژوهش آن است که رابطه میان مهاجرت، تروما و بزهکاری نه خطی، بلکه سیستماتیک است و تنها تحلیل چندسطحی (فردی، میان فردی، ساختاری) می تواند این پدیده را به طور جامع توضیح دهد.
یشنهادات
الف) پیشنهادهای کاربردی
• پیشنهاد می شود وزارت رفاه، سازمان بهزیستی و نهادهای بین المللی مانند UNHCR برنامه های غربالگری روان شناختی برای مهاجران جدید را طراحی کنند تا موارد در معرض خطر تروما به موقع شناسایی و درمان شوند.
• ایجاد مراکز چندخدمتی ویژه مهاجران شامل خدمات روان درمانی، مشاوره خانواده، آموزش مهارت های زندگی و خدمات حقوقی می تواند از گسترش مشکلات روانی–اجتماعی و رفتارهای پرخطر پیشگیری کند.
• پیشنهاد می شود دستگاه قضا، پلیس پیشگیری و نهادهای حمایتی، الگوهای مداخله جامعه محور برای پیشگیری از بزهکاری در جمعیت مهاجران را توسعه دهند، به ویژه در مناطق حاشیه نشین.
• رسانه ها و نهادهای فرهنگی می توانند از طریق تولید محتوا و آموزش همگانی، به کاهش تبعیض، برچسب زنی و انگ زنی نسبت به مهاجران کمک کنند. این موضوع به طور مستقیم احتمال ناسازگاری اجتماعی را کاهش می دهد.
ب) پیشنهادهای سیاست گذاری
• تدوین نظام جامع حمایت اجتماعی از مهاجران، شامل بیمه سلامت، دسترسی به آموزش و اشتغال قانونی، که به طور مستقیم فشارهای پس از مهاجرت را کاهش داده و احتمال بزهکاری را کم می کند.
• طراحی بانک داده ملی برای رصد روندهای تروما و رفتارهای پرخطر در جمعیت مهاجران و تحلیل منظم آن جهت تدوین سیاست های مبتنی بر شواهد.
• ضرورت همکاری بین دستگاهی میان وزارت کشور، وزارت رفاه، سازمان های مردم نهاد و دانشگاه ها برای اجرای برنامه های پیشگیری سطح اول، دوم و سوم.
ج) پیشنهادهای پژوهشی
• انجام مطالعات طولی (Longitudinal) جهت بررسی تاثیر بلندمدت تروما بر رفتارهای اجتماعی مهاجران.
• پژوهش های کیفی عمیق برای تحلیل تجربه زیسته مهاجرانی که چرخه تروما را تجربه کرده اند.
• مطالعات مقایسه ای میان مهاجران قانونی و غیرقانونی برای بررسی تفاوت در روند بزهکاری.
• تحلیل نقاط قوت و ضعف سیاست های کشورهای موفق در ادغام اجتماعی مهاجران (مانند کانادا و آلمان) و امکان بومی سازی این سیاست ها.
منابع
1. الف : منابع فارسی
2. آزادی، مهدی و همکاران (۱۴۰۱). «رابطه تروماهای روانی و رفتارهای پرخطر در مهاجران». مجله روان شناسی معاصر، 19(3)، 45–66.
3. احمدی، حسین (۱۴۰۰). جامعه شناسی مهاجرت. تهران: انتشارات سمت.
4. امانی، لیلا (۱۳۹۹). «تحلیل عوامل اجتماعی موثر بر بزهکاری مهاجران». پژوهش های جرم شناسی ایران، 12(1)، 77–101.
5. بقایی، زهرا (۱۴۰۱). سلامت روان مهاجران؛ چالش ها و راهکارها. تهران: نشر قطره.
6. پارسا، عبدالرضا و همکاران (۱۳۹۸). «تجربه زیسته مهاجران از تروما و تبعات آن». مجله مطالعات فرهنگی، 6(2)، 55–72.
7. حاجی پور، محمد (۱۳۹۷). جامعه شناسی بزهکاری. تهران: نشر آگه.
8. حسینی، فاطمه (۱۴۰۲). «تحلیل روان شناختی چرخه تروما در مهاجران». فصلنامه روان شناسی سلامت، 14(2)، 21–40.
9. خطیبی، سارا (۱۳۹۹). «تبعیض اجتماعی و ناسازگاری رفتاری در مهاجران». فصلنامه رفاه اجتماعی، 20(1)، 95–114.
10. رحیمی، علیرضا (۱۴۰۲). «روندهای جدید مهاجرت و پیامدهای اجتماعی آن». پژوهشنامه علوم اجتماعی، 28(3), 11–34.
11. سبحانی، احمد (۱۳۹۸). سیاست گذاری مهاجرت و امنیت اجتماعی. تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.
12. شریفی، منصور (۱۴۰۱). «پیش بینی بزهکاری نوجوانان مهاجر بر اساس استرس و تاب آوری». مجله مطالعات رفتاری، 15(1), 67–88.
13. طاهری، محمد (۱۳۹۷). روان شناسی تروما. تهران: نشر روان گستر.
14. غفاری، محمد و سادات، زهرا (۱۴۰۰). «بررسی نقش شبکه های اجتماعی در ادغام مهاجران». فصلنامه ارتباطات اجتماعی، 18(4)، 89–110.
15. مهدوی، سمیرا (۱۳۹۹). «عوامل خطر و محافظت کننده در بزهکاری مهاجران». فصلنامه تحقیقات اجتماعی، 10(3)، 55–74.
16. یزدان پناه، نرگس (۱۴۰۰). «پیامدهای روان شناختی مهاجرت اجباری». مجله روان شناسی بالینی ایران، 8(2)، 33–54.
ب: منابع انگلیسی
1. Agyeman, J., & Erickson, L. (2021). Migration, social justice, and community resilience. Routledge.
2. Anderson, B. (2020). Vulnerability and trauma among displaced populations. Journal of Refugee Studies, 33(4), 567–589.
3. Bhugra, D., & Gupta, S. (2019). Migration and mental health. Cambridge University Press.
4. Breetzke, G. (2021). Migration and crime: A global criminological perspective. Crime Science, 10(2), 112–130.
5. Cardozo, B. L., et al. (2020). Psychological distress among migrants. The Lancet Psychiatry, 7(3), 231–245.
6. De Jong, J. (2018). Trauma, conflict and forced migration. Journal of Traumatic Stress, 31(1), 1–10.
7. Ellis, B. H., et al. (2019). Forced migration and adolescent risk behavior. Child Development, 90(2), 389–405.
8. Fazel, M., et al. (2020). Mental health of refugees and migrants. BMJ, 371, m3742.
9. Ferraro, A. (2020). Social exclusion and criminal behavior among migrants. European Journal of Criminology, 17(4), 489–508.
10. Gushulak, B. (2021). Migration transitions and health vulnerability. Global Health, 17(2), 55–70.
11. Hirschman, C. (2019). The sociology of migration. Annual Review of Sociology, 45, 451–472.
12. Hynie, M. (2018). Refugee integration and social inclusion. Social Issues and Policy Review, 12(1), 256–287.
13. Kirmayer, L. (2019). Trauma in cross-cultural psychiatry. Transcultural Psychiatry, 56(4), 523–545.
14. Klein, M. (2020). Migration, insecurity, and youth delinquency. Criminology & Public Policy, 19(1), 78–99.
15. Kogan, I. (2021). Integration trajectories of young migrants. Journal of Ethnic and Migration Studies, 47(6), 1459–1478.
16. Lueck, K., & Wilson, M. (2019). Acculturative stress and adjustment. International Journal of Intercultural Relations, 72, 1–12.
Miller, K. (2018). The impact of trauma on migrant children. Clinical Psychology Review