حکمرانی ایدئولوژیک و چالش های کارآمدی: تحلیل تقابل میان «تصلب آرمانی» و «واقع گرایی اجرایی»
در تبیین علل کاهش مقبولیت دولت ها، یکی از متغیرهای بنیادین، «سویه ایدئولوژیک» حکمرانی است. دولت های ایدئولوژی محور (Ideology-based Governance) اغلب مشروعیت خود را از چارچوب های فکری جزمی کسب می کنند. اگرچه این ایدئولوژی ها در بدو امر می توانند منبعی برای بسیج اجتماعی و انسجام اولیه باشند، اما در صورت عدم انعطاف پذیری، در مرحله «اجرا» با پارادوکس های سختی مواجه می شوند. چالش اصلی در اینجا، اولویت یافتن «تداوم شعارهای آرمانی» بر «واقع گرایی تکنوکراتیک» است که به مرور زمان منجر به فرسایش کارآمدی می گردد.
نخستین آسیب این رویکرد، «تصلب در سیاست گذاری» است. در حکمرانی ایدئولوژیک، زمانی که نتایج علمی یک سیاست (مثلا در حوزه اقتصاد یا مدیریت منابع) با اصول ایدئولوژیک در تضاد باشد، سیستم تمایل دارد واقعیت های تلخ را نادیده بگیرد یا با تقلیل مسائل به مفاهیم انتزاعی، از پاسخ گویی عملیاتی فرار کند. این تصلب، قدرت تطبیق پذیری (Adaptability) دولت را در برابر بحران های پیچیده کاهش داده و منجر به تصمیمات پرهزینه می شود.
دومین عامل افول مقبولیت در این دولت ها، «تنگنای نخبگانی» است. به دلیل اولویت شاخص های ایدئولوژیک در جذب مدیران (به جای شایسته سالاری تخصصی)، سیستم به مرور از متخصصان دگراندیش یا منتقد تهی می شود. این امر، دولت را در یک «اتاق پژواک» (Echo Chamber) قرار می دهد که در آن، بازخوردهای واقعی جامعه به گوش تصمیم گیرندگان نمی رسد و در نتیجه، سیاست ها به جای حل مسئله، به تعمیق شکاف میان دولت و ملت منجر می شوند.
نهایتا، زمانی که ایدئولوژی به جای ابزاری برای پیشرفت، به «عایقی در برابر نقد» تبدیل شود، هزینه های فرصت حکمرانی افزایش یافته و اعتماد عمومی به دلیل ناکارآمدی های پی درپی فرو می پاشد. تداوم مقبولیت در دولت های ایدئولوژی محور، مشروط به این است که «عقلانیت ابزاری» و «کارآمدی اجرایی» به عنوان اجزای جدایی ناپذیر مشروعیت حکمرانی پذیرفته شوند. بدون اصلاح ساختاری به نفع مدیریت علمی و شفافیت، آرمان گرایی تهی از کارآمدی، به جای تحکیم محبوبیت، بسترساز واگرایی اجتماعی خواهد بود.
کلمات کلیدی: حکمرانی ایدئولوژیک، تصلب سیاست گذاری، مشروعیت کارکردی، شایسته سالاری، عقلانیت ابزاری، اعتماد عمومی، آسیب شناسی سیاسی، مدیریت علمی.