Fatemeh Mirzaepour meybodi
2 یادداشت منتشر شدهعقب ماندگی در معماری منظر
عقب ماندگی معماری منظر ایران، به خصوص در شهر تاریخی و ارزشمندی مثل یزد، موضوعی چندلایه است و نمی توان آن را فقط به یک عامل نسبت داد. یزد با وجود داشتن یکی از غنی ترین میراث های معماری و شهری در جهان، در حوزه منظر شهری و معماری منظر مدرن با چالش های جدی روبه رو بوده است.
اولین مسئله، گسست بین میراث و توسعه معاصر است. یزد شهری است که بر پایه سازگاری با اقلیم خشک شکل گرفته؛ بادگیرها، حیاط های مرکزی، قنات ها و شبکه های کوچه های باریک همه نشان دهنده یک «منظر هوشمند بومی» هستند. اما در توسعه جدید شهر، این منطق اقلیمی و منظرمحور کمتر ادامه یافته و بیشتر به ساخت وسازهای ساختمانی بدون توجه کافی به کیفیت فضاهای باز و تجربه انسانی توجه شده است.
دوم، ضعف در مدیریت منظر شهری است. در بسیاری از پروژه های شهری یزد، اولویت با ساخت وساز، ترافیک و کاربری زمین بوده، نه کیفیت دید بصری، پیوستگی فضایی، سایه اندازی طبیعی یا تجربه حرکت در شهر. در حالی که در یک شهر کویری مثل یزد، منظر نه یک عنصر تزئینی، بلکه یک ضرورت زیستی است.
سوم، فقدان نگاه میان رشته ای است. معماری منظر نیازمند همکاری بین معماری، شهرسازی، اقلیم شناسی، جامعه شناسی و حتی هنر است. اما در عمل، این حوزه در ایران و به خصوص در شهرهای تاریخی، اغلب به صورت جزیره ای عمل کرده و کمتر در تصمیم گیری های کلان شهری نقش موثر داشته است.
چهارم، تجاری سازی و فشار ساخت وساز است. رشد سریع شهر، گردشگری و ارزش زمین باعث شده بسیاری از فضاهای باز، باغ ها و حتی الگوهای سنتی حیاط و حریم، تحت فشار تغییر کاربری قرار بگیرند. نتیجه این روند، کاهش کیفیت منظر شهری و تضعیف هویت بصری یزد بوده است.
در نهایت، می توان گفت مسئله اصلی نه نبود ظرفیت، بلکه عدم تداوم منطق منظر ایرانی در توسعه معاصر است. یزد هنوز هم می تواند یکی از مهم ترین نمونه های معماری منظر پایدار در جهان باشد، اما این امر نیازمند بازگشت آگاهانه به اصول اقلیمی، تقویت مدیریت منظر و ورود جدی تر نگاه میان رشته ای به برنامه ریزی شهری است.