Fatemeh Mirzaepour meybodi
2 یادداشت منتشر شدهظرف و مظروف، اگر ظرف نباشد چه می شود؟
در خرداد سال 1404 مسابقه ای ملی برای پسماند صفر برگزار شد، یکی از ایده هایی که در مسابقه بیان کردم بدین شرح زیر بود:
در تجربه جابه جایی و اسباب کشی بین خانه های مختلف، یک مشاهده تکرارشونده توجه من را جلب کرد: سطل های زباله اغلب تغییر می کردند، گم می شدند یا در فرآیند جابه جایی از بین می رفتند. این تغییرات ظاهرا ساده، باعث شد به رابطه میان «ظرفیت ابزارهای جمع آوری زباله» و «میزان تولید پسماند» توجه کنم.
در تجربه شخصی من، هر زمان فضای زندگی بزرگ تر بوده و سطل های بیشتری در دسترس قرار داشته، میزان زباله تولیدی نیز بیشتر به نظر می رسیده است. در مقابل، زمانی که به فضای کوچک تر منتقل شدیم و تنها یک سطل زباله محدود در اختیار داشتیم، حجم پسماند نیز به شکل محسوسی کاهش پیدا کرد. در شرایط فعلی نیز با وجود تنها یک سطل کوچک، مشاهده می شود که همین ظرفیت محدود تقریبا به طور کامل پر می شود.
این تجربه برای من این فرض را تقویت کرد که ظرفیت «ظرف دفع زباله» می تواند به صورت ناخودآگاه بر رفتار تولید پسماند اثر بگذارد. به عبارت دیگر، میزان دسترسی به ابزارهای دفع زباله ممکن است نه تنها مدیریت پسماند، بلکه خود الگوی تولید آن را نیز شکل دهد.
از این منظر، زمانی که برای «دورریز» یک ظرف مشخص تعریف می کنیم، در واقع آن را به عنوان بخشی طبیعی و دائمی از زندگی می پذیریم. در نتیجه، تمرکز به جای کاهش تولید زباله، به سمت مدیریت آن هدایت می شود. این موضوع نشان می دهد که وجود یک «ظرف زباله» صرفا یک ابزار فیزیکی نیست، بلکه می تواند یک چارچوب ذهنی برای پذیرش تولید پسماند نیز ایجاد کند.
بنابراین، می توان گفت طراحی سیستم های جمع آوری و دفع زباله، علاوه بر جنبه فنی، دارای تاثیرات رفتاری و ادراکی است و می تواند در شکل گیری یا کاهش الگوهای تولید پسماند نقش مستقیم داشته باشد.