دلخوشی و شادی درونی

1 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 120 بازدید

انسان درهر بخش از زندگی، آرزو هایی ویژه داشته؛ هدفهای کوچک و بزرگی را دنبال می کند، شاید در دوران کودکی، بدست آوردن یک عروسک یا ماشین شارژی پشت ویترین مغازه، هدف و گاه آرزویست؛ که اگر به آن دست نیابیم تبدیل به حسرت می شود و اگر آن را بدست آوریم پس از مدتی عادی شده و احتمالا بعد از مدتی کوتاه حتی دیگر نگاهشان هم نکنیم؛ در بهترین حالت ممکن است، بعنوان یادگار کودکیمان در انبار خانه نگه داریمشان و هر چند سال یکبار، نگاهی به آنها بیندازیم. 

در نوجوانی شاید داشتن یک دوست خوب هدف و گاهی آرزو باشد، اگر دوستی مطابق با معیارهایمان بدست نیاوریم تبدیل به حسرت و اگر بدست آوریم، در کنار لحظات خوش در کنار آن دوست،ممکن است هر روز با او به مشکل جدیدی بر بخوریم و در بهترین حالت ممکن این دوستی تا میانسالی یا پایان عمر بصورت هرازگاهی مکالمات تلفنی و یا چند سال یکبار، دیدار تبدیل می شود. 

در ابتدای جوانی برای بسیاری افراد داشتن شغل و همسر(عشق) آرزویست که اگر بدست نیاید تبدیل به حسرت می شود و اگر بدست آید در کنار همه خوبی ها، معضلات شغلی، اختلاف سلیقه ها، اختلاف علایق، عقاید و... با همسر ، همکار و....مواردی هستند که پا به صحنه می گذارند و در بهترین حالت، شغل به شغل دائمی و رسمی تبدیل می شود و زندگی مشترک تا پایان عمر ادامه می یابد و...

همه این آرزوها و اهداف یا به حسرت تبدیل می شوند یا به روزمرگی که بیشتر اوقات دلزدگی و ملال را به همراه می آورند.

در این بین بعضی افراد، روزمرگی ها برایشان عادی شده و دست به اعمال پرهیجان می زنند ورزش های پر ریسک، سفرهای پر خطر، ریسک در شغل و...


 بعضی در پی آنند که به دیگران ثابت کنند خوشبخت هستند و برخی در پی آنند تا به دیگران نشان دهند که وضع مالی شان عالیست، برخی هم انگار پا به جهان گذاشته اند که به دیگران ثابت کنند به آنها خوش می گذرد و...

اینچنین می شوذ که شبکه های مجازی، اینستا و... پر می شود از نمایش مکرر و اغراق آمیز غذاها ، ویلاها، رستوران گردیها، لباس ها و.... تا به دیگران ثابت شود خوشی تا فیهاخالدون برخی افراد را پر کرده و خوشبختی یک آن آنها را رها نمی کند. نمایشی که ممکن است در بیشتر موارد در پس پرده اش چیزهایی عجیب پنهان باشد، گاهی انسانها از یاد می برند که اگر بواقع از درون شاد باشی نیازی به عرضه کردن و نمایش عمومی آن نداری؛ در واقع آنقدر سرگرم آن شادی و دلخوشی می شوی که حتی یک لحظه را هم برای نمایش دادن آن از دست نمی دهی!!!

دلخوشی هایی که از درون نشات می گیرند و به احتمال زیاد بیرون را هم متحول می کنند از این نوع هستند. دلخوشی ها اگر درونی نباشند، خیلی زود پژمرده می شوند و لایه لایه می ریزند....هر چقدر دوباره گلدان دل را با این دلخوشی ها پر کنی ریشه نمی دوانند و سرآخر می خشکید.

دلخوشی درونی اما؛ ریشه ای دارد که نمی پوسد با شاخ و برگی که به جهان بیرونی نیز راه می یابد....آفت ملال و دلزدگی کمتر سراغ چنین دلخوشی هایی می آید.