« مازوخیسم در ایران ؛ از فمنیسم تا چرخه تحقیر لذت »

15 خرداد 1405 - خواندن 5 دقیقه - 268 بازدید

نگاهی مختصر به سیر روندی سادومازوخیسم از موج اول فمینیسم به بعد

طبق تحلیل های تاریخی-روانکاوانه، میان بازنمایی مازوخیسم و گفتمان فمینیستی موج اول، همبستگی مفهومی عمیقی وجود دارد. جان کیوکیچ (۲۰۱۱) استدلال می کند که شکل غیرجنسی مازوخیسم، که همبستگی سیاسی را از طریق تحرک بخشی به gratifications خودشیفته تولید می کند، در تاریخ خود فمینیسم موج اول نقشی حیاتی داشته است (Kucich, 2011).

مشاهدات میدانی نشان می دهد که پس از ظهور فمینیسم و جنگ های جنسیتی، هم گرایش به مازوخیسم افزایش یافته و هم (دست کم) آشکارسازی آن بیشتر شده است. توضیحات خاص علمی موجود در مورد ماهیت مازوخیسم، استدلال کافی برای پذیرش قطعی این موضوع در اختیار ما نمی گذارد؛ لیکن باید این پدیده را از مناظر دیگری نیز مورد بررسی قرار داد.

شواهد حیوانی: مدل «رفتار شرطی شکست»

آزمایشات روی همسترهای سوری (Huhman et al., 2003) نشان داده است که قرار گرفتن کوتاه در معرض شکست اجتماعی، تغییرات رفتاری عمیق و پایداری ایجاد می کند. همسترهای نری که در خانه یک فرد مهاجم شکست می خورند، حتی در برابر یک رقیب کوچک تر و غیرمهاجم نیز از دفاع از قلمرو خود دست کشیده و رفتارهای تسلیم طلبانه و تدافعی از خود نشان می دهند.

در مقابل، همسترهای ماده چنین تغییر رفتاری پایداری از خود نشان نمی دهند (Solomon et al., 2007). این مدل حیوانی نشان می دهد که تسلیم شرطی می تواند یک واکنش دفاعی در برابر موقعیت های اجتماعی باشد که فرد در آن قدرت و جایگاهی ندارد.

غریزه جفت یابی و تکامل رفتار در انسان

در جوامع انسانی پیچیده امروزی، نابرابری پایگاه های اجتماعی و اضطراب از شکست در جفت یابی، بستری برای شکل گیری اشکال جدیدی از رفتارهای جفت یابی سازشی (شامل تمایلات مازوخیستی) فراهم کرده است. لاروا و رانتالا (۲۰۲۴) از منظر روانشناسی فرگشتی استدلال می کنند که ترجیحات BDSM ممکن است از اشکال افراطی رفتارهایی نشات بگیرند که موفقیت در تولیدمثل را افزایش می دهند (Larva & Rantala, 2024).

بر اساس مشاهدات میدانی در جامعه ایران، اهداف عمیق افراد مازوخیست در برابر ابژه هایشان، صرفا ارتباط گیری و ارضای جنسی است. نوع گرایش به تحقیرات مازوخیستی در این افراد اغلب گذراست و در زندگی شخصی ایشان چنین گرایشاتی به طور مداوم دیده نمی شود.

الگوی چرخه ای: تنش، ارضا، انزجار، تشدید

نظر شخصی نگارنده بر این است که با در نظر گرفتن احساس انزجار فرد متعادل مازوخیست پس از ارضا شدن در یک رابطه سادومازوخیستی، می توان چنین برداشت کرد که غریزه جنسی، صرفا با هدف ارضای خود، کنترل خودآگاه را موقتا در دست می گیرد. پس از رفع نیاز، خودآگاه بازمی گردد و چرخه ای از خودتحقیری و کم ارزش شمردن خویش را با شدت بیشتری آغاز می کند.

این چرخه با طولانی شدن، به تدریج روند عادی و سالم جنسی را می پوشاند و ارتباط جنسی را منوط به این الگوی تحقیر-لذت می کند.

نگرانی و چشم انداز آینده

جای نگرانی است که این موضوع در متن جوامع مجازی به صورت فزاینده ای در حال گسترش است و عملا در حال شکل گیری الگوی ذهنی در نوجوانان سطوح و پایگاه های پایین تر جامعه است؛ الگویی مبتنی بر ارتباط با جنس مخالف با روند شکست پذیری و خدمت گزاری به فرد مقابل با توجیه ارضای جنسی.

این موضوع و روند آن در غرب در حال بررسی های عمیق شناختی است. پرسش اساسی این است: آیا جامعه علمی ایران قصد ورود به این موضوع و بررسی آن را دارد؟



یادداشت فوق مبنی بر مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانه ای و تحلیل واقع گرایانه شخصی نگارنده نوشته شده است.



منابع مطالعاتی

۱. هولمن و همکاران (۲۰۰۳) – آزمایش همسترها
مطالعه ای که نشان داد همسترهای شکست خورده در نبرد اجتماعی، حتی در برابر رقبای ضعیف تر هم تسلیم می شوند. این پدیده «رفتار شرطی شکست» نام دارد.


۲. جان کیوکیچ (۲۰۱۱) – فمینیسم و مازوخیسم
تحلیلی تاریخی که نشان می دهد مازوخیسم غیرجنسی در همبستگی های سیاسی موج اول فمینیسم نقش داشته است.


۳. لاروا و رانتالا (۲۰۲۴) – روانشناسی فرگشتی BDSM
مقاله ای که استدلال می کند گرایش های سلطه و تسلیم ممکن است ریشه در استراتژی های کهن جفت یابی و تولیدمثل داشته باشد.


۴. سولومون و همکاران (۲۰۰۷) – تفاوت جنسیتی در رفتار شرطی شکست
همان مدل همسترها، با بررسی تفاوت نر و ماده. نتیجه: همسترهای ماده چنین واکنش پایداری نشان نمی دهند.