جنگ و زنان خودسرپرستni:۲۹
جنگ تاثیرات ویرانگر و چندوجهی بر زنان سرپرست خانوار دارد که گاهی عمیق تر و پیچیده تر از دیگران است. در شرایط جنگ، امنیت فیزیکی و روانی اولین و مهم ترین مسئله ای است که با آن درگیر می شوند؛ نه تنها خودشان، بلکه مسئولیت حفظ جان و سلامت فرزندان و یا سایر اعضای خانواده تحت تکفلشان را نیز بر عهده دارند. این مسئولیت مضاعف، فشار روانی شدیدی را به همراه دارد؛ نگرانی دائمی از حملات، کمبود شدید مواد غذایی، آب سالم، دارو و سرپناه، همراه با استرس ناشی از دست دادن احتمالی عزیزان، می تواند منجر به اضطراب مزمن، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و دردهای جسمی مانند سردرد، مشکلات گوارشی و بی خوابی شود. در جامعه ای که جنگ بر آن حاکم است، اغلب زیرساخت های اقتصادی از هم می پاشد، دسترسی به شغل و درآمد به شدت محدود می شود و این موضوع، بحران مالی را برای زنان سرپرست خانوار تشدید می کند. اگر پیش از جنگ هم شغلی داشتند، احتمال از دست دادن آن یا کاهش شدید درآمد بسیار زیاد است و اگر منبع درآمدی نداشته باشند، یافتن کار در شرایط بحران یا متلاشی شدن بازار، تقریبا غیرممکن می شود. این وضعیت آنها را مجبور می کند تا برای تامین نیازهای اولیه خانواده، دست به اقدامات پرخطر بزنند یا با فقر شدید دست و پنجه نرم کنند.
در چنین شرایطی، دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی نیز به شدت مختل می شود؛ بیمارستان ها آسیب می بینند، کادر درمان کم می شوند و دسترسی به داروها محدود می شود. این کمبودها، سلامت زنان سرپرست خانوار و خانواده شان را به خطر می اندازد، به ویژه اگر فرد باردار باشد یا بیماری مزمن داشته باشد. علاوه بر این، جنگ غالبا منجر به آوارگی و جابه جایی اجباری می شود. زنان سرپرست خانوار در این شرایط، با چالش های مضاعفی مانند یافتن سرپناه امن، حفظ حرمت و امنیت خود و خانواده در کمپ های پناهندگان یا مراکز اسکان موقت، و تامین نیازهای اولیه در محیط های ناآشنا و فاقد امکانات روبرو می شوند. این جابه جایی ها، شبکه حمایتی سنتی آنها مانند خانواده گسترده یا همسایگان را نیز از بین می برد و احساس تنهایی و انزوا را تشدید می کند. در برخی موارد، جنگ زمینه را برای افزایش خشونت علیه زنان، از جمله خشونت جنسی، فراهم می کند؛ زنان سرپرست خانوار به دلیل آسیب پذیری بیشتر و فقدان حامی، بیشتر در معرض این نوع خشونت ها قرار می گیرند که پیامدهای روانی و جسمی ویرانگری دارد. همچنین، اگرچه ممکن است برخی نهادهای حمایتی تلاش کنند کمک رسانی کنند، اما در شرایط جنگ، این کمک ها اغلب ناکافی، نامنظم و با موانع اداری و لجستیکی فراوان همراه است. این مشکلات، علاوه بر فشار روانی مستقیم، حس ناتوانی و ناامیدی را در آنها تقویت کرده و توانایی شان برای مقابله با چالش های روزمره را کاهش می دهد.
با احترام... مسعود روشن ضمیر
اردیبهشت ۱۴۰۵