اینستاگرامی شدن آیین های عاشورایی؛ فرصت یا تهدید؟

27 خرداد 1405 - خواندن 4 دقیقه - 21 بازدید

آیین های عاشورایی همواره بخشی مهم از فرهنگ دینی و حافظه جمعی جوامع شیعی بوده اند. این آیین ها از طریق هیئت، منبر، روضه، نوحه، دسته های عزاداری و نمادهای جمعی، پیام عاشورا را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده اند. اما با گسترش شبکه های اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، شکل حضور و بازنمایی این آیین ها دچار تغییر شده است. امروز بخش مهمی از تجربه عزاداری نه فقط در فضای فیزیکی هیئت ها و خیابان ها، بلکه در قاب تصویر، استوری، پست، لایو و کلیپ های کوتاه شکل می گیرد. این پدیده را می توان «اینستاگرامی شدن آیین های عاشورایی» نامید؛ فرایندی که هم فرصت های مهمی ایجاد می کند و هم تهدیدهایی جدی به همراه دارد.

از منظر فرصت، اینستاگرام امکان گسترش پیام عاشورا را فراتر از مرزهای مکانی فراهم کرده است. بسیاری از افرادی که امکان حضور در مجالس را ندارند، از طریق پخش زنده، ویدئوهای کوتاه و محتوای تصویری با فضای عزاداری همراه می شوند. این رسانه می تواند به حفظ پیوند عاطفی و دینی مخاطبان، به ویژه نسل جوان و کاربران خارج از فضای سنتی هیئت، کمک کند. همچنین امکان انتشار سخنرانی های کوتاه، گزیده های معرفتی، روایت های تاریخی و تولیدات هنری عاشورایی، ظرفیت تازه ای برای آموزش و انتقال مفاهیم عاشورا فراهم کرده است.

شبکه های اجتماعی همچنین می توانند به تکثر روایت های عاشورایی کمک کنند. در گذشته، روایت آیین ها بیشتر از طریق نهادهای رسمی یا محلی منتقل می شد؛ اما امروز افراد، گروه ها و هیئت های مختلف می توانند تجربه خود را ثبت و منتشر کنند. این امر باعث دیده شدن تنوع فرهنگی آیین های عزاداری در مناطق گوناگون می شود. از این منظر، اینستاگرام می تواند به آرشیوی تصویری و زنده از فرهنگ عاشورایی تبدیل شود و بخشی از حافظه رسانه ای جامعه را شکل دهد.

با این حال، اینستاگرامی شدن آیین های عاشورایی خالی از تهدید نیست. مهم ترین خطر، نمایشی شدن مناسک است. منطق اینستاگرام بر تصویر، جذابیت بصری، سرعت مصرف و جلب توجه استوار است. هنگامی که آیین عزاداری در چنین بستری بازنمایی می شود، ممکن است به تدریج از تجربه ای معنوی و جمعی به صحنه ای برای دیده شدن تبدیل شود. در این وضعیت، پرسش مهم این است که آیا تصویر در خدمت معناست یا معنا در خدمت تصویر قرار گرفته است؟

تهدید دیگر، سطحی شدن پیام عاشورا در قالب محتواهای کوتاه و احساسی است. عاشورا صرفا مجموعه ای از تصاویر اندوه، موسیقی حزن انگیز یا صحنه های پرشور عزاداری نیست؛ بلکه حامل مفاهیمی چون عدالت، کرامت انسانی، مسئولیت اجتماعی، وفاداری، آزادگی و مبارزه با ظلم است. اگر محتوای اینستاگرامی تنها بر هیجان، اشک و جلوه های بصری تاکید کند، ممکن است لایه های معرفتی و اخلاقی عاشورا در حاشیه قرار گیرد.

همچنین الگوریتم های شبکه های اجتماعی معمولا محتواهایی را برجسته می کنند که واکنش بیشتری برانگیزند. این منطق می تواند برخی تولیدکنندگان محتوا را به سمت اغراق، رقابت نمایشی، استفاده ابزاری از احساسات یا تولید تصاویر بحث برانگیز سوق دهد. در نتیجه، آیین دینی ممکن است ناخواسته با منطق بازار توجه پیوند بخورد و ارزش آن با تعداد بازدید، لایک و بازنشر سنجیده شود.

از سوی دیگر، انتشار بی ضابطه تصاویر عزاداری می تواند مسئله حریم، حرمت و شان آیین را نیز مطرح کند. همه لحظه های سوگ جمعی الزاما برای نمایش عمومی مناسب نیستند. برخی تجربه های دینی، معنوی و عاطفی نیازمند خلوت، احترام و زمینه مندی اند. ثبت و انتشار بی تامل این لحظه ها ممکن است به مصرف رسانه ای احساسات دینی بینجامد.

در جمع بندی می توان گفت اینستاگرامی شدن آیین های عاشورایی نه ذاتا فرصت است و نه الزاما تهدید؛ بلکه به شیوه استفاده از آن بستگی دارد. اگر این رسانه در خدمت آگاهی، انتقال پیام، ثبت فرهنگ و تعمیق فهم عاشورا قرار گیرد، می تواند ظرفیت ارزشمندی باشد. اما اگر منطق نمایش، رقابت و مصرف سریع بر آن غالب شود، خطر سطحی سازی و تهی شدن مناسک از معنا جدی خواهد بود. بنابراین، مواجهه مسئولانه با این پدیده نیازمند سواد رسانه ای دینی، اخلاق تولید محتوا و توجه هم زمان به تصویر و معناست.