Durmohammad Dadkhoah
2 یادداشت منتشر شدهدولتمرد و سیاستمدار
پیش از آنکه به اصطلاح «سیاستمدار» با رویکرد امروزی [در باب سیاسی] پرداخته شود، شایسته است مفهوم «دولتمرد» را از منظر فلسفی و با اقتباس از نوشته های افلاطون بررسی کنیم؛ چرا که در آن دوران، این واژه معنایی متفاوت از امروز داشته است.
اصطلاح «دولتمرد» در رساله ی «دولتمرد» (Statesman) افلاطون که از جمله آثار برجسته ی او در باب سیاست و حکومت است، به «گله بان انسان ها» یا «حاکم بافضیلت» اطلاق می شود؛ کسی که شخصیت او تعیین کننده ی هویت دولت و ملت در برابر دیگر جوامع است. افلاطون «دولتمرد» را با «دریانورد» و «پزشک» مقایسه می کند و تاکید می ورزد که اگر فرد در فن سیاست و حکومت «حاذق» نباشد، همچون طبیبی ناشی یا ناخدایی بی هنر، مردم را به سوی نابودی سوق می دهد. او معیار «دولتمرد» بودن را «دانش»، «هنر»، «تخصص» و «مهارت» فرد می داند که در «آرمان شهر» او به ریاست می رسد.
منظور افلاطون از «دولتمرد»، همان «سیاستمدار واقعی» است؛ کسی که جایگاه خود را نه بر اساس «رای عوام» و «انتخابات»، بلکه بر پایه ی «دانش» و «تخصص» به دست می آورد. در روزگار ما، اصطلاح «دولتمرد» نسبت به زمان افلاطون، آرمانی تر و دست نیافتنی تر شده است. امروزه ما غالبا با «سیاستمداران» مواجه هستیم تا «دولتمردان». در ادامه به تبیین تفاوت این دو می پردازیم.
«سیاستمدار» و «دولتمرد» در کاربرد امروزی، با توجه به کیفیت و اعتبار «عمل سیاسی» از یکدیگر متمایز می شوند. به بیانی دیگر، رجال سیاسی یا کسانی که در راس نظام های سیاسی و دولت ها قرار دارند، با در نظر گرفتن نوع «کنش سیاسی شان»، «دولتمرد» یا «سیاستمدار» نامیده می شوند.
در «اصطلاح شناسی سیاسی»، این دو مفهوم از نگاهی دقیق، معنایی متفاوت اما نزدیک به هم دارند:
* «سیاستمدار»: به کسی اطلاق می شود که اغلب از طریق انتخاب یا انتصاب، در راس «سیاست گذاری عمومی» یا مراتب نظام سیاسی قرار می گیرد، بدون آنکه لزوما به «شایستگی واقعی» یا «ویژگی های رهبری» او توجه شود.
* «دولتمرد»: به آن دسته از رجال و نخبگان سیاسی گفته می شود که فراتر از انتخاب عمومی، بر مبنای «فضیلت»، «شخصیت کاریزماتیک» و «توانمندی های رهبری» شناخته می شوند.
«دولتمردی» یا «سیاستمداری» صرفا یک «منصب سیاسی» عینی نیست؛ بلکه صفت و عنوانی است که با توجه به عملکرد فرد و چگونگی انجام ماموریت های سیاسی به او تعلق می گیرد. معمولا عنوان «دولتمرد» یک «صفت افتخاری» و مرتبه ای بالاتر از «سیاستمدار» است؛ عنوانی که ملت بر اساس شایستگی و توانایی فرد در اداره ی امور کلان کشور، به او اعطا می کنند. اگرچه در مکالمات روزمره این دو اصطلاح یکسان انگاشته می شوند، اما تاریخ نشان می دهد که در حیات سیاسی نظام های جهان و در طول «اعصار» گذشته، «دولتمردان» همواره در اقلیت بوده اند. معیار «دولتمرد» بودن، برخورداری از شایستگی هایی است که اکثر «سیاستمداران» فاقد آن هستند؛ از این رو، «دولتمرد» خواندن هر «سیاستمداری»، کار آسانی نیست.
در بیان وجوه تمایز میان این دو، می توان به نکات زیر توجه کرد:
* «سیاستمدار» به مصلحت حزبی، گروهی و فردی می اندیشد؛ اما «دولتمرد» به «منافع ملی»، «هویت جمعی» و «بقای حکومت» فکر می کند.
* مبنای سیاستمدار خواندن یک فرد، «قدرت فیزیکی» و «جایگاه نمادین» اوست؛ در حالی که دولتمرد دانستن یک شخص، بر پایه ی «فضیلت»، «دانش» و «برتری شخصیتی» او استوار است.
* «سیاستمدار» ممکن است پس از پایان دوران مسئولیتش، اعتبار و جذابیت خود را از دست بدهد؛ اما «دولتمرد» حتی بدون داشتن منصب رسمی نیز می تواند مردم را گرد خود جمع کند و به عنوان «الگو» و «نماد» برای نسل های آینده باقی بماند.
* ثبات قدرت یک «سیاستمدار» به حزب و اندیشه ای خاص وابسته است؛ در حالی که «دولتمرد» با حزب یا بدون آن، بارها می تواند اعتماد عمومی را جلب کند.
* «سیاستمدار» به «انتخابات بعدی» توجه دارد، اما «دولتمرد» به «نسل بعدی» می اندیشد. (جیمز فریمن کلارک)
با این تذکر، دولتمردان واقعی در تاریخی سیاسی جهان کمتر گذشته است. به چند نمونه ی از آنعده افراد که ملت هایشان آنها را همچون دولتمرد قلمداد می کند اشاره می کنیم:
ژولیوس سزار (تبدیل کننده جمهوری روم به امپراتوری و زیرک ترین رهبر سیاسی و نظامی روم)
جورج واشنگتن(نخستین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و بدست آورنده استقلال آنکشور از بریتانیای کبیر )
مهاتما گاندی (رهبر مبارز همد و بدست آورنده استقلال آنکشور از بریتانیای کبیر)
آبراهام لینکلن (شانزدهمین ریس جمهور ایالات متحده آمریکا که او را درستکارترین و متعدترین ریس جمهور میدانند)
وینستون چرچیل (نخست وزیر بریتانیا که منافع کشورش را با قاطعیت در جنگ جهانی دوم دنبال کرد و از جمله دولتمردان انگلیس قلمدادمیشود)
سوال این است که ما در کشور به نام افغانستان چقدر دولتمرد در تاریخ سیاسی خود داشته ایم؟
#خبرگزاری حقیقت
#نوسنده: درمحمد دادخواه