کتاب پلیس و دموکراسی ----تحلیلی بر کتاب «پلیس و جامعه» نوشته تروور جونز و تیم نیوبورن نوشته دکتر حسام الدین رحیمی ---استاد حقوق کیفری بین لملل

12 تیر 1405 - خواندن 6 دقیقه - 27 بازدید

کتاب پلیس و دموکراسی ----تحلیلی بر کتاب «پلیس و جامعه» نوشته تروور جونز و تیم نیوبورن

نوشته دکتر حسام الدین رحیمی ---استاد حقوق کیفری بین لملل 




کتاب پلیس و دموکراسی ----تحلیلی بر کتاب «پلیس و جامعه» نوشته تروور جونز و تیم نیوبورن

نوشته دکتر حسام الدین رحیمی ---استاد حقوق کیفری بین لملل 

بحران مشروعیت و بازخوانی انتقادی رابطه پلیس و مردم مشروعیت سنگ بنای بقای هر نهاد امنیتی در یک نظام دموکراتیک است. در ادبیات کلاسیک پلیس محوری، مشروعیت به معنای «پذیرش حقانیت اعمال قدرت توسط پلیس از سوی شهروندان» است. اما بحران مشروعیت زمانی آغاز می شود که پلیس از «مرجع نظم» به «ابزار کنترل» تغییر ماهیت می دهد.در جوامع معاصر، شکافی عمیق میان آنچه پلیس در گزارش های رسمی خود ارائه می دهد و آنچه مردم در زیست روزمره خود تجربه می کنند، ایجاد شده است. «بحران مشروعیت» در واقع نتیجه ی شکست در «مدیریت ادراک» است. تئوری های نوین جرم شناسی نشان می دهند که شهروندان پلیس را نه بر اساس موفقیت های آماری، بلکه بر اساس «رفتار رویه ای» قضاوت می کنند. اگر مردم احساس کنند که در مواجهه با پلیس، صدایشان شنیده نمی شود یا فرآیندها ناعادلانه است، مشروعیت پلیس به سرعت فرسایش می یابد. این همان نقطه ای است که «پلیس و مردم» از «پلیس و دموکراسی» جدا می شود؛ دموکراسی یک فرآیند نهادی است، اما «مردم» یک واقعیت انسانی و عاطفی هستند.وقتی پلیس برای کسب مشروعیت به ابزارهای قهری صرف (فناوری های نظارتی، دوربین های مداربسته، داده کاوی) تکیه می کند، در واقع در حال «خریدن اطاعت» است نه «کسب اعتماد». این یک پارادوکس است: هرچه ابزارهای کنترل پلیس پیچیده تر می شود، نیاز به مشروعیت اخلاقی افزایش می یابد، اما پلیس به جای تقویت اخلاق حرفه ای، به تقویت سخت افزار روی می آورد. نتیجه این است که جامعه پلیس را به چشم یک «ناظر بیگانه» می بیند تا «محافظ هم وطن».تروور جونز و تیم نیوبورن در اثر کلاسیک خود، «پلیس و جامعه»، تلاش کردند تا چارچوبی جامع برای فهم کارکرد پلیس ارائه دهند. با این حال، تحلیل های آنان در بستر جغرافیایی و تاریخی خاصی شکل گرفته است که برای تطبیق با شرایط امروز، نیازمند بازنگری بنیادین است.جونز و نیوبورن پلیس را بیشتر به مثابه یک «سازمان» مطالعه می کنند. قدرت تحلیل آن ها در بررسی ساختارها، سلسله مراتب و بودجه بندی است. اما ضعف بزرگ کار آن ها، نادیده گرفتن «سیاست خیابان» است. در مدل آن ها، پلیس یک ماشین قانون مند است که گویی در خلا عمل می کند. در حالی که ما در تحلیل خود باید تاکید کنیم که پلیس «سیاسی ترین» نهاد هر کشور است. هر حرکت پلیس در خیابان، حاوی پیامی سیاسی به توده های مردم است. جونز و نیوبورن این «سیاست نمادین» پلیس را کمتر دیده اند.یکی از نقدهای جدی به کتاب «پلیس و جامعه»، فقدان تمرکز بر «جرایم یقه سفید» و فساد ساختاری است. جونز و نیوبورن بیشتر بر خیابان، پلیس راهنمایی، پلیس مبارزه با مواد مخدر و برخورد با ناهنجاری های کوچک متمرکز هستند. اما در دنیای امروز پلیس واقعی باید «پلیس بازارهای مالی» باشد. غفلت نویسندگان از نقش پلیس در حراست از اقتصاد کلان و جلوگیری از فساد سازمان یافته، باعث شده است که کتاب آن ها برای مدیریت بحران های نوین مالی-امنیتی ناقص باشد.جونز و نیوبورن در توصیف های خود، پلیس را غالبا نهادی توصیف می کنند که واکنش نشان می دهد اما در مدل تحلیلی ما، پلیس مدرن باید «پیش بین» باشد. این دقیقا جایی است که ما از کتاب کلاسیک آن ها عبور می کنیم. پلیس امروز باید پیش از آنکه فساد یا جرم اتفاق بیفتد، «میدان» را بشناسد. این «هوشمندی جرم شناختی» جای خالی بزرگی است که در مباحث تئوریک جونز و نیوبورن احساس می شود و در کتاب «پلیس و مردم» باید به ستون فقرات تحلیل تبدیل شود.
پلیس، در ساده ترین تعریف، نهادی برای برقراری نظم است؛ اما در حقیقت اجتماعی، پلیس «آینه ی تمام نمای» رابطه میان قدرت و جامعه است. هر تغییری در کنش پلیس، نه تنها یک تغییر امنیتی، بلکه یک دگردیسی در کیفیت زیست مدنی شهروندان است. کتابی که پیش رو دارید، محصول سال ها تامل و پژوهش در ساختارهای پیچیده ی نظارتی و جرم شناختی است. ما در این اثر، آگاهانه عنوان را از «پلیس و دموکراسی» به «پلیس و مردم» تغییر داده ایم؛ چرا که دموکراسی، اگرچه هدفی متعالی است، اما در بسیاری از تحلیل های انتزاعی، به یک مفهوم تقلیل یافته تبدیل می شود. در مقابل، «مردم» حقیقتی زنده، جاری و در عین حال آسیب پذیر در برابر تضادهای ساختاری هستند.این اثر، اگرچه با نگاهی نقادانه به مفاهیم کلاسیک مطرح شده در کتاب مرجع «پلیس و جامعه» (نوشته تروور جونز و تیم نیوبورن) آغاز می شود، اما در نهایت، از دایره ی توصیفات آکادمیک صرف فراتر می رود. کتاب حاضر، پلیس را نه تنها به عنوان یک نهاد انتظامی، بلکه به عنوان یک «بازیگر اصلی» در مدیریت بحران های نوین، از تحریم های ارزی و تضامین بانکی گرفته تا جرایم پنهان یقه سفید، تحلیل می کند.دکتر حسام الدین رحیمی در این پژوهش سه جلدی، کوشیده است تا «نظم پلیسی» را از حصار تنگ تئوری های غربی خارج کرده و آن را در بستر واقعیت های زیست بوم حقوقی و مالی ایران بازخوانی کند. این کتاب دعوتی است به یک «بازاندیشی رادیکال»؛ بازاندیشی در این باره که چگونه پلیس می تواند از یک ناظر دوردست و گاهی تضادآفرین، به شریکی برای مردم در تولید امنیت و عدالت پایدار بدل شود.در این مسیر، ما از پیچیدگی های نهادی نهراسیده ایم و به سوی تاریک ساختارهای فسادخیز، نوری افکنده ایم. این مجموعه نه برای کسانی که به دنبال تایید وضع موجودند، بلکه برای اندیشمندان، متخصصان حوزه ی امنیت، حقوق دانان و مدیران ارشدی تدوین شده است که باور دارند «امنیت» بدون «شناخت عمیق از معماری جرم»، جز سرابی زودگذر نخواهد بود.امید است که این اثر، سنگ بنایی باشد برای گفتگوهای جدی تر پیرامون نقش بی بدیل پلیس در حفظ کرامت انسانی و ثبات اقتصادی جامعه ای که در مسیر توسعه، نیازمند چشمانی بینا و دستانی عادل است.


دکتر حسام الدین رحیمی تابستان ۱۴۰۵

۲:۴۸