«سنگینی زندگی این روزها مشکلات روانی ایجاد میکند»

5 تیر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 68 بازدید

«سنگینی زندگی این روزها مشکلات روانی ایجاد میکند»


شاید در این روزها، بیشترین تلاشی که انجام می دهی، نه رسیدن به یک هدف بزرگ، بلکه فقط «دوام آوردن» است.

آنقدر سنگینی این روزها در نفس هایت سنگینی می کند که گاهی حتی بلند شدن از تخت، یا پاسخ دادن به یک پیام ساده، شبیه به بالا رفتن از یک کوه بلند به نظر می رسد. این حس که «همه دارند می دوند و من فقط دارم تلاش می کنم که غرق نشوم»، یک حس تنهایی عمیق است. انگار تو تنها کسی هستی که این بار را به تنهایی می کشی، در حالی که بقیه در دنیای دیگری هستند.

اما حقیقت تلخی که باید بدانی این است: تو تنها نیستی که این سنگینی را حس می کنی.

این سنگینی، ناشی از ضعف تو نیست؛ ناشی از «سخت بودن بازی» است. ما در دورانی هستیم که از ما می خواهند مثل ماشین ها، بدون وقفه، بدون خطا و بدون نیاز به استراحت، به جلو حرکت کنیم. اما ما انسانیم؛ ما از گوشت و پوست و احساس ساخته شده ایم، نه از چرخ دنده و سیم.

اگر امروز احساس می کنی توان هیچ کاری را نداری، اگر احساس می کنی این «سنگینی» دارد تو را از درون پوک می کند، بدان که این یک نشانه ی شکست نیست؛ این نشانه ی این است که تو هم انسان هستی.

این درد، این خستگی، و این اضطراب، بخشی از روایت جمعی ماست. ما همگی در یک کشتی هستیم که امواج این روزها بسیار بلند شده اند. گاهی لازم نیست با تمام قدرت پارو بزنی؛ گاهی فقط لازم است که روی کشتی بمانی، نفس بکشی و اجازه بدهی موج ها از کنارت رد شوند.

 اگر امروز فقط توانسته ای که «باشی»، همین هم یک پیروزی بزرگ است. لازم نیست همیشه قهرمان باشی؛ گاهی فقط «بودن» در میان این همه فشار، خودش شجاعت محض است.